محمدجواد ظريف روز دوشنبه طي سخناني در نخستين کنفرانس بينالمللي يک جانبهگرايي و حقوق بينالملل در دانشگاه علامه طباطبايي اظهار کرد: «چندجانبهگرايي يک انتخاب نيست يک ضرورت است». ايالات متحده پس از جنگ سرد بهعنوان تنها هژمون نظام بينالملل خود را متعهد به تامين امنيت مناطق مختلف دنيا ميديد. يکي از اين مناطق که بيش از هر جاي ديگر مورد توجه امنيتي، سياسي، اقتصادي و در يک کلام توجه همهجانبه ايالات متحده قرار دارد، منطقه خاورميانه است. منطقه خاورميانه به دلايل ژئوپليتيکي مختلف مانند ذخاير عظيم نفتي و گازي، بيثباتيهاي پي در پي، اسلام سياسي و... يکي از مناطق استراتژيک مهم دنيا تلقي ميشود که تامين امنيت آن نقشي اساسي در سياست خارجي ايالات متحده پيدا کرده است. اما آنچه در مورد تحرکات امنيتي آمريکا در منطقه خاورميانه قابل توجه است، رويکرد تکروي و يکجانبهگرايي و غيرمشورتي اين کشور با قدرتهاي مختلف جهاني و منطقهاي است، که به سياست «يکجانبهگرايي» ايالات متحده معروف شده است. وزير امور خارجه ايران ضمن نکوهش سياست يکجانبهگرايانه آمريکا تصريح کرد: «دولتها ذاتا نسبت به حاکميت خود بسيار بسيار با خست عمل کرده و ميکنند و اگر نبود نياز قطعي دولتها به حل مسائلشان از طريق چند جانبهگرايي هيچگاه چند جانبهگرايي پا نميگرفت». وي افزود: «اکنون ميبينيم که ديپلماسي چندجانبهگرايي بهعنوان واقعيت ظهور و نمود پيدا کرده و آن هم بهدليل امکانناپذيربودن راهحلهاي يکجانبه است و دولتها به اين نتيجه رسيدهاند که نه ميتوانند مشکلات خود را به تنهايي حل و فصل کنند و نه ميتوانند به تنهايي مانع اقدامات هنجارشکنانه ديگران شوند و براي همين به چندجانبهگرايي روي آوردند و اين موضوع نياز قطعي جامعه بشري بوده است». ظريف با اشاره به اينکه در شرايط گذار کنوني چندجانبهگرايي بيش از هر زمان ديگري به ضرورت در جامعه بينالمللي تبديل شده است، اظهار کرد: «امروز شرايطي داريم که دنيا ديگر غرب نيست اما به معناي ضد غرب هم نيست. دنياي بدون غرب به معناي اين واقعيت است که ديگر همه اتفاقات در غرب اتفاق نميافتد وغرب نميتواند همه تصميمات براي تحولات جهاني را اتخاذ کند. زماني همه اتفاقات قابل توجه دنيا در غرب رخ ميداد و آنها اتفاقات دنيا را تعيين مسير ميکردند، اما واقعيت اين است که امروز در دنيا همه اتفاقات نه در غرب ميافتد و نه ميتوانند براي جهان تعيين مسير کنند».
سرانجام يکجانبهگرايي چيست؟
بهرغم آن که چندجانبهگرايي ضرورتي انکارناپذير براي جهان مدرن است، برخي کشورها براي پيشبرد منافع ملي خود يکجانبهگرايي را در پيش گرفتهاند. در چنين شرايطي اتخاذ سياست مناسب براي کشورها يکي از اصليترين چالشهاي سياست مداران است. اين موج يک جانبهگرايي به خصوص اگر گذرا نباشد و گسترش يابد، چه بر سر حقوق بينالمللي که امروز ميشناسيم خواهد آورد؟ در اين شرايط واکنش ما به اين روند چگونه بايد باشد؟ محمدجواد ظريف در اين باره تاکيد دارد: «حقوق بينالملل نظام خاص و منحصربه فردي است که هدف اوليه و عمده آن تنظيم روابط ميان دولتها و تلاش براي قانونمند کردن رفتار دولتها در عرصه بينالمللي براساس توقعات است. حقوق بينالملل مبناي پليسي ندارد بلکه ميتواند با تنظيم توقعات بازيگران و کنشگران مختلف رفتار آنها را سازماندهي کند، اما در يک جانبهگرايي فرد يا کشوري مبتني بر قوانين بر موازين تنظيم شده عمل نميکند به قول بولتون که گفته بود حقوق و سازمانهاي بينالمللي تنها يک ابزار در جعبه ابزار آمريکا هستند که هر زمان مفيد باشند از آنها استفاده ميکنند آيا واقعا اينگونه است؟ آيا آمريکا امنتر است؟ زندگي بهتري دارد؟» وزير امور خارجه ادامه داد: «امروز يکي از نمونههاي يک جانبهگرايي آمريکا خروج از توافقات بينالمللي و استفاده از ابزارهاي قهرآميز اقتصادي است که اشتباها به آن تحريم ميگوييم. در واقع تحريمها استفاده از ابزارهاي زورمدارانه اقتصادي است. کساني که به برجام ايراد ميگرفتند که چرا آمريکا از برجام خارج شد الان ببينند که ديگر چيزي نمانده که ترامپ از آن خارج نشده باشد. آمريکا از يونسکو، شوراي حقوق بشر و... خارج شد. انشاءا... از شوراي امنيت هم خارج شود که خيال همه راحت باشد». او يادآور شد: «سادهلوحانه است که فکر کنيم دولتي که ذاتا تمايل به يک جانبهگرايي دارد حقوق بينالملل را ناديده ميگيرد. آمريکا بدون توجه به خاصيت حقوق بينالملل يک جانبهگرايي را در پيش ميگيرد اما در آينده کسي نميتواند به امضاي آمريکا اعتماد کند. آمريکا از نفتا خارج شد دولت مکزيک توافق جديدي را به امضا رساند و خيلي از مکزيکيها معتقد هستند که توافق جديد از نفتا بيشتر به نفع مکزيک است نتيجه اين شد که نفتاي جديد مورد توافق قرار گرفت حتي کانادا هم به آن پيوست و در مقابل ترامپ از سياستهاي مکزيک در مورد مهاجرت ناراحت شد. مشکل خارج شدن از چارچوب حقوق بينالملل، از دست دادن پيشبيني پذيري رفتار کشورهاست اما عملگرايانه نيست که شما يک توافقي را کنار بگذاريد و توافق ديگري را به امضا برسانيد در نتيجه کمکم دنيا به اين نتيجه ميرسد که با آمريکا نميشود توافق کرد».
آمريکا معتاد به تحريم است
وي با تاکيد بر اينکه آمريکا معتاد به تحريم است، گفت: در هر دورهاي تحريمهاي آمريکا عليه کشورهاي ديگر قابل مقايسه نيست از دهه 1990 زماني نبوده که کمتر از 50 کشور به نوعي تحت تحريمهاي آمريکا نباشند. اما چرا ميگوييم از کلمه تحريم استفاده نکنيم زيرا تحريم ابزاري است که کشوري يا فردي استفاده ميکند براي اينکه اجراي مقررات را به ديگري تحميل کند. اقداماتي که آمريکا انجام ميدهد تحريم نيست اقدامات زورمدارانه اقتصادي است که بتواند سياستهاي خودش را تحميل کند. عدهاي معتقدند که تحريم از جنگ بهتر است اما تحريم همان جنگ است اما عليه افراد غيرنظامي و آنها را وادار ميکند که رفتار دولتهايشان را تغيير دهند. بهعنوان مثال پمپئو ميگويد اگر دولت ايران ميخواهد مردمانش غذا بخورند بايد سياستشان را تغيير دهد. بنابراين اقدامات آمريکا هدفش جلوگيري از اعمال قانون است. وي خاطر نشان کرد: آمريکا به کساني که ميخواهند قطعنامه 2231 را اجرا کنند فشار ميآورد اما بايد مراقب باشيم که آمريکا دوباره نتواند يک جانبهگرايي خودش را پوشش چندجانبه دهد. اشتباهات باعث شده که آمريکا بتواند با سياست يکجانبه خودش شش قطعنامه را پوشش چندجانبه بدهد. ما نبايد چشممان به خارج باشد بايد بر اقتصاد مقاومتي، خودباوري و داخل کشور متمرکز باشيم، اما نبايد مجدد به آمريکا اجازه دهيم سياست يکجانبه خودش را پوشش چندجانبه بدهد اگر چندجانبه به خود بگيرد اجرايش راحتتر ميشود.