آرمان ملي- مرتضي رفيعي: روزنامه نيويورک تايمز گزارش داد: «عربستان سعودي و ايران پس از سالها اختلاف و رقابت به تازگي گامهايي را براي آغاز گفتوگوي غير مستقيم با يکديگر در تلاش براي کاهش تنشها در خاورميانه برداشتهاند. مقامات عراقي و پاکستاني در هفتههاي اخير پس از حمله به تاسيسات نفتي عربستان گفتهاند که محمد بن سلمان وليعهد عربستان از سران عراق و پاکستان خواسته است تا با همتايان ايراني خود درباره تنشزدايي گفتوگو کنند. ايران نيز از اين تلاشها استقبال کرده و هم در محافل خصوصي و هم بهطور علني تاکيد کرده که آماده مذاکره با عربستان سعودي است. دولت عربستان همچنين روز جمعه طي بيانيهاي تاييد کرده است که عراق و پاکستان هر دو پيشنهاد ميانجيگري براي گفتوگو ميان تهران و رياض را مطرح کردهاند اما عربستان تکذيب کرده است که بن سلمان اين ابتکار عمل را به دست دارد. در اين بيانيه آمده است: تلاشها براي تنشزدايي در منطقه بايد از سوي طرفي باشد که تنش را آغاز کرده و دست به حمله زده است، نه پادشاهي عربستان.» به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي با عبدالرضا فرجي راد استاد ژئوپوليتيک و سفير اسبق ايران در مجارستان و نروژ انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
باتوجه به آنکه سخنگوي سازمان انرژي اتمي کشورمان صراحتا اعلام نمود که «گامهاي بعدي ايران در صورت عدم اقدام طرفهاي مقابل در راه است»، آيا مشخصا گام بعدي ايران ميتواند به عنوان فاکتوري ترغيبي در جهت عمل به تعهدات کشورهاي اروپايي قلمداد گردد؟
واقعيت آن است که برجام خراش برداشته است. ايران چارهاي نداشت چون بر اساس بند 36 برجام تا حدودي از تعهداتش را کاهش دهد. مقامات ارشد کشورمان بر اين مساله تاکيد دارند چون هم آمريکاييها اصطلاحا پيچ و مهرههاي توافق هستهاي را سست کردهاند و هم آنکه اروپاييها آن را دچار خراش کردهاند. اروپاييها تاکنون هيچ گونه اقدام موثري در راستاي حفظ برجام انجام ندادهاند. هر چند از گوشه و کنار برخي مواضع شنيده ميشود اما زياد قابل اعتنا نيست. روش ايران روشي نيست که به دنبال خروج بدون محاسبه از برجام و يا لغو آن بوده باشد. ايران به دنبال ترغيب کشورهاي اروپايي در عمل به تعهداتشان است. ايران با گامهاي کاهش تعهدات برجامياش به دنبال فرصت دادن به کشورهاي اروپايي و آمريکايي است تا آنها يک بار ديگر به برجام بازگردند. بنابراين اميدواريم با توجه به آنکه رايزنيهايي ميان پاريس-واشنگتن در جريان است آمريکاييها سر عقل آمده و امتيازاتي را واگذار نمايند. بدين ترتيب که تحريمهاي نفتي لغو گردد تا ايران وارد گام چهارم کاهش تعهدات برجامياش نشود.
