آرمان ملي- مرتضي رفيعي: منابع خبري گزارش دادند «مايک پنس» معاون رئيسجمهور آمريکا در پايان مذاکرات خود و هيات همراهش با رجب طيب اردوغان رئيسجمهور ترکيه اعلام کرد که دو طرف براي برقراي آتشبس در شمال شرقي سوريه به توافق رسيدهاند. مايک پنس درباره جزئيات اين توافق اظهار داشت: «ترکيه در اين مذاکرات متعهد شده است که عمليات چشمه صلح را متوقف خواهد کرد تا نيروهاي ي.پ.گ بتواند ظرف 20 ساعت آينده از منطقه امن مرزي [نوار مرزي به عرض 20 کيلومتر] خارج شود. پس از آن نيز عمليات به طور کامل متوقف خواهد شد. ترکيه همچنين متعهد شده است که به شهر کوباني حمله نکند. آمريکا و ترکيه به اتفاق هم متعهد شدهاند که با همکاري جامعه جهاني، راهکار صلحآميزي را براي ايجاد يک منطقه امن در شمال سوريه پيدا کنند تا امنيت و ثبات مرز سوريه و ترکيه تضمين شود.» به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با حسنهانيزاده کارشناس مسائل بينالملل انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
مايک پنس با چه هدفي به ترکيه سفر داشت؟ همچنين چه توافقات احتمالي ميان طرفين صورت گرفته است؟
سفر ناگهاني مايک پنس، معاون رئيسجمهور و مايک پمپئو، وزير امور خارجه ايالات متحده به ترکيه در چارچوب توافقاتي که پيش از اين در دو کشور بر سر عقبنشيني آمريکا از شرق سوريه صورت ميگيرد. يک سلسله گزارشهايي وجود دارد مبني بر اينکه خروج ناگهاني تفنگداران آمريکايي از شرق فرات نتيجه يک زدوبند سياسي بين ترکيه و آمريکا بهويژه اردوغان رئيسجمهور ترکيه و دونالد ترامپ رئيسجمهور آمريکا صورت گرفته است. به همين دليل از مدتها پيش نيروهاي مسلح ترکيه در ادلب به حالت آماده باش درآمدند تا خلأ ناشي از خروج نيروهاي آمريکايي را پر کنند به اعتبار آنکه کردهاي حزب دموکراتيک سوريه در طول سالهاي اخير به بهانه مقابله با داعش و گروهکهاي تروريستي توانستند ساختارهايي را براي تشکيل دولت خودمختار در شمال شرق سوريه ايجاد کنند و اين امر موجب نگراني دولت ترکيه شد. اين نگراني هم از سوي اردوغان بارها در ديدار با رئيسجمهور آمريکا و مقامات اين کشور مطرح شده است. بنابراين بعد از خروج نيروهاي آمريکايي از شرق فرات ارتش ترکيه در عمق 30 کيلومتري خاک سوريه پيشروي کرد تا بتواند يک کمربند امنيتي را ايجاد نمايد. اما اين پيشروي همراه با خشونت و کشتار بوده است به گونهاي که صدها نفر تاکنون قرباني تجاوز ارتش ترکيه شدهاند که عمدتا نيروهاي حزب دموکراتيک خلق سوريه است. به همين دليل به نظر ميرسد بعد از آنکه دونالد ترامپ به عنوان رئيسجمهور آمريکا موضع تندي بر عليه دولت ترکيه اتخاذ نمود در حال حاضر ديدار مايک پنس و مايک پمپئو با اردوغان اين توافقات را سازماندهي کرد که بر مبناي آن ترکيه در يک محدوده خاصي توقف کند و از پيشروي بيشتر در عمق خاک سوريه خودداري کند. به نظر ميرسد اين مسائل يک سلسله بازيهاي سياسي است که ميان آمريکا و ترکيه وجود دارد. دولت ترکيه که انتظار داشت آمريکاييها يک سلسله تحريمهايي را اعمال کنند در حال حاضر اين تحريمها لغو شده است. از سوي ديگر آتشبس موقتي نيز برقرار خواهد شد. هدف ترکيه آن است که اولا يک کمربند امنيتي ايجاد کرده و ساختار جمعيتي شمال شرق سوريه را تغيير داده و برخي از پناهجويان سوري را که به ترکيه رفتهاند، در يک منطقه کردنشين استقرار دهد تا بدين وسيله مانع حضور نيروهاي کرد سوريه در شمال شرقي اين کشور شود.
