آرمان ملي: خبرگزاري «رويترز»، که از نگاه برخي کارشناسان رسانه به اصطلاح دومين خبرگزاري بزرگ جهان است، در آييننامه خود بندي دارد که تمام اعضاي اين سازمان رسانهاي را ملزم ميکند همواره با ذکر دقيق نام منابع، اخبار داراي اهميت درباره تحولات مهم جهاني را گزارش کند. در اين آييننامه، استناد به منابع بينام، تنها به عنوان آخرين راهکار و صرفا در مواردي نادر مجاز شمرده شده و در عين حال تأکيد شده است که اين منابع غيرقابل اتکاترين منبع براي خبرنويسي هستند. اما ظاهرا زماني که پاي اخبار ايران در ميان است، اين اصول براي رويترز چندان محلي از اعراب ندارد. پيش از اين هم تحريفها و خبرسازيهاي مکرر اين خبرگزاري مورد انتقاد کارشناسان و مقامات مختلف قرار گرفته است، به گونهاي که «محمد جواد ظريف» وزير خارجه کشورمان در تاريخ سوم تير 1397 گفت: «بدانيد که خبرگزاري رويترز روزي 50 خبر دروغ راجع به اقتصاد ايران توليد ميکند». اين رويکرد رويترز در آميختن بخشي از حق به مقدار زيادي باطل جهت باورپذير شدن آن توسط مخاطب، کماکان ادامه دارد و در جديدترين دروغپراکني اين خبرگزاري عليه ايران، در گزارشي اختصاصي به نقل از دو منبع عراقي بينام منتشر کرد مبني بر اينکه «شبهنظاميان مورد حمايت ايران، در جريان تظاهرات اخير عراق، تکتيراندازهايي را روي سقف خانهها در بغداد مستقر کرده بودند تا به سمت معترضان شليک کنند». به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با قاسم محبعلي مديرکل اسبق خاورميانه و شمال آفريقاي وزارت امورخارجه انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه پنتاگون اعلام کرد 1000 نظامي آمريکايي از سوريه به عراق منتقل ميشوند، آمريکاييها از اين انتقال نيرو چه اهدافي را دنبال ميکنند؟
به نظر ميرسد جداي از اين انتقال نيرو داشتن پايگاه براي آمريکاييها در عراق حائز اهميت است. با توجه به بازيگراني که در ميان عراق و سوريه هستند که ميتوانند در وضعيت منطقه تاثيرگذار باشند بنابراين آمريکاييها شايد قصد دارند به اين بهانه در وضعيت پيچيدهاي که در منطقه شکل گرفته است حضور داشته باشند. در نتيجه به نظر ميرسد ترامپ به دنبال آن است تا به گونهاي وضعيت خود را که با اعلام خروج از سوريه انتقادات و اختلافات را در داخل آمريکا تشديد کرد تا حد زيادي اين وضعيت را کنترل و آثارش را محدود سازد.
خبرگزاري رويترز با رويکرد ضدايراني که با استناد به منابع بينام و نشان در پيش گرفته چه اهدافي را از اين رويکرد خصمانه آن هم با در پيش گرفتن دشمني بر ضد مردم ايران دنبال ميکند؟
هدف چنين استراتژي از سوي به اصطلاح رسانهاي همچون رويترز جنگ رواني است. به عنوان نمونه اين رسانه در تلاش بود تا جريان مطالبات (اقتصادي) مردمي در عراق را منحرف کرده و به نوع و گونهاي آن را منتسب به ايران نمايد. در اين مناقشهاي که در منطقه در جريان است جنگ رواني و خبرسازي بخشي از اين استراتژي را تشکيل ميدهد. آنها براي آنکه بتوانند افکار عمومي را به سمت آنچه دنبال ميکنند منحرف نمايند تا بدين ترتيب مناقشات در منطقه را تشديد نمايند.
در چنين چارچوبي چگونه رسانههاي کشورهاي مستقل ميتوانند اين رويکرد دروغ افکنانه و خصمانه چنين رسانههايي را خنثي نمايند؟
رسانهها اگر بتوانند اخبار را مستند و به موقع با استفاده از اسناد و مدارک متقن ارائه نمايند طبيعتا آثار چنين دروغ افکنيهايي کاسته ميشود. اما تا زماني که در يک مناقشه منطقهاي بازيگران متعددي وجود دارد بايد منتظر چنين رويکردي از سوي اين رسانهها باشيم. بايد اين مساله را مد نظر داشته باشيم ميتوان چنين رويکردي را تا حدود زيادي با کاهش فزاينده آن مهار نمود، اما شايد نتوان بهصورت کلي آن را قطع کرد. چون به هر حال در مناقشات، رسانهها بخشي از مساله هستند. راهکار اين است که شفافيت بهوجود آيد. همچنين بايد تلاش کنيم تا با کشورهاي منطقه روابطمان را توسعه داده تا روابط به سمت سوي عاديسازي و صلح حرکت نمايد. تا کساني که به دنبال ماهيگيري از آب گلآلود هستند نتوانند به هيچ عنوان حتي فرصت سوءاستفاده پيدا کنند.
آمريکاييها به طور مشخص چه استراتژي را در قبال عراق دنبال ميکنند؟
عراق کشور کليدي است و آمريکاييها حضور در اين کشور را براي خود راهبردي ميدانند. همچنين آنها منافع زيادي در عراق براي خود تعريف کردهاند. عراق کشور ثروتمندي بوده و منابع عظيم زير زميني دارد. بنابراين يکي از هدفهاي ثابت آمريکاييها در منطقه خاورميانه کنترل جريان صدور انرژي در منطقه است. بنابراين آمريکاييها عراق را به عنوان يک جايگاه حساس و کليدي در حد فاصل ايران، ترکيه و کشورهاي عربي انتخاب کردند. در نتيجه بعيد است که به دنبال آن باشند که نقش خودشان را در عراق و حضور در اين کشور کاهش دهند.
با توجه به آنکه پيش از اين ترامپ اعلام کرده بود قصد خروج نيروهاي آمريکايي از منطقه را دارد. آيا چنين مواضعي را ميتوان در چارچوب سياستهاي اعلامي و يا اعمالي واشنگتن دانست؟
سوريه با عراق از نظر آمريکاييها کاملا متفاوت است. افغانستان نيز همين گونه است. چرا که آن منافعي که آمريکاييها در عراق دارند به هيچ عنوان چنين منافعي در افغانستان و يا سوريه وجود ندارد. اما بهطور کلي شايد آمريکاييها علاقهمند باشند که حضور خودشان را در خاورميانه کاهش داده و بيشتر توجهشان را به دليل مهار چين متوجه آسياي جنوب شرقي کنند. به دليل آنکه رشد فزاينده چين از نظر آمريکاييها يک قدرت رقيب براي آمريکاييها محسوب ميگردد. بنابراين به طور کلي اين تحليل درست که نگاه استراتژيک آمريکاييها به سمت جنوب شرق آسيا به منظور مهار چين است اما اين بدان معنا نيست که آمريکاييها از خاورميانه خارج خواهند شد و نقشي ايفا نخواهند کرد.