هرچه به انتخابات رياستجمهوري آمريکا نزديک ميشويم، زمان براي «راست جهاني» که قدرت اجرايي و امکانات قدرتمندترين کشور جهان را در اختيار دارد و هنوز کارهاي ناکرده زيادي در از پيشرو برداشتن موانع، براي برهم زدن نظم موجود و سيطره يکجانبهگرايي دارد؛ پريشانتر ميشود و دستپاچهتر عمل ميکند. فشار مجلس نمايندگان در تسريع استيضاح ترامپ بر اين دستپاچگي و تعجيل مزيد بر علت است. به سرانجام نرسيدن برگزيت و خروج قدرتمندترين کشور همسويش از اردوگاه بزرگترين رقيب سياسياش (اتحاديه اروپا)، برخلاف انتظارش، مانع بزرگي در پروژه تضعيف و فروپاشي آن اتحاديه ايجاد کرده که بايد هرچه زودتر به سرانجام برسد. بوريس جانسون براي تسريع اين برنامه عنان کار را از سلفش ترزا ميگرفت تا با سرعتي بيشتر حرکت کند و ازاينرو، خود را به آب و آتش ميزند. پس از برخورد به بنبست مجلس نمايندگان درصدد است تنها راه باقيمانده (انتخابات زودهنگام) را بيازمايد تا شايد بتواند موازنه سياسي داخلي را به نفع خود تغيير دهد. ترامپ براي رسيدن به يک توافق تجاري يکسومآبانه و زيادهخواهانه با چين که بهنظر نميآيد هرگز تحقق پيدا کند؛ ناکام هست و نيز تحتفشار و البته، چين هم از اين وضعيت ناشي از بيتدبيري ترامپ، خيلي ناخرسند نيست. طرح خاورميانه و هدف بازدارندگي قدرت نفوذ منطقهاي که ايران در عراق، لبنان، سوريه و يمن داشته، علاوه بر عدم تحقق هدف، به طرز مفتضحانهاي شکست خورد و موجب قوام نفوذ ايران در اين کشورها بهويژه در لبنان و عراق شده که تهديدي جدي در ايزوله کردن اسرائيل، بازوي اجرايي سياستهايش در منطقه است. بنابراين، جريان راست درصدد است قبل از خروج احتمالي از قدرت اجرايي آمريکا، در اين دو کشور بهخاطر اسرائيل، از نفوذ ايران بکاهد. راه کاهش نفوذ ايران در کشورهاي مذکور را، همزمان با تشديد فشار بر ايران حتي در مورد کالاهاي غذايي و دارويي، تغيير يا تعديل در موازنه سياسي دو کشور ديده است. ناآراميهاي دو کشور را بايد در اين چارچوب ارزيابي کرد؛ نه يک جنبش اجتماعي. با اينکه زمينه و دلايل لازم براي شکلگيري جنبش اجتماعي در اين کشورها وجود دارد. در ارتباط با عربستان، بهتر ميداند فعلا، عربستان در شرايط تمايل به کاهش تنش با ايران باقي بماند که اگر در انتخابات پيشروي آمريکا از قدرت اجرايي رانده شدند روسيه را بهعنوان تکيهگاه خود در کنار دارد. در سوريه هم فعلا روسيه کماکان دست بالا را دارد. عيار مجلس ايران چنانچه در انتخابات پيشرو، به نفع جريان اعتدال و اصلاحات رقم بخورد و قدرت اجرايي آمريکا هم به دموکراتها برسد، برجام مبناي همسويي اروپا و آمريکا و تنشزدايي آنها با ايران خواهد شد. با قوت گرفتن برجام باب گفتوگوهاي جديدي بر سر خاورميانه، شرق آسيا و ساير نقاط مورد مناقشه، بين قدرتها گشوده خواهد شد که چين هم لاجرم در اين گفتوگو خواهد بود و جهان به سمت ثبات هژمونيک چندجانبهاي پيش خواهد رفت و نقشآفريني نهادهاي بينالمللي بهعنوان قوامبخش سازوکارهاي ثبات هژموني چندجانبهاي تقويت خواهد شد. پيمانهاي تجاري ترانس پاسفيک و نفتا، محيط زيستي پاريس، نظامي ناتو و... احتمالا بازآفريني خواهند شد و چين هم درنهايت، کنار آمدن با پيمان ترانس پاسفيک را مغتنم خواهد شمرد؛ ولي در مورد دموکراسي با جهان مساله خواهد داشت و اردوغان بهعنوان عضو نامتجانس ناتو با چالش جدي با غرب مواجه خواهد شد. مجلس نمايندگان آمريکا از هماکنون ضديت خود عليه اردوغان را با صدور قطعنامه مربوط به موضوع نسلکشي ارامنه، کليد زده است. تنش بين غرب و پوتين در مورد سوريه، افغانستان و کريمه تشديد خواهد شد. همه تحولات فوق در گروي نتايج انتخاباتي است که در انگلستان، آمريکا و ايران، با احتمال زياد در لبنان، اسرائيل (در صورت عدمتوفيق بني گانتس در تشکيل دولت) در پيش است. نتايج انتخابات در کشورهاي مذکور، ميتوانند تحولات را به هر يک از دو سوي خوب (به ضرر جريان راست) يا بد (بهنفع جريان راست) و يا وضعيت ميانه خوب تا بد سوق بدهد. فقط، جامعه مدني و جريان دموکراسيخواهي، با جديت حضور و مشارکت در انتخابات و يا عدممشارکت، در کشورهاي يادشده، در سمتگيري مذکور، تعيينکننده هستند. جامعه مدني و نيروهاي اجتماعي دموکراسيخواه در ايران، بايد در برخورد با انتخابات مجلس پيشرو، منافع ملي را در چارچوب تحولات جهان و منطقه و فونداسيون موازنه موجود که با ترکيب مجلسي با عيار بهتر تقويت خواهد شد؛ براي برداشتن گامهاي بعدي ببيند و تصميم بگيرند.