آرمان ملي: کارگزارانيها خود را عملگرا ميخوانند و مدعي هستند که عملشان به نتيجه معطوف است. از تغيير آرام سخن ميگويند و معتقدند گروهي که آنها را «اصلاحطلبان تندرو» ميخوانند ايدههايي تخيلي و غير عملي دارند. با اين وجود بر خلاف ادعايشان گاهي راهکارهايي ارائه ميکنند که تجربه و تاريخ نشان داده به هيچ وجه عملي نيستند. روز سهشنبه يدا... طاهرنژاد عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي به «ايلنا» گفت که شرط گذاري در انتخابات درست نيست و حزب کارگزاران از ابتدا گفته که انتخابات مشروط را نميپذيريم. ايده مشارکت مشروط ايدهاي است که با توجه به شرايط خاص انتخابات در ايران طرح شده تا به وسيله آن اصلاحطلبان خود را از حضور بينتيجه در قدرت حفظ کنند و گزينههايشان براي انتخابات به حضور موثر يا عدم حضور محدود شود. بر اساس اين ايده اصلاحطلبان معتقدند تنها زماني بايد پا به عرصه انتخابات گذاشت که اولا امکان ورود نيروهاي درجه اول جريان وجود داشته باشد و در ثاني حضور جريان اصلاحات بتواند دردي از مردم دوا کند. مبدعين اين ايده معتقدند حضور بينتيجه در قدرت ميتواند مردم را از روند اصلاحات نااميد کند. با اين وجود هنوز برخي از احزاب اصلاحطلب معتقدند حضور مشروط در انتخابات اشتباه است و جريان اصلاحات بايد مشارکت بيقيد و شرط را برگزينند. طاهرنژاد در اين باره ميگويد: «ما قائل به انتخابات مشروط نيستيم و اصولا شرطگذاري براي انتخابات که طبيعيترين مسير دستيابي به توسعه سياسي است را خيلي وارد نميدانيم. حزب کارگزاران از ابتدا گفته که انتخابات مشروط را نميپذيريم، از طرفي در شوراي عالي اصلاحطلبان پذيرفته شده است که شرکت در انتخابات مستلزم شرط گذاري و پيش شرط نيست». عضو شوراي مرکزي سازندگي معتقد است: «در مجلس دهم اتفاقي که افتاد اين بود که شوراي نگهبان، ليدرهاي جريان اصلاحطلب را رد صلاحيت کرد و مردم هم در پاي صندوق راي، ليدرهاي جناح اصولگرا را رد صلاحيت کردند و در نتيجه اين موضوع روي شکلگيري مجلس تاثير گذاشت اما عملکرد دوستان بايد با توجه به توان و مجموعه محدوديتهايي که بوده ارزيابي شود و نميتوانيم عملکرد آنها را خيلي نقد کنيم». او با اين که اذعان دارد رد صلاحيتها موجب ايجاد مجلسي ضعيف شده که جز در مواردي خاص عملکردي قابل دفاع نداشت، اما مجددا تأکيد ميکند که بايد همان راهبرد يعني مشارکت بيقيد و شرط پي گرفته شود.
مسأله رد صلاحيتها
در حقيقت آنچه باعث اختلاف نظر ميان دو طيف اصلي جريان اصلاحات شده مسأله رد صلاحيتهاست که باعث ميشود افراد مطرح اين جريان از حضور در رقابتها محروم شوند و جريان اصلاحات مجبور به معرفي افراد ناشناخته گردد. در برابر اين مسأله راهکار گروهي از اصلاحطلبان مشارکت مشروط است که گويا کارگزارانيها آن را نميپسندند. يدا... طاهرنژاد معتقد است براي حل اين مشکل راه حلي وجود دارد. او راه حل خود را اين گونه تشريح ميکند: «دوستان ما به صورت فردي و حضوري با طرف مقابل لابي ميکنند تا يک مقداري امر بررسي صلاحيتها را تسهيل کنند که اميدواريم در اين دوره مقداري کار روانتر پيش برود تا همه سلايق بتوانند در انتخابات شرکت کنند و هرکس به پاي صندوق راي ميرود بتواند در ميان کانديداها شخص مورد علاقه خودش را بيابد». اين راه حل تقريبا در تمام دورههاي انتخابات به کار گرفته شده اما هيچ گاه موثر نبوده است. شايد بهترين شرايطي را که از نظر تأييد صلاحيتها و به خصوص پس از 1371 و ارائه تفسير شوراي نگهبان مبني بر نظارت استصوابي پديد آمد، بتوان انتخابات مجلس ششم دانست که اکثريت چهرههاي اصلي جريان اصلاحطلب تأييد شدند. مصطفي تاجزاده در اين خصوص به «آرمان ملي» ميگويد: «گشايش سياسي و مسأله تأييد صلاحيتها در آن زمان صرفا با مذاکره اتفاقي نيفتاد.»