بيشک دوره ابتدايي که به دوره پايه در تعليم و تربيت در تقويم رسمي وزارت آموزش و پرورش کشور شهره و معروف است از اهميت بسزايي برخوردار است و آموزگاران که رسالت خطير پرورش و تعليم و تربيت نوباوگان اين آينده سازان نسل فرداي جامعه را بر عهده دارند و کار شاخص و کليدي آنان در تداوم کار انبياست در صدر اين رويداد سترگ همراه و دوشادوش والدين قرار دارند. فرهنگ نامرئيترين و آشکارترين بخش زندگي انسان است. نامرئيبودن آن از اين جهت است که يک مقوله دروني است و با نظام ارزشي نهادينه شده و در وجود انسان ارتباط تنگاتنگ دارد. فرهنگ مجموعه ارزشها، هنجارها و رفتارهايي است که به تدريج در طول تاريخ تکوين يافته و نظام پيدا کرده است. براي اينکه کودک بهعنوان يک انسان به جايگاه والاي خويش در نظام خلقت دست يابد، پدر و مادر و مربيان براي بروز و به فعليت رساندن استعدادها و تواناييهاي فطري کودک بايد برنامهريزيهاي اصولي و لازم را در تمام دوران زندگي کودک از جنيني تا دوران نوجواني را داشته باشند تا بتوانيم يک برنامهريزي آموزشي درست و مفيدي در دوران ابتدايي داشته باشيم. لازم به ذکر است که اين برنامهريزي جنبه فردي ندارد بلکه يک مجموعه يا يک کشور را دربر ميگيرد. شاعر نيکانديش ايراني در وصف اين دوران چنين با زيبايي و فصاحت سروده است: «هرکه در خرديش ادب نکنند؛ در بزرگي فلاح از او برخاست/ چوبتر را چنان که خواهي پيچ؛ نشود خشک جز به آتش راست». يکي از دورههاي مهم هر نظام آموزشي در جهان دوره ابتدايي است. دورهاي که در رشد و تربيت و تکوين شخصيت کودکان تاثير بسزايي دارد. اين دوره را دوره تاديب-خلاقيت استعدادهاي عمومي و کودکي سوم گفتهاند. در ايران هم اکنون اين گروه سني در طرح تحول بنيادين در آموزش و پرورش تا 6ساله در اين دوره تحصيل ميکنند. اين سطح از آموزش به نامهاي «تعليمات ابتدايي»، «آموزش همگاني»و «مرحله اول آموزش عمومي» خوانده شده است. از سال 1345 تا دوره دوم رياست جمهوري احمدينژاد که حاجيبابايي نماينده همدان وزير آموزش و پرورش دولت دهم گرديد، مدت اين دوره 5 سال تعيين شده بود که پيشنهاد حاجيبابايي و ايجاد طرح تحول در آموزش و پرورش اين دوره از آن بازه زماني تاکنون 6 سال تعيين شده است. هماکنون کودکاني که 6 سال تمام دارند، برطبق ضوابطي به دوره ابتدايي وارد ميشوند. به لحاظ اهميت اين دوره صاحب نظرات اهداف متعددي براي آموزش و پرورش در اين دوره ذکر کردهاند. شناخت اين اهداف نه تنها براي مديران، معاونان، معلمان و مربيان مدارس ابتدايي لازم است بلکه پدران و مادران دانش آموزان دبستاني بايد با اين اهداف آشنا شوند و بدانند که انتظارات برآمده از تحصيل فرزندانشان در دبستان چيست؟ کارشناسان و صاحب نظران اين اهداف را در سه حوزه شناختي، عاطفي و رواني حرکتي تقسيم ميکنند. که به شرح زير است: 1-آموزش خواندن و نوشتن، حساب کردن و استدلال کردن از کلاس اول دبستان به بعد و تقويت تدريجي اين گونه مهارتها؛ 2-آموزش تدريجي رموز خلقت به کودک، جلب توجه او به مبدأ هستي و آشنا ساختن با زندگي پيامبران و ائمه معصومين و ياد دادن قرآن مجيد در حد درستخواني؛ 3-آموزش اطلاعات مقدماتي بهداشتي، ايمني و ايجاد عادات بهداشتي؛ 4-آموزش اطلاعات ساده، راجع به محيط طبيعي و اجتماعي پيرامون؛ 5-آموزش هنر براي پرورش استعدادهاي هنري؛ 6-پرورش تن و روان و حفظ سلامت جسمي و رواني و شادابي کودک؛ 7-آشنا ساختن دانش آموزان با آداب و رسوم اجتماعي، عرفي، ارزشهاي اسلامي و ميهني و علاقهمند ساختن آنان به نظم و ديسيپلين، مسئوليتپذيري، همکاري و تعاون.