بستن

یادگیری و دسترسی آسان به مواد مخدر در میان نوجوانان

یادگیری و دسترسی آسان 
به مواد مخدر در میان نوجوانان
امان‌الله قرایی‌مقدم جامعه شناس

اعتياد از طريق يادگيري صورت مي‌گيرد و اين امر باعث افزايش ضريب آمار اعتياد در ميان دانش آموزان و افراد کم سن و سال شده است. فرض کنيد يک کودک وقتي هر روز از پارک رفت‌وآمد مي‌کند، با افرادي روبه‌رو مي‌شود که سيگار يا گل مي‌کشند. او وقتي مي‌بيند که معتادان در کوچه و خيابان مشغول مصرف هستند بنابراين او هم ياد مي‌گيرد. مساله بعدي دوستان و رفقا هستند. براساس پژوهشي که «تالکوت پارسونز» انجام داده است، تاثيري که دوستان و همسالان بر رفتار افراد مي‌گذارد به مراتب بيشتر از تاثير پدرومادر است. چون اجباري در رفتار دوستان نيست و از راه شوخي و متلک گفتن ياد مي‌گيرند. ابتدا اين کودکان معتاد متجاهر از طريق سيگار وارد اين مساله مي‌شوند و بعد هم در کنار دوستان گل مصرف مي‌کند و خيال مي‌کنند که اعتياد نمي‌آورد در حالي که در حال حاضر ‌درصدي از دانش‌آموزان گل مصرف مي‌کنند. چهارمين مساله نبود اوقات فراغت براي اين کودکان است. کودکان،‌نوجوانان و جوانان اوقات فراغت غني و مناسبي ندارند و شادي و نشاط در جامعه وجود ندارد. موضوع ديگر در دسترس‌بودن اين مواد است. امروز مواد مخدر از آدامس خروس‌نشان قابل دسترس‌تر است. از جمله گل، کراک، شيشه و قرص‌هاي اکستازي که به چندين نوع در اختيار آنها است. همه اين موارد باعث شده که قبح اين مساله ريخته شود و سن اعتياد پايين بيايد. اما مساله مهم‌تر نااميدي نسبت به آينده است، وقتي مي‌بينند که زندگي‌ بزرگ‌ترها در بدبختي و فقر و گراني به سر مي‌شود او هم ناميد مي‌شود، مايوس مي‌شود وبراي اينکه خودش را از مشکلات دور کند به مواد مخدر پناه مي‌برد. پديده کودکان خياباني و کار، يکي از معضلات گريبانگير اکثر شهرهاي بزرگ در جهان معاصر است. اکثر کودکان خياباني به کارهاي انحرافي دست زده‌اند، مورد تجاوز جنسي قرار گرفته، توسط پليس دستگير شده و حتي عده‌اي نيز به زندان رفته‌اند. در نهايت، نتايج اگر به نتايج پژوهش‌ها در اين زمينه نگاه کنيد رابطه معناداري بين اعتياد پدرومادر، آزار کودکان توسط آنها و زندان رفتن پدرومادر با نوع کار کودکان وجود دارد. اکثر کودکان کار و خياباني پسر، مهاجر، داراي ميزان درآمد پايين و پدرومادر معتاد، و کساني هستند که توسط والدين مورد آزار جسمي قرار گرفته‌اند و بيشتر به کار دستفروشي مشغول هستند. کودکان کار نشان از فقر در جامعه دارد و در بحث زباله‌گردي علاوه بر اينکه از کودکان ايران استفاده مي‌شود از اتباع بيگانه به‌دليل فرودست‌بودن آنها بهره‌کشي و سوءاستفاده مي‌شود. مردم نسبت به خبرهاي طبقه پايين حساس هستند و پديده زباله گردي که از فقر اقتصادي و نابساماني اقتصادي بروز کرده و تبعات فراواني براي آن افراد دارد. با بررسي کامل وضعيت کلي کودکان کار و خياباني، سبک زندگي، فعاليت‌ها، تجربيات، زمينه‌هاي خانوادگي، ويژگي‌هاي تحصيلي و خصوصيات رفتاري آنان از نظر ارتکاب جرم و نظاير آن مي‌توان به ديدگاه درست از اين معضل رسيد. در نهايت گراني، نابساماني برخي از خانواده‌ها، طلاق، بدسرپرستي، اعتياد و... دلايل اصلي توليد کودکان کار و خياباني است که معمولا از هفت سالگي شروع به کار مي‌کنند. بسياري از اين کودکان که با افزايش آنها به يک هنجار تبديل مي‌شوند مي‌توانند فرزندان ديگر خانواده‌ها را مورد آسيب قرار دهد. در کنار کارتن خوابي زنان، کودکان خياباني اهميت خود را از دست مي‌دهد و شايد اين معضل ديگر مورد توجه قرار نگيرد. آسيب‌هاي اجتماعي به اندازه‌اي زياد است که نمي‌توان تمام آنها را مطرح کرد اما نبايد از کنار آنها به سادگي عبور کرد. مسئولان و دولت بايد براي رفع معضلات و آسيب‌هاي اجتماعي تدابيري اساسي بينديشند تا مشکلات وارد بطن جامعه نشود. زماني که اين مشکلات ريشه کن شود مي‌توانيم بگوييم جامعه سالمي داريم. سازمان‌هاي متولي براي جمع آوري تمام کودکان خياباني که تنها حرفه شان دستفروشي است بودجه کافي ندارد و ريشه ايجاد چنين شرايطي در جامعه تنها فقر است و بس؛ زماني که خانواده‌ها زيرخط فقر قرار گيرند ناچارند کودکان خود را براي کسب درآمد از خانه خارج و وارد جامعه کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی