چرا در جامعه شاهد افزايش افسردگي هستيم؟
توجه داشته باشيد که افسردگي محصول جامعه کنوني و مدرنيته است؛ بدين معنا که نقشهايي که افراد بهعهده ميگيرند باعث بروز سرخوردگي، بيرغبتي و افسردگي در آنها ميشود. به عبارت سادهتر افسردگي وقتي حادث ميشود که حس رضايتمندي بعد از انجام کار در فرد حاصل نميشود که اين خود باعث بروز يکسري آزردگيها و رنجشها ميشود، چراکه اين رويداد بر افکار فرد تاثير ميگذارد و زمينهساز بروز افسردگي و در پي آن ايجاد آسيبهاي اجتماعي متعدد مانند خودکشي، اعتياد و يا طلاق خواهد شد.
ميزان ابتلا به افسردگي در زنان و مردان چگونه است؟ آيا اين ادعا صحت دارد که زنان بيشتر از مردان به افسردگي مبتلا ميشوند؟
آمار دقيق و جامعي نسبت به افسردگي زنان و مردان در جامعه وجود ندارد که بتوان از طريق آن با قاطعيت ميزان ابتلا به افسردگي در زنان و يا مردان را مشخص کرد.
چرا آمار دقيقي از ميزان ابتلا به افسردگي در جامعه منتشر نميشود؟
بعضا اين ديدگاه وجود دارد که در جامعه بار رواني بهجاي بگذارد و زمينهساز شيوع و رواج آسيبهايي شود. به همين دليل هيچگاه آمار دقيقي از ابتلا به افسردگي در جامعه منتشر نميشود.
آيا خردههنجارها در ابتلا به افسردگي مردم جامعه تاثيرگذار است؟
بهطور حتم وجود يکسري خردههنجارها ميتواند نقش بسزايي در رشد افسردگي داشته باشد. بهعنوان مثال در برخي مناطق در بحث ازدواج بعضا دختر و پسر چندان قدرت انتخابي ندارند و بيشتر والدين انتخاب ميکنند. حال اگر همسو با سلايق و ديدگاه فرد نباشد ميتواند منجر به افسردگي شود و اين افسردگي و ميزان آن ارتباط مستقيمي با بروز ناهنجاريها و آسيبهاي ديگر دارد.
آيا تبعيضهاي جنسيتي ميتواند عامل تاثيرگذاري در افزايش افسردگي باشد؟
بله؛ تبعيضهاي جنسيتي خود يکي از فاکتورهاي موثر در ابتلا به افسردگي به حساب ميآيد. امروزه بهطور تقريبي زنان نيمي از جمعيت کشور را تشکيل ميدهند که اين خود ميتواند نشانگر اهميت نقشآفريني آنها در جامعه باشد؛ حال با توجه به خلقيات حساس آنها و بعضا وجود برخي ناملايمتهاي اجتماعي يا حتي اقتصادي چهبسا زنان دچار افسردگي شوند و اين افسردگي خود چالشهايي را سبب شود.
آيا نبود برنامههاي شاد و سرگرمکننده از سوي رسانه ملي ميتواند در افزايش ابتلا به افسردگي تاثيرگذار باشد؟
بحث افسردگي با نشاط اجتماعي ارتباط دارد. ما جامعهاي را بانشاط ميدانيم که تمام افراد در جامعه حضور فعال و آگاهانه داشته باشند. وقتي بخشي از مخاطب بعضا ناديده انگاشته شود بهيقين آن بخش از نيروي جامعه خود را از دست دادهايد، يعني اين عده آنگونه که بايد درگير مشارکت فعالانه نيستند. توجه داشته باشيد که وسايل ارتباط جمعي خود ميتواند در بحث ارتقاي آگاهي، نشاط و فرهنگ اجتماعي نقش کليدي و عمدهاي داشته باشد. از اينرو اگر ما به رسالت رسانهها، مراجع خبري و غيره توجه نکنيم افراد منزوي و سرخورده ميشوند و اين جامعه نميتواند نقش اجتماعي يا اقتصادي خود را ايفا کند. بهعنوان مثال اگر در جامعهاي به زن چندان بها داده نشود آن زن ديگر نميتواند نقش همسري و مادري و يا نقش تربيت فرزندان را ايفا کند.
به نظر شما مهمترين راهکار براي کاهش افسردگي در جامعه چيست؟
اولين مشکل اين است که معيار افسردگي در جامعه مشخص نيست. بنابراين در ابتدا بايد وضع موجود را مشخص کرد و بعد براي آن راهکار ارائه داد. تدوين برنامههاي شاد توسط صداوسيما ميتواند نقش بسزايي در کاهش افسردگي و افزايش نشاط اجتماعي داشته باشد. نوع عملکرد نامطلوب برخي رسانههاي جمعي باعث ميشود که جامعه بانشاطي نداشته باشيم. نکته دوم برنامهها و هنجارهايي است که خانوادهها ميتوانند براي نشاط خود داشته باشند که متاسفانه اين مهم در سياستگذاريهاي خرد و کلان چه در سطح جامعه و چه در سطح خانواده شاهد نيستيم.
آيا افسردگي در افزايش آمار طلاق تاثيرگذار است؟
بله؛ افسردگي خود ميتواند در افزايش آمار طلاق بسيار موثر واقع شود. با توجه به آماري که در گذشته از سوي سازمان ثبت و قوه قضائيه مطرح ميشد بيشترين طلاقهاي عاطفي و حقوقي به دليل افسردگي بود. البته از اين طريق ميتوان پي به ميزان افسردگي جامعه نيز برد؛ در جامعهاي که نشاط وجود نداشته باشد که طي آن تخليه هيجانات صورت بگيرد بهيقين آن جامعه افسرده خواهد شد.