نيويورک تايمز گزارش داده که محمد بن سلمان از پاکستان و عراق به منظور ميانجيگري ميان تهران-رياض استمداد کمک کرده است، مشخصا اين تحرکات عربستان در چارچوب سياستهاي اعلامي و يا اعمالي قابل تحليل و ارزيابي ميباشد؟
آنچه که در مورد تمايل عربستان به منظور مذاکره با ايران بعضا در رسانههاي داخلي و همچنين رسانه خارجي بزرگنمايي ميشود واقعيت آن است که رياض بعد از دريافت ضربه از سوي نيروهاي مردمي يمني دچار هراس شده است. بنابراين به نظر ميرسد اين گونه اخبار را خيلي جدي نبايد گرفت. در نتيجه بعيد به نظر ميرسد با توجه به روندي که سعوديها در پيش گرفتهاند روندي باشد که آنها به دنبال يک سلسله مذاکرات جدي با ايران بوده باشند. بلکه سعوديها به دنبال پيشگيري از آن نگرانيهايي که در زمينه نيروهاي مردمي يمني دارند. بنابراين اين نگراني از سوي سردمداران سعودي جدي است و بعيد به نظر ميرسد که آنها به دنبال مذاکرات جدي با ايران باشند. چون آنها به هيچ عنوان قصد ندارند در رابطه با يمن با ايران مذاکره کنند. يمن همسايه عربستان است بنابراين به گونهاي به دنبال اصطلاحا بستن با نيروهاي مردمي يمن بدون حضور ايران هستند. سعوديها به دنبال آنند تا دولت صنعا به ايران نزديک نباشد. عربستان و امارات به دنبال آنند تا يمن دو تکه شود. ممکن است عربستان و يمن اختلافاتي با يکديگر داشته باشند اما در رابطه با تقسيم يمن يک نقطه اشتراک دارند. دوم اينکه نتيجه يک مذاکره جدي عربستان با ايران موجب خواهد شد تا در منطقه امنيت و آرامش برقرار گردد. به نظر ميرسد عربستان بن سلمان، عربستان گذشته نيست. رياض اختيار سياست خارجي در رابطه با ايران را در دست ندارد. يعني بن سلمان آنقدر از خود نقطه ضعف در مسائل مختلف نشان داده است که اگر عربستان بن سلمان بخواهد راه جدايي از آمريکا اتخاذ نمايد بدون شک در شرايط فعلي فشار روي محمد بنسلمان بيشتر خواهد شد و حاکميتش با خطر جدي مواجه ميشود. بنابراين عربستان بن سلمان نميتواند با ايران يک مذاکرات جدي و نتيجه بخش را بدون هماهنگي با آمريکاييها دنبال کند. محمد بن سلمان نقطه ضعفهاي زيادي دارد از جمله آنکه هيچ گونه اختياري از خود ندارد. هر چه دولت آمريکا ضعيفتر شود مسائل بن سلمان بيشتر ميشود. همانند آن گزارش 28 صفحهاي کنگره در رابطه با مساله 11سپتامبر که اگر آن افشا گردد، فشارش بر بن سلمان بيشتر خواهد بود. بنابراين شرايط به گونهاي نيست تا بتوانند يک مذاکرات جدي و نتيجه بخش براي امنيت خليجفارس را دنبال کنند.
با توجه به آنکه پمپئو مدعي شده که فشار بر ايران بايد تداوم يابد، مشخصا آمريکاييها چه اهدافي را از پس سناريوهاي شکست خورده فشار حداکثري دنبال ميکنند؟
به نظر ميرسد با توجه به آنکه مايک پمپئو پيش از اين رئيس سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا بوده است اما با اين حال نوع سخن گفتنش نشان ميدهد فرد بسيار ناپختهاي در سياست خارجي است. با بررسي مواضع پمپئو متوجه ميشويم که اين مواضع و سخنان عمق ندارد. به عنوان نمونه پيش شرطهاي 12گانه ايشان يکي از اين نمونههاست. آمريکاييها هنوز اعتقاد دارند که با چنگ زدن به ريسمان پاره فشار حداکثري ميتوانند با ايران مذاکره کنند. از سوي ديگر آمريکاييها نگران هر گونه کليد زدن سناريوهاي سخت بر ضد ايران هستند چون از پايان آن اطمينان ندارند. بنابراين مساله مذاکره را مطرح ميدارند. آمريکاييها اگر درپي مذاکره با ايران هستند در ابتدا بايد تحريمهاي نفتي را لغو کرده و چراغ سبزي به ايران نشان دهند. به نظر ميرسد در کاخ سفيد هماهنگي وجود ندارد به گونهاي که مقامات مختلف مواضع متناقضي مطرح ميکنند. آنها تنها يک استراتژي مشخص دارند آنها به دنبال فشار بر ايران و به تبع آن مذاکره هستند. آمريکاييها به دنبال يک معجزه در رابطه با ايران هستند.