بستن

«همه‌چیز فرومی‌پاشد» شاهکاری برای تمام اعصار

«همه‌چیز فرومی‌پاشد»
شاهکاری برای تمام اعصار
مرتضی منصف مترجم

زماني که در نيمه دوم قرن بيستم «همه‌چيز فرومي‌پاشد» منتشر شد، جنگ دوم جهاني يک دهه تمام شده بود، اما آپارتايد هنوز وجود داشت؛ بااين‌حال دنيا داشت به دوره جديدي گام مي‌گذاشت. «همه‌چيزفرومي‌پاشد» به‌نوعي نويد دوره جديدي در ادبيات جهان بود؛ ادبياتي که از آفريقا براي تمام قاره سياه، و از قاره سياه به سراسر جهان.

انتشار اين رمان نام چينوا آچه‌به را يک‌شبه جهاني کرد و از او به‌عنوان پدر ادبيات آفريقايي به‌زبان انگليسي ياد کردند، و درنهايت جايزه بوکر بين‌المللي سال 2007 را به‌پاس يک عمر دستاورد ادبي به او اعطا کردند. مارگارت اتوود، آچه‌به را «نويسنده‌اي جادويي» ناميد و از او به‌عنوان يکي از بزرگترين نويسندگان قرن بيستم ياد کرد. توني موريسون، ادبيات آفريقا را بدون آثار آچه‌به ناقص و غيرقابل تصور دانست و نادين گورديمر هم او را اين‌گونه توصيف کرد: «چينوا آچه‌به به‌طرز باشکوهي از استعدادي جوشان، عالي و فراوان برخوردار است.» مايکل اونداتيه هم نوشت: «او يکي از معدود نويسندگان زمانه ما است که ما را با ارزش‌هايي لمس کرده است که هرگز طعنه‌آميز نخواهد بود.»

«همه‌چيز فرومي‌پاشد» از زمان انتشار تا امروز، با فروش بيش از 20ميليون نسخه و ترجمه به پنجاه‌وهفت زبان، يکي از روشن‌ترين و ماندگارترين آثار جاويدان را براي تجربه زندگي در آفريقا فراهم مي‌کند. اين رمان در فهرست صدتايي رمان‌هاي بزرگ جهان نشريه ديلي‌تلگراف، رتبه سي‌ونهم را از آن خود کرده است. باراک اوباما نيز اين رمان را «يک اثر کلاسيک حقيقي از ادبيات جهان» برشمرد و درباره‌اش نوشت: «شاهکاري که الهام‌بخش نسل‌هايي از نويسندگان در نيجريه، و در سراسر آفريقا و جهان بوده است.» آچه‌به در اين رمان، نه‌تنها زندگي در يک روستاي پيش از استعمار آفريقا را به تصوير مي‌کشد، که ضمن افزايش درک ما از واقعيت‌هاي معاصر، تراژدي از دست‌دادن آن جهان را نيز منتقل مي‌کند.

«همه‌چيز فرومي‌پاشد» برترين اثر ادبي آفريقايي به زبان انگليسي محسوب مي‌شود. در اين کتاب داستان قاره سياه توسط يک آفريقايي تحصيلکرده بيان مي‌شود، که او از اين طريق مغايرت‌هاي بين ارزش‌هاي آفريقايي و ظهور مسيحيت در نيجريه را به تصوير مي‌کشد. اُكنكو مردي جاه‌طلب در خاندان اومواوفيا از قبيله ايبو است. او که مصمم است به مقام اربابي برسد از قوانين آن، حتي سخت‌ترين قانون‌ها پيروي مي‌کند، هرچند که اين پيروي درنهايت پسرش را از او فراري مي‌دهد.

آچه‌به ما را از ميان پيچيدگي‌هاي فرهنگ ايبو، حس عدالت‌خواهي محض آن، احکام آن، که گاه وحشيانه هستند، و مردبرترپنداري اصيل و مضر آن، راهنمايي مي‌کند.

هنگامي که در انتهاي کتاب مدير استعمار بريتانيا افراد بومي را به‌عنوان وحشي معرفي مي‌کند، ما مي‌دانيم که اين کلمه تا چه حد اشتباه است. تمام چيزهايي که اُکنکو عزيز مي‌دارد پس از يک تيراندازي تصادفي در معرض خطر قرار مي‌گيرند. اُکنکو بايد به مدت هفت‌سال با خانواده‌اش از روستاي دوست‌داشتني خود فرار کند و زندگي را که براي به‌دست‌آوردنش خيلي سخت تلاش کرده است از دست بدهد.

زماني که او پس از هفت‌سال تبعيد به خانه بازمي‌گردد، درمي‌يابد که همه‌چيز تغيير کرده است. مبلغان سفيد آمده‌اند تا شيوه‌هاي خود را در آفريقا ترويج دهند.

اين کتاب برخورد فرهنگ‌هاي آفريقايي و اروپايي در زندگي مردم را به تصوير مي‌کشد. اُكنكو، مرد بزرگي در جامعه سنتي ايبو، نمي‌تواند با تغييرات ژرفي كه توسط قوانين استعماري انگليس به وجود آمده است سازگار شود. بااين‌حال، مانند تراژدي کلاسيک، سقوط اُکنکو از شخصيت خود او و همچنين نيروهاي خارجي نشأت مي‌گيرد.

اثر آچه‌به يک رمان اساسا ماليخوليايي و استعاري گسترده از چپاول، زندگي و سياست آفريقا است. «همه‌چيز فرومي‌پاشد» رويدادي غم‌انگيز است اما نااميدکننده نيست.

صحنه‌هاي زندگي جامعه ايبوي نيجريه با وضوح و اطمينان خاطر بالا به تصوير درآمده‌اند و به وضوح و به مدت طولاني طنين‌انداز مي‌شوند. اُکنکو يک شخصيت اصلي عالي بوده و به شکل شگفت‌آوري داراي ويژگي‌هاي انساني است، از جمله: قدرت، يکدندگي، اراده و غرور.

او به‌عنوان فردي سنت‌گرا، به‌شدت از خطرات فراموش‌کردن گذشته آگاه است، اما نسبت به پوچي‌ها، ظلم‌ها و عقب‌ماندگي‌هاي محض برخي از آداب و رسوم قبيله و اعمال گاه شنيع خود، ناآگاه است.

آچه‌به نشان مي‌دهد که چگونه فرهنگ‌هاي آفريقايي با يکديگر تفاوت دارند و چگونه اين فرهنگ‌ها با گذشت زمان تغيير مي‌کنند.

«همه‌چيز فرومي‌پاشد» با ترجمه به پنجاه‌وهفت زبان، در دبيرستان‌هاي سراسر دنيا تدريس مي‌شود، و اولين کتاب آفريقايي است که از زبان يک فرد آفريقايي واقعي بيان شده است، از اين‌رو تصوير درستي از آفريقاي واقعي را ارائه داده است.

آچه‌به درباره اولين رمان خود مي‌گويد: «همه‌چيز فرومي‌پاشد، عملي براي جبران گذشته، آيين بازگشت و اداي احترام يک پسر گزافکار بوده است.» او آرزو داشت که به خوانندگان(آفريقايي) خود بياموزد که «گذشته آنها... با تمام نواقص آن... دوره طولاني و تاريکي از وحشيگري نبوده است که اروپائيان آنها را نجات داده باشند.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی