بستن

سردرگمی استراتژیک در آمریکا

سردرگمی استراتژیک در آمریکا
نصرت‌ا... تاجیک دیپلمات اسبق

وزير دفاع آمريکا از انتقال 1000 نظامي اين کشور از شمال سوريه به عراق خبر داده است، حضور آمريکايي‌ها در منطقه براي آنها داراي منافع بوده است، از جمله دستيابي به نفت، در دست داشتن پيمانکاري پروژه‌هاي بزرگ در منطقه و مهمتر از آن مساله فروش تسليحات؛ هر چند هزينه آن بيش از فايده‌اش بوده‌است. دونالد ترامپ در ابتدا که مساله خروج را مطرح کرد مشاورانش به وي فشار وارد کردند، بنابراين خروج را مبدل به جابه‌جايي نيرو کرده‌ است. ترامپ در سطح رسانه‌ها مطرح مي‌کرد که من به دنبال بازگرداندن سربازان آمريکايي به خانه هستم حال آنکه اين سربازان نه تنها باز نمي‌گردند بلکه به استناد سخنان مارک اسپر جابه‌جا مي‌شوند. اينکه چرا گفته مي‌شود اين اقدام بي‌برنامه بود، چون اين نيروها امکانات لجستيکي خودشان را جا گذاشتند يعني مشخص بود در اين زمينه طراحي وجود دارد و زدوبندي ميان ترامپ و اردغان شکل گرفته است. اردوغان مي‌خواست عمليات انجام دهد، آمريکايي‌ها مناطقي را خالي کردند تا وي آنچه مي‌خواهد انجام دهد. از سوي ديگر آمريکايي‌ها برنامه‌اي براي انتقال اين نيروها به عراق نداشتند و هنوز دستورالعمل و ماموريتي براي اين نيروها همان گونه که وزير دفاع آمريکا گفته، تعريف نشده است. در مجموع اين گونه اقدامات بي‌برنامه با اهداف غير شفاف را فقط مي‌توان در چارچوب گمانه‌زني تحليل نمود. به نظر مي‌رسد آمريکايي‌ها به دنبال سلسله اقداماتي هستند که حضورشان را در منطقه محکم‌تر کنند به گونه‌اي که به دليل اختلافاتي که ميان ايران و آمريکا وجود دارد اقداماتشان را به اين سمت ببرند که در اطراف ايران حضور بيشتري داشته باشند. بنابراين آنها سلسله اقداماتي را در آينده مد نظر دارند. در نتيجه در حال حاضر به دنبال ايجاد زير بناي استراتژي امنيت ملي آمريکا و يا طرح‌هايي هستند. به نظر مي‌رسد آمريکا به طور عام و ترامپ به طور خاص به دليل عدم وقوف به روابط بين‌الملل و مسائل خاورميانه، داراي استراتژي منسجم و سازنده براي حل مشکلات خاورميانه نيست. بنابراين از نظر تاکتيکي سردرگم است. در نتيجه هر لحظه به يک ريسمان چنگ مي‌زند. چون منافعي براي خود تصور کرده، به دنبال آن است اما به دليل عدم شفافيت سياست‌هايش نمي‌تواند آن منافع را به‌صورت آشکارا مطرح نمايد. بنابراين از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرد. در نتيجه به دليل عدم انسجام در دولت ترامپ، وزارت خارجه يک استراتژي را دنبال کرده، پنتاگون رويکرد ديگري را دنبال مي‌نمايد. به گونه‌اي که پنتاگون با بسياري از طرح‌هاي ترامپ مخالف بود. بنابراين به دليل آنکه هر يک از اين ساختار قدرت در آمريکا به يک سمت و سو مي‌کشد، در نتيجه آن کارکرد براي آنها قابل اجرا نيست. پس در نتيجه هم عدم انسجام در ميان دستگاه‌هاست و هم عدم شفافيت اهداف و سياست‌هاست، براي آنکه بتواند مشکلات منطقه را حل نمايد تا جايگاه آمريکا را تثبيت نمايد. چون اين مسائل وجود ندارد ما شاهد اين زيگزاگ‌ها در مواضع و رفتار آمريکايي‌ها هستيم. اين رفتار آمريکايي‌ها بسياري از هم‌پيمانان‌شان را از آنها جدا مي‌نمايد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی