پيدايش نهاد ديپلماسي زائيده نياز انسانها و جوامع بشري به داشتن ارتباط و تعامل با ديگر افراد، اقوام وجوامع از ابتداي تاريخ تاکنون بوده است. ملتها و جوامع گوناگون بشري، براي تأمين نيازهاي امنيتي، معيشتي و منزلتي ِخود نيازمند ارتباط با ديگرجوامع هستند. اين نياز و ضرورت تاريخي به پيدايش نهاد ديپلماسي انجاميده است. از اين زاويه، ديپلماسي را ميتوان از ريشه دارترين و ديرپاترين کنشهاي انساني دانست. دريک تعريف ساده، ديپلماسي نهاد ِمذاکره و رابطه نظام مند ميان دولتها است که هدف از آن جلوگيري از جنگ، حل و فصل مسالمتآميز اختلافات، پيشبرد اهداف مشترک و حفظ جامعه بين الدولي است. در يک تعبيرکلاسيک ديپلماسي هنرمتقاعد کردن بدون توسل به زور تعريف ميشود. بر مبناي اين تعريف، ديپلماسي سازوکاري است که سياست خارجي با استفاده از آن به جاي جنگ از راه توافق به هدفهاي خود ميرسد. بر اين اساس آغاز جنگ، شکست ديپلماسي است. دريک برداشت رئاليستي، از نهاد ديپلماسي درکنار موازنه قدرت، حقوق بينالملل، سازمانهاي بينالمللي و حکومت جهاني به عنوان پنج شيوه عمده که در طول تاريخ براي حفظ نظم و صلح بينالمللي به وجود آمدهاند، ياد ميشود که در ميان آنها ديپلماسي کارآمدترين سازوکار پنداشته ميشود. در اهميت نقش و جايگاه ديپلماسي در نظام بينالملل، ميتوان گفت ديپلماسي موتورخانه روابط بينالملل است: جائي که سياست خارجي بدنبال تحقق اهداف دولت است، ديپلماسي وسيلهاي براي تحقق اين اهداف است. شکل ديپلماسي درگذر تاريخ دگرگون شده است، اما کارکردهاي ديپلماسي کم و بيش پايدار مانده است. يکي از مهمترين تحولات ديپلماسي در مقايسه با گذشته، اهميت يافتن تدريجي و رو به تزايد آن است. درگذشته جنگ شکل اصلي کنش و واکنش به ويژه در عرصه حل اختلافات ميان دولتها بوده است. اما درحال حاضر جنگ ديگر ابزار اصلي حل اختلافات تلقي نميشود، بلکه اين ديپلماسي و مراجعه به راههاي ديپلماتيک است که قاعده اصلي تعامل ميان کشورها در حوزه حل اختلافات قلمداد ميشود. بدين ترتيب، ديپلماسي نهادي قديمي است که به ضرورتي براي امروز و فرداي جوامع انساني تبديل شده است. برخلاف گذشته که تنها يک الگوي خطي ساده از ديپلماسي وجود داشت، در دنياي امروز ديپلماسي دستخوش دگرگونيهاي اساسي شده و بر ابعاد و انواع ديپلماسي افزوده شده است. انواع مختلفي ازديپلماسيهاي نوپديد برشمرده ميشود: ديپلماسي پنهان، ديپلماسي آشکار، ديپلماسي عمومي و ديپلماسي خط دو. برخي ديپلماسي رسانهاي و ديپلماسي مجازي يا ديجيتالي و ديپلماسي شبکهاي را از مهمترين و مؤثرترين گونههاي ديپلماسيهاي نوين برمي شمرند. برخي حتي به ديپلماسي اجبارآميز معتقدند که ترکيب نامانوسي از ديپلماسي مبتني بر زور است و گروهي به ديپلماسي علمي يا ترکيبات مشابه (همانند ديپلماسي ورزشي، ديپلماسي هنري و ديپلماسي ديني) اشاره ميکنند. در هزاره سوم ميلادي و در قرن 21، با تحول و گذار در مفاهيم قدرت و ارتباطات، تحول در عرصه نظري و عملي ديپلماسي را نيز شاهد هستيم. امروزه ديگر با ديپلماسي عصر کشتيهاي بادباني که نمايندگان سياسي اش تام الاختيار فرض ميشدند و تبادل هياتها و پيامها، اموري پرهزينه و بسيار زمان بر بودند، نميتوان به مصاف دنياي پيچيده، به هم وابسته و با انواع تهديدات متنوع و تحول يافته (از بيوتروريسم و تهديدات زيست بومي گرفته تا تهديدات سايبري و جنگهاي نسل ششمي يا جنگ رباتيک) رفت. لذا تحول در مفاهيم ارتباطات و ديپلماسي در عرصه نظريه و عمل به خلق مفاهيم تازهاي تحت عنوان ديپلماسي عمومي، ديپلماسي ديجيتالي و ديپلماسي مسير دوم انجاميده است. مهمترين وجه ديپلماسيهاي مدرن، عمومي و آشکار بودن آن است که از آن به «ديپلماسي با صداي بلند» تعبير ميکنند. ديپلماسي در فضاي مجازي يا ديپلماسي شبکهاي در واقع امکان و بستري است که درآن دولتها از ابزارقدرت نرم براي متقاعدکردن يکديگر بجاي ديپلماسي ِ زور و اجبار استفاده ميکنند. يکي از نشانههاي نشاط و علائم بالندگي سياسي يک کشوردر نظام بينالملل، تحرک و کنشهاي ديپلماتيک آن است. جمهوري اسلامي ايران به رغم چهاردهه تلاش مستمردشمنان فرامنطقهاي و رقبا و دشمنان منطقهاي اش ازجمله رژيم صهيونيستي براي تحميل انزواي سياسي و محروميت از کنشگري در عرصههاي سياسي و امنيتي در حوزههاي پيرامون خود، به بلوغ و تکامل در عرصه ديپلماسي دوجانبه، چندجانبه و بينالمللي دست يافته و امروز به بازيگري توانمند و کنشگري فعال در عرصه سياسي و امنيتي در حوزههاي حساس ژئوپلتيک اطراف خود يعني حوزه غرب آسيا، حوزه قفقاز و آسياي مرکزي، حوزه جنوب آسيا و شبه قاره و البته حوزه ژئواستراتژيک و ژئواکونوميک ِخليج فارس و درياي عمان بدل شده است. مضاف بر اشراف و تسلط بر ديپلماسيهاي سنتي، جمهوري اسلامي ايران در عرصه ديپلماسيهاي نوپديد نيز کنشگري فعال و پويا محسوب ميشود. امروزه علاوه بر ديپلماسي عمومي و فرهنگي، جمهوري اسلامي ايران حضور فعال و تأثيرگذاري در عرصه ديپلماسي ديجيتالي و فضاي مجازي داشته و از ظرفيتهاي خوبي در عرصه ديپلماسي رسانه اي، علمي و ورزشي برخوردار است. به علاوه به دليل هويت ديني و ماهيت اسلامي اين نظام، از ظرفيت قابل توجهي در ميدان ديپلماسي ديني برخوردار است. اهداف و مقاصد سياست خارجي و منافع ملي به طرق مختلفي قابل حصول و پيگيري است. اما مؤثرترين و کم هزينهترين سازوکار پيگيري اهداف سياست خارجي و تأمين منافع ملي، سازوکار ديپلماسي است. ديپلماسي برپايه قدرت و اقتدار ملي، ضرورت امروز و فرداي ماست.