با توجه به آنکه ترامپ اعلام کرده که قصد دارد سربازان آمريکايي را از خاک سوريه خارج کند آيا آمريکاييها بهصورت عملي به دنبال خروج از سوريه هستند؟
بارها دولت ترکيه نگراني خود را از همکاري مشترک تفنگداران دريايي آمريکا با نيروهاي کرد سوريه اعلام کرده است. ترکيه نيز چون عضو ناتو است، اين نگرانيها به ساير اعضاي ناتو نيز منتقل ميشود. لذا خروج نيروهاي آمريکايي از سوريه نتيجه توافق ميان اردوغان و ترامپ بوده است. در نتيجه چنين خروجي بهصورت کاملا استراتژيک است. هدف ترکيه اين است که يک کمربند امنيتي مستحکمي در شمال شرق سوريه براي جلوگيري از حضور نيروهاي کرد سوريه تشکيل دهد. اين مساله نيز براي طولاني مدت خواهد بود. يعني به عبارت ديگر ترکيه به اين زودي خاک سوريه را ترک نخواهد کرد. همچنان در آنجا تا گرفتن تضمينهاي لازم باقي خواهد ماند تا مانع نزديک شدن کردها به مرزهاي ترکيه شود.
با چه سازوکاري کشورهاي منطقه ميتوانند با استفاده از ظرفيتهاي اقتصادي، فرهنگي و حتي گردشگري خود در تعامل و همکاري با يکديگر زمينه ساز توسعه و صلح پايدار در منطقه شوند؟
طرح صلحي که از سوي رئيسجمهوري کشورمان در سازمان ملل متحد مطرح شد طرح صلحي کاملا جامع مبتني بر واقعيتهاي موجود منطقه بوده است. 6 کشور حوزه خليج فارس از گذشته تاکنون روابط کاملا پايداري با ايران داشتهاند اما متاسفانه ورود برخي از کشورهاي فرامنطقهاي مانع ايجاد همگرايي ميان کشورهاي منطقه شده است. اختلافاتي که بعضا در منطقه وجود دارد برآيند حضور و دخالت قدرتهاي فرامنطقهاي است. متاسفانه اکثر کشورهاي عرب حوزه خليج فارس سياستهايشان تابعي از سياستهاي آمريکا است. ايالات متحده سياستهاي خود را بر اين کشورها تحميل کرده و مانع ايجاد همگرايي ميان ايران و کشورهاي عرب حوزه خليج فارس ميشود. به همين دليل اين کشورها ميبايستي به دور از فشارهاي آمريکا درصدد بومي کردن امنيت خليج فارس باشند زيرا حضور ايران در يک امنيت منطقهاي و حوزه خليجفارس، درياي عمان و تنگه هرمز ميتواند به کاهش مسابقات تسليحاتي کمک نمايد و هزينه امنيت خليج فارس را به شدت کاهش دهد. در حال حاضر حضور ناوگان آمريکا در منطقه هزينههاي بسيار هنگفتي را بر دوش کشورهاي منطقه گذاشته است. بنابراين اگر اين کشورها سياستهاي مستقلي اتخاذ نمايند و به ايران نزديک شوند در حقيقت به توسعه پايدارتر خواهند رسيد و ايران اين ظرفيت را دارد تا به عنوان يک کشور قدرتمند در حوزه خليج فارس بتواند به پيشرفت و توسعه کشورهاي خليج فارس کمک کند.