امروز وارد دومين سال خروج آمريکا از برجام شديم. 13 آبان سال گذشته بود که رئيس جمهوري آمريکا اقدام به پارهکردن اين معاهده بينالمللي کرد و پس از آن اقتصاد ايران وارد دوره جديدي شد. زماني که اين اتفاق افتاد نرخ ارز در محدوده 14 هزار و 350 تومان قرار داشت و دونالد ترامپ تصور ميکرد که تحريم بيش از هر چيزي بازار ارز ايران را پرتلاطم کند. اما اکنون مشاهده ميکنيم که دلار در کانال 11 هزار تومان قرار دارد و انتظار اين است که اين روند نزولي ادامه يابد تا اينکه بخواهيم جهشي را براي آن پيشبيني کنيم. همچنين در شاخص نرخ تورم با اينکه در سال گذشته شاهد جهشهايي بوديم و در ماههاي ابتدايي سال جاري اين نرخ روند چندان مثبتي را طي نميکرد، اما در حال حاضر مشاهده ميکنيم که از سرعت افزايش قيمت گروههاي مختلف کالايي کاسته شده و به نظر ميرسد تا پايان سال نرخ تورم بين 25 تا 30 درصد باشد. همچنين اين تحريم در بخشهايي به توفيقي اجباري تبديل شده است. بهعنوان مثال در گذشته ما همواره براي تامين دارو نيازمند خارجيها بوديم، اما امروز بسياري از توليدکنندگان داخلي توان خود را به رخ کشيدهاند و اين امر به نفع مصرفکنندگان هم است. براي نمونه دارويي که قبلا مارک خارجي داشت 175 هزار تومان خريداري ميشد، اما اکنون نمونه ايراني آن در داروخانهها 30 هزار تومان قيمت دارد. اين نشان ميدهد که ايرانيها توانستهاند به فرمول آن دست يابند به جاي اينکه چشم به دست خارجيها بدوزند. حال انتظار ميرود که مدت رياستجمهوري ترامپ هرچه زودتر به پايان برسد و راهي براي مذاکره گشوده شود. تمام آنچه گفته شد بدين معنا نيست که تحريمها بياثر بودهاند. همانطور که وزير امورخارجه در مجلس اشاره کرد، در زمان اجراي برجام صادرات نفت ايران به دو ميليون و 800 هزار بشکه رسيده بود، اما اکنون بعيد به نظر ميرسد که حجم صادرات نفت به يک ميليون بشکه هم برسد. بر اين اساس انتظار ميرود که بهجاي مثبتگرايي يا بدبيني، با واقعنگري به تحليل مسائل بپردازيم.