ليگ پرتنشي را ديديم و بازيها سطح کيفي بالايي نداشته است. همچنين بازيها آنچنان فني و تاکنيکي نبوده و اتفاق خاصي رخ نداده است. به هر حال تيمها هنوز به آمادگي کامل نرسيدند و همين مسائل باعث شده که بيشتر بازيها مساوي شود. به هر حال اجراي قانون جذب 18 بازيکن بزرگسال باعث شده که سطح فني و کيفي ليگ پايين بيايد و اين قانون به ضرر بازيکنان جوان است. همچنين بازيکنان راحت به تيمهاي بزرگ راه پيدا ميکنند و مشاهده ميکنيم که برخي از بازيکنان در حد و اندازههاي تيم استقلال نيستند.استرس زياد در تيم استقلال حاکم شده است و اين تيم بازيکن شاخص و مطرحي ندارد. علاوه بر اين استراماچوني ابزار لازم ندارد تا سيستم مدنظرش را در تيم استقلال جا بيندازد. به هر حال استقلال به يک بازيکن تمامکننده نياز دارد تا بتواند از موقعيتهاي گلزني به نحو احسن استفاده کند.بهنظرم استقلال درنقل و انتقالات عملکرد ضعيفي داشت و 10، 15 بازيکن از دست داد و از اين موضوع ضربه خورد.همچنين بازيکني در خط دفاع استقلال وجود ندارد تا بهخوبي مدافعان را رهبري کند.در مورد پرسپوليس هم بايد گفت شاکله اصلي تيم پرسپوليس براي دوران برانکو است و طرز تفکر اين مربي با کالدرون فرق دارد و زمان ميبرد تا اين تيم به شرايط ايدهآل خود برسد.بهنظرم مشکل پرسپوليس در جلوي خط دفاعي است و غيبت کاميابينيا باعث شده که ميانه زمين پرسپوليس خالي باشد.نوراللهي ميل به حمله دارد و کاميابينيا دفاعيتر بازي ميکرد و اين موضوع به معضل سرخپوشان تبديل شده است. به هر حال عليپور بدشانس است و از لحاظ روحي و رواني بايد کار کند چرا که او عطش گلزني دارد و همين باعث شده که توپها را در چارچوب دروازه درست نزند.بهنظرم اگر عليپور با آرامش بازي کند به طور حتم ميتواند گل بزند.