معاون اول رئيسجمهور در يک سخنراني از کساني که از دولت و تصميمهاي ارزي آن گلايه ميکنند، گلايه کرد و گفت: «کساني که ميگويند دولت 18 ميليارد دلار را به باد داده در مقطعي 22 ميليارد دلار منابع کشور را به استانبول و دبي بردند تا به گفته خودشان قيمت ارز را در کشور کاهش دهند در حالي که نه قيمت دلار کاهش پيدا کرد و نه مشخص شد که 22 ميليارد دلار چه شد؟» به آخرين جمله آقاي جهانگيري دقت کنيد، معلوم نيست 22 ميليارد دلار در زمان احمدينژاد چه شده است! حرف آقاي معاون اول بدين معني است که اين پول، دود شده و به آسمان رفته است. اگر اين خبر راست است که واي بر ما و اگر هم نيست که باز واي بر ما. اگر راست نيست، که بايد به حال خود متاسف باشيم که کار در کشور به جايي رسيده است که براي پوشاندن تصميمهاي اشتباه خود، به ديگران تهمت ميزنيم و برايشان داستانسرايي ميکنيم تا کارهاي خود را پيش ببريم. اگر راست است، که بايد پرسيد پس چرا درتمام اين سالها پيگيري صورت نگرفته است؟ چرا به گونهاي رفتار شده است که انگار نه خاني آمده است نه خاني رفته است؟ يا به قول انگليسيها انگار نه باروني اومد نه زميني گل شده! مگر ميشود 22 ميليارد از سرمايه کشور، به جوي ريخته شود و آب از آب تکان نخورد؟ واقعا چرا نهادهاي مربوط زمين را به زمان دوختند تا مقصرين و مهمتر از همه پولها را پيدا کنند؟ منظور جهانگيري دولت احمدينژاد است. خوب ايشان که هستند، دادگاه، بازپرسي و ميز هم که هست، آيا بهتر نيست به جاي حرف زدن در اين مورد وارد مرحله عمل شويم و اگر پولي از بيتالمال به اين سادگي نيست و نابود شده است، به آن رسيدگي کنيم و حق ملت را به جيب آنها برگردانيم. حالا که وقت کشيدن موها از ماستهاست، چرا کسي به سراغ چنين موي بزرگي در تغار يا تاغاز ماست نميرود؟ انتظار از دولت روحاني و شخص آقاي جهانگيري به عنوان مطرح کننده اين موضوع اين است که اين امر را پيگيري و اطلاعات مربوط را به دستگاه قضا بدهد، تا اين نهاد به آن رسيدگي کند. حرف زدن در مورد چنين مسالهاي تنها پاشيدن نمک به زخم مردم است. اين 22 ميليارد دلار که پول بسيار زيادي است، حق مردم است و بايد به آنها بازگردانده شود. احمدينژاد و دولت او، بيايند پاسخ بدهند که آيا چنين پولي در دوران آنها گم شده است يا نه؟ جهانگيري، مدارک خود را ارائه دهد. قوه قضائيه رسيدگي کند. اين ماجرا، کوچک نيست که بشود از کنار آن گذشت و گفت که «انشا... گربه است.» نه گربه نيست، چندين گوني پول متعلق به مردم ايران است که نيست و نابود شده است. با 22 ميليارد دلار در اين کشور چه کارها که ميشد و ميشود انجام داد. چه کارها که به خاطر نبود پول تعطيل شده است. چه کارخانهها که به خاطر نبود سرمايه حمايتي، تعطيل شده است. مگر ميشود درباره دوراني که درآن به همين راحتي 22 ميليارد دلار گم ميشود، سکوت کرد و حرفي نزد. اتفاقا بايد از آن رمان نوشت و گفت تا مردم بدانند از کجا به کجا رسيدهايم.