بستن

از سینما به سینما

از سینما به سینما
فاطیما احمدی روزنامه‌نگار

اين قدرت سينما است که با هر فيلم ما رو با من‌هاي ديگرمان مواجه مي‌کند و «کايه دوسينما» درک بيشتر اين سينما است و اين درک در مجموعه چهار جلدي «گزيده مقالات اساسي کايه‌دوسينما»ي نشر بان(ترجمه کاظم فيروزمند و ماهيار آذر) انجام گرفته است. در هريک از اين مجلدها به يک دوره تاريخي از «کايه» پرداخته مي‌شود. جيم هيلي‌ير ويراستار دو جلد اول اين مجموعه، علاوه بر تقسيم هر جلد به بخش‌هاي مختلف، مقدمه‌هايي تاثيرگذار براي هر بخش نوشته است. ويراستار جلد سوم نيک براون است و سرانجام جلد چهارم را ديويد ويلسن با مقدمه برنيس ريناود آماده کرده‌اند. جلد اول که دهه 1950 را دربرمي‌گيرد، ابتدا به بحث و جدل‌هاي منتقدان فرانسوي درباره سينماي فرانسه و برجسته‌کردن فيلم‌هايي مانند «به پول دست نزنيد»، «فردا را چه ديدي»، «چهارصد ضربه» و «هيروشيما عشق من» پرداخته مي‌شود و در ادامه به سينماي آمريکا، اصل مولف، پرونده نيکلاس ري، هاوارد هاکس، هيچکاک و لانگ و فولر، ژانر و سينماي ايتاليا. بخش چهارم نيز نقد و گريزي است به سينماي ژاپن، موج نو و سينماي فرانسه، و سينماي آمريکا.

«کايه» با نگاه نقادانه‌اش، در دوره‌اي آغازگر جذابيتي شد که فرانسه و سينماي موج نواش سهم عظيمي از اين جذابيت شد. اين جذابيت را «کايه» از سنت علايق و نگرش‌هاي فرهنگيِ سينما که از دهه 1920 پديد آمده بود به ارث برده بود؛ ميراثي که بعدها از پس‌زمينه مجله «روو دو سينما» و «ابژکتيف 49»، «کايه» و نويسندگان و نگرش‌هاي اصلي‌اش را دربرگرفت و نخستين شماره آن در آوريل 1951 به سردبيري مشترک لو دوکا(که او نيز در روو قلم مي‌زد)، بازن، و دونيول منتشر شد. سپس با حضور اين «ترک‌هاي جوان» - ژان لاک گدار، ژان دو مارشي، فرانسوا تروفو، ژاک ريوت، و کلود شابرول و... - «کايه» مسير خود را تغيير داد و نقش بزرگ خود را در جذابيت‌هاي سينما پيدا کرد.

در ژانويه 1954، «کايه»، با حمله انتقادي‌ تروفو در مقاله «گرايش خاص در سينماي فرانسه»، مسير قطعي خود را پيدا کرد؛ و «کايه»‌ي آرام را، چهره‌اي صريح‌تر و جسورتر بخشيد تا شهرت آتي‌اش را پيشاپيش به «خويش» خوش‌آمد بگويد. به قول تروفو «سينمايي که خاطرش مبارزه مي‌کردم اکنون [با کايه] حاصل شده است» و باز به قول گدار، «کايه از تپه سرازير شده، آنچه کايه را ساخت، موضعش در خط مقدم نبرد بود.»

«کايه»، علاوه بر بيشترين تاثير و نفوذي را که در فرانسه داشت، ترديدي برجاي نگذاشت تا «کايه»، و مباحثات گوناگوني که در بريتانيا و ايالات متحده برانگيخت، تغييرات مهمي در نگاه به سينما ـ به‌ويژه سينماي آمريکا ـ نه‌تنها در بين منتقدان و نظريه‌پردازان، بلکه در سطحي وسيع‌تر(و در بين فيلمسازها) نيز ايجاد کرد؛ چراکه «کايه»، موضعِ نسبتا سياسي خود را به جريانات وسيعِ فرهنگي و سياسي فرانسه و انگليس طي يک دوره بحران ارزش‌هاي ليبرال پاسخ مي‌داد. از سوي ديگر، جسارت «کايه» در خصلت جدلي‌اش است که به قول گدار: «منتقدان کايه کماندو بودند»، زمينه‌ساز مباحثاتي شد براي شناخت بهتر سينما، و فهم بهتر اين چهره تازه جهان مدرن، تا جذابيت‌هاي پنهان آن را براي تماشاگران قابل هضم کند؛ جذابيتي که خودِ منتقدان کايه را در مسيري رهنمون کرد که به قول اندرو ساريس «تروفو [و ديگران] درگير چيزي کمتر از تغييردادن مسير سينماي فرانسه نبود[ند]. تندترين نزاع او [و ديگران] با فيلمسازان بود؛ درحالي‌که تندترين نزاع منتقدان نو در انگليس و آمريکا با منتقدان ديگر بود.» براي آنها هموارترين راه تغييردادن سينماي فرانسه اين بود که خودشان نيز فيلم بسازند، فيلم‌هاي متفاوتي بسازند تا رويايي را که زماني در واقعيت زندگي روزمره براي مخاطبان‌شان ارزش‌گذاري، نشانه‌گذاري، و معناشناسي مي‌کردند، خود سازنده روياهايي باشند که زماني از پرده سينما مي‌ديدند؛ چنان‌که گدار خود و ديگر منتقدان «کايه» را «کارگردانان آينده» مي‌انگاشت: «رفت‌وآمد به کلوب‌ها و سينماتک‌ها، گونه‌يي انديشيدن درباره سينما بود. نوشتن نيز گونه‌اي فيلم‌ساختن بود... ما سينما را مي‌انديشيديم و در لحظه خاصي احساس نياز کرديم که اين انديشه را بسط دهيم.» درک اين ارتباط در بسياري از نوشتار‌هاي «کايه» درباره فيلم‌ها، به‌خصوص درباره سينماي فرانسه، مشهود است. تروفو و گدار در بررسي فيلم‌ها طوري مي‌نوشتند که گويي فرآيند ساخت يک فيلم را تمرين و تجربه مي‌کردند.

کايه، و تمام جذابيت‌هاي پيدا و پنهانش، امروز پيش‌روي ما است در تجربه زيست دهه‌هايي از سينماي جهان که بخش عظيمي از آن در فرانسه شکل گرفت، تا ما را با يک روياهاي نسل آرمان‌خواه که جهان ما را زيباتر کردند، همراه سازد براي فهم جز‌به‌جز دنياي امروز. و اين جز به مدد داستان‌هاي سينمايي و فهم بهتر آنها از منظر نقد ـ بدون ترديد ـ ممکن نيست. «کايه» با ما همين کار را مي‌کند: چشم‌هاي ما را براي ديدن جذابيت‌هاي پنهان سينما، باز مي‌کند تا بتوانيم مرزهاي واقعيت و رويا را با چشم‌هاي بازِ ‌بسته درنورديم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی