اغلب ما فرونشستهاي سريالي تهران را بهخاطر داريم. کارشناسان معتقدند وجود قناتها در تهران و رها شدن آنها باعث ميشود در گذر زمان به دلايل مختلف نظير ريزش ديواره آنها، تهران فرونشستهاي مختلفي را تجربه کند. در اين ميان، گودبرداريها و ساخت تونلهاي مترو نيز مزيد بر علت است.ايرنا نوشت، سحرگاه بيست و هشتم خردادماه 1395 بود که در خلوت خيابانهاي تهران، در محله شهران فرونشست بزرگي رخ داد که موجب ازهمگسيختگي لوله اصلي گاز و وقوع انفجار و شعلههاي آتشي به ارتفاع 50 متر شد. اين حادثه را بسياري سرآغاز توجه جدي به ريسک فروريزش زمين در کلانشهر تهران ميدانند، رخدادي که پيشتر نيز در ابعاد کوچکتر در نقاط مختلف تهران رخ داده بود و احتمال خطر آن از سالها پيش گوشزد ميشد. اين حادثه، نيمهشب و زمان خلوتي خياباني در حوالي تقاطع خيابان کوهسار و خيابان يکم شهران رخ داد و مشخص نيست اگر ساعت رخداد در اوج شلوغي و ترافيک شهر تهران بود، چه فاجعهاي در اثر فروريزش زمين و آتش وسيع و پرقدرت ناشي از گسيختگي لوله اصلي گاز به وقوع ميپيوست. دو ماه بعد اندکي به سمت جنوب تهران در ساعت 12:30 ظهر فروريزش ديگري در خيابان پيامبر در مجاورت ايستگاه مترو و فروشگاه کوروش رخ داد. در اين حادثه يک خودرو به داخل فروچاله افتاد و خودروي ديگري در خطر فروافتادن قرار گرفت. کمتر از دو ماه بعد در 16 مهرماه در ميدان قيام، انتهاي خيابان مولوي، فروريزش زمين منجر به مدفون و کشته شدن يک آتشنشان فداکار و يک کارگر شد. آذرماه همان سال بار ديگر فروريزش بزرگي در مجاورت يک ساختمان چهار طبقه مسکوني که حدود 50 نفر در آن سکونت داشتند، در خيابان مولوي، نزديک به ميدان محمديه رخ داد.فروريزشهاي سريالي پايتخت در ادامه به مجاورت بيمارستان شهيد اکبرآبادي حد فاصل سهراه خيام و در چهارراه مولوي رسيد. در تمامي اين حوادث فروريزشي، بخت و اقبال با عابران، رانندگان و ساکنان اين مناطق يار بود وگرنه هرکدام ميتوانست بحران بزرگي براي پايتخت ايجاد کند.علي بيتاللهي عضو هيات علمي مرکز تحقيقات راه، مسکن و شهرسازي معتقد است که در تمامي اين رخدادها، اثر قناتها و رگآبها قابل ملاحظه است. بهويژه در مناطق و نقاطي که مسير گذر رگههاي آب زيرسطحي با گودبرداريهاي عميق ساختمان يا احداث مترو مسدود شده است.
تهران 1400 کيلومتر قنات دارد
بيتاللهي ميگويد: براساس نقشههاي تهيه شده و دادههاي موجود، طول برآورد شده رشته قنوات تهران حدود 1400 کيلومتر است که از اين رقم، 650 کيلومتر رشته قنات اصلي و قابل استناد و مابقي آن يعني 750 کيلومتر رشته قنوات احتمالي است.مالکيت اين قناتها اغلب شخصي بوده، ولي بهدليل رها شدن آنها، توسط نهادهاي ديگر مورد استفاده قرار ميگيرد. در اين ميان، بيتاللهي متذکر ميشود که علاوه بر رشته قناتهاي آبدار و متروکه در گستره تهران، رگآبهاي زيرسطحي طبيعي نيز از شمال به جنوب شهر گستردگي دارند که انتقال آبهاي زيرسطحي و کمعمق تهران از طريق آنها صورت ميگيرد.بر اساس نقشههاي موجود، اغلب محدودههاي شهري تهران، بهويژه مناطق مرکزي و جنوبي مسير گذر شاخههاي قنوات هستند و تراکم آنها در خروجي جنوبي شهر بيشتر است. به گفته بيتاللهي وجود چنين شرايطي با توجه به شرايط آبرفتهاي تهران در مرکز و جنوب شهر، پتانسيل فروريزش زمين را بالا برده است. از طرفي، احتمال فروريزش فقط محدود به مناطق مرکزي و جنوبي تهران نيست و احتمال وقوع آن در بخشهاي شماليتر نيز وجود دارد.وي ميافزايد: پراکندگي قنوات در شهر تهران و آبهاي عبوري از آنها وقتي در کنار اثر سدکنندگي ديوارههاي گودهاي عميق و سازههاي زيرزميني مانند تونلهاي مترو و ايستگاههاي آن در نظر گرفته شود، خطر آبشستگي و ايجاد حفرهها و غارهاي زيرزميني را بيشتر ميکند. به گفته وي، اين در حالي است که در کلانشهر تهران در برخي از مناطق، عمق گودبرداري به 70 متر نيز رسيده است. ديواره گودها با استفاده از بتن، ايزوله و ضد نفوذ آب ميشود. نشت آب در احداث بنا، کار را با مشکل جدي همراه ميسازد. اين احتمال با توجه به گسترش قنات در شهر تهران، وجود دارد که در اثر گودبرداريهاي عميق، مسير عادي قنوات و رگآبها قطع ميشود.علياصغر سمساريزدي، مشاور ارشد مرکز بينالمللي قنات ميگويد: قنات فينفسه باعث فرونشست در مقياس بزرگ نميشود. زماني که قناتها نزديک به سطح زمين باشند ممکن است در اطراف آن نشستهاي موضعي در مقياس کوچک اتفاق بيفتد. اما اگر به هر دليل مسير قنات قطع شده، گالري قنات ريزش کند، تجمع آب موجب ريزش مضاعف راهرو قنات ميشود و بالاخره در سطح زمين بهصورت فرونشست، خود را نمايان ميکند. سمسار يزدي ميافزايد: قناتهاي تهران معمولا آب دارند، چون زهکشي ميکنند و بارندگيها هم ميزان آب آنها را افزايش ميدهد. از طرفي، آبهاي برگشتي سفرههاي زيرزميني هم وارد قنات ميشوند. به همين دليل، هنگام ساخت تونلهاي مترو بايد مطالعات لازم روي قناتهاي اطراف آن هم انجام شود، چون در صورت توجه نکردن به آن موجب نشت آب به تونلهاي مترو ميشود. به همين دليل حداقل براي اينکه براي خود مترو مشکلي پيش نيايد، بايد مسير قناتها مورد توجه قرار بگيرد و اگر مسير تونل مترو و قنات به تقاطع رسيدند، بايد مسيري را براي تخليه آب آن و ادامه راهش جايگزين کنند.او ادامه ميدهد: اگر جايي مترو نتوانسته است قناتي را شناسايي کند تا توجه به آن نکرده و مسير حرکت آب قنات را کور کرده است، امکان فرونشست زياد است. معمولاً مشاهده ميشود که مترو تلاش ميکند که خود را از شر قنات خلاص کند و از همين رو، معمولا مسير قناتها را تغيير ميدهد.بيتاللهي نيز در مورد اينکه گودبرداري و ساخت تونلهاي مترو چطور به فرونشست کمک ميکند، ميگويد: با نفوذناپذير ساختن محدوده گودبرداري شده، آب جاري در قناتها و رگآبها بهويژه در مواقع بارندگيها بهطور طبيعي بالا ميرود و در پشت ديوارهها جمع شده و با شستوشوي خاک در زير سطح زمين مسيري براي خود باز ميکند. اين امر نقطه شروع تشکيل حفره و در نهايت، فروريزش زمين خواهد بود.در اين ميان، به گفته او اثر احداث تونل مترو نيز همانند ديوارههاي بتني گودبرداريها مانند رفتار بند و سد زيرزميني در برابر عبور آبهاي رگهاي است، با اين تفاوت که طول آن بهمراتب بيشتر و اغلب در عمق کمتري است. بيتاللهي ادامه ميدهد: يکي از مهمترين حالتهاي عملکردي وقتي است که امتداد تونل مترو عمود بر امتداد رشته قناتها و مسير رگآبها باشد، موضوعي که سمساريزدي نيز با آن موافق است. نظير خط مترو عبوري در راستاي خيابان مولوي تهران، ضلع جنوبي بازار، در اين حالت، در طول بزرگي تعداد بيشتري از رشته قناتها و رگآبها توسط بدنه بتني تونل مترو گرفته و مسدود شده و آب پس از تجمع و پشته کردن اطراف تونل مترو، با شستن خاک و حمل آن موجب بروز هستههاي اوليه حفرهها و در ادامه فروريزش زمين خواهد شد.خشک شدن چشمهعلي در شهرري نيز پس از احداث تونل و ايستگاه مترو بهدليل انسداد مسير رگآبها و قنوات تغذيهکننده اين چشمه در پايين دست خط مترو اتفاق افتاد.بيتاللهي ميافزايد: با نگاهي به شيب زمين تهران از شمال به جنوب ميتوان دريافت که مسير رگآبهاي زيرزميني و قنوات مسير پرشيب بوده که در آن، سرعت حرکت آب زيرسطحي و قدرت حمل آن بيشتر ميشود. در تعدادي از گودبرداريها بهوضوح ميتوان بهسرعت و قدرت بالاي جريان آبهاي رگهاي زيرسطحي پي برد. در واقع اختلاف ارتفاع حدود 750 متري بين شمال و جنوب تهران، موجب سرعت گرفتن بيشتر رگههاي آب زيرسطحي و در نتيجه قدرت آبشستگي بيشتر آنها ميشود. در مواقع بارندگي، به جهت آنکه نفوذ آب باران از طرق مختلف به زيرسطح زمين بيشتر شده و آب قنوات و رگآبها بهطور قابل ملاحظهاي بيشتر ميشود، قدرت تخريب آبهاي جرياني و رگهاي زيرسطحي هم بيشتر شده و احتمال تشکيل حفرههاي زيرسطحي و بهدنبال آن فروريزش بيشتر ميشود.