بلندپروازيهاي بوريس جانسون و اظهارات او در ابتداي دوران نخست وزيري مبني بر اين که به هيچ وجه بر سر مساله برگزيت وارد مذاکره با اتحاديه اروپا نخواهد شد، رفتاري نسنجيده بود که آينده سياسي او را تحت تاثير قرار داد. اين طرح جديد نيز بعيد است به نتيجه برسد؛ چرا که جانسون از حمايت پارلمان برخوردار نيست. با توجه به بينظمي اخيري که با خروج تعدادي از اعضاي حزب محافظهکار از اين حزب ايجاد شده، انتظار ميرود انتخابات زودهنگام در انگلستان برگزار شود و مطمئنا نتيجه اين انتخابات به نفع بوريس جانسون نخواهد بود. دو راه بيشتر پيش روي انگلستان نيست. اول اين که به آراي عمومي رجوع و با تغيير ترکيب پارلمان براي حل مساله برگزيت تلاش کنند. راه دوم هم برکناري بوريس جانسون توسط پارلمان فعلي است. اروپاييها در انتخابات اخير به راست افراطي «نه» گفتند، چند سال قبل راست افراطي توانست موفقيتهايي را در اروپا کسب کند اما آخرين انتخابات پارلمان اروپا که در سال 2019 برگزار شد نشان داد که مردم در اکثريت کشورهاي قاره سبز تمايلي به اين نوع تفکر ندارند. راست و چپ ميانه کنترل اروپا را به دست گرفتهاند و همين مساله هم کار را براي امثال جانسون سختتر ميکند. انگلستان با دو چالش جدي روبهروست. از يک سو اسکاتلند ميخواهد به هر نحو ممکن در اتحاديه اروپا بماند و حزب ملي اسکاتلند از استقلالطلبي در آنجا سخن ميگويد. از سوي ديگر در صورت وقوع برگزيت، در ايرلند شمالي که اکنون مستعمره انگلستان است، تمايلات جداييطلبانه رشد خواهد کرد. مجموعه اين عوامل باعث ميشود که برگزيت به بنبستي غيرقابل عبور براي بوريس جانسون تبديل شود. اگر اين روزها ميبينيم حزب ملي اسکاتلند با حزب کارگر همراهي ميکند يکي از دلايل عمده آن اين است که حزب کارگر با محافظهکاران در تقابلي اساسي قرار گرفته است. اگر به گذشته سياست داخلي بريتانيا دقت کنيم هر بار که رايگيري براي استقلال اسکاتلند انجام شده، معمولا آراي موافق و مخالف بسيار نزديک بوده است. تحولات اخير اسکاتلنديها را اميدوار کرده است که بتوانند از فضاي موجود براي به دست آوردن استقلال خود بهرهبرداري کنند. اسکاتلند و بريتانيا حالا در دو تقابل با يکديگر قرار گرفتهاند يعني از يک سو اسکاتلند ميخواهد در اتحاديه اروپا بماند و بريتانيا نميخواهد اين اتفاق بيفتد. از سوي ديگر اسکاتلنديها به دنبال استقلال هستند و در اين مورد خاص نيز بريتانياييها با استقلال اسکاتلنديها چندان موافق نيستند. پس به خودي خود، اين مساله ميتواند باعث نگراني شديد محافظهکاران شود زيرا الان دو مساله يعني مسائل مرزي و استقلالخواهي اسکاتلنديها ميتواند فشار بسيار زيادي بر محافظهکاران وارد کند. اساساً راي گيري براي برگزيت در يک شرايط بسيار حاد يا به تعبيري در يک شرايط احساسي برگزار شد پس طبيعي است که رسيدن به يک نتيجه منطقي بسيار سخت است، آن هم تصميمي که در يک فضاي حاد و احساسي گرفته شده باشد. از منظري ديگر، شاهد هستيم که روز بهروز شرايط با آن چه در روزهاي نخست رخ داد فاصله دارد. پس بايد پذيرفت اين روزها نه تنها بريتانيا با شکست نهايي برگزيت رو در رو است بلکه ممکن است اسکاتلند را نيز در يک تلاش استقلال خواهانه از دست بدهد و نيز مسائل مرزي دو ايرلند وضعيت را خرابتر از هميشه کند پس باز ميگرديم به اين که انگلستان کمکم دارد به سمت يک رفراندوم مجدد گام بر ميدارد!