بستن

خانه همسایه یا صرافی؟

خانه همسایه یا صرافی؟
مهدی احمدیان

از خانه يکي از همسايه‌هاي تهيدست ما مقدار دويست و پنجاه‌هزار پوند و سيصد‌ميليون تومان پول نقد به سرقت رفته است.

غافل از اينکه مفهوم‌ واژه تهيدست را اين همسايه بزرگوار کيلومترها جا‌به‌جا کرده، ما نمي‌دانيم اصلا چرا پول را در خانه نگه مي‌دارند!

حالا اصلا اينجا سوالاتي در ذهن ما شکل پيدا مي‌کند که خب چرا پوند؟ چرا دلار نه؟ البته همين که پول‌هاي به سرقت رفته به دلار نبوده يعني اين همسايه محترم ان‌شاءا... قصد سفر به کانادا را نداشته و بسياري از شائبه‌هاي مرتبط به اختلاس، که اين سال‌ها تب داغي داشته است را از اذهان عمومي متبادر مي کند، چراکه اين همسايه گرانقدر ما کار دولتي هم‌ ندارد.

اصلا آيا اين مبلغ براي يک سفر خانوادگي به اروپا و کانادا کافي‌ست يا بايد چيزي بيشتر از آن را داشت و اصولا براي ما که از سر کوچه گوجه و پياز را به تومان مي‌خريم چه لزومي دارد پوند داشته باشيم؟

هرچند اين همسايه عزيز سيصد‌ميليون تومان هم پول کنار گذاشته بودند براي خريد گوجه و پياز و وسايل سالاد که آن هم توسط تهيدستان ديگري به يغما رفت!

البته راستش ما اول باورمان نشد که دويست و پنجاه‌هزار پوند و سيصد‌ميليون تومان باشد، ما اول خوانديم دويست‌وپنجاه‌هزاروسيصد‌تومان که ديديم نه، اين حقوق ماهانه ما روزنامه‌نگاران است و همسايه‌هاي ما مخصوصا بيشتر زحمت مي‌کشند و قاعدتا بايد حقوق بيشتري هم بگيرند.

بعد احساس کرديم دويست و پنجاه‌ميليون و سيصد‌هزار تومان است که گفتيم آخي، تمام حقوق اين چندساله‌اش را بردند، راستش هرکاري کرديم در کتمان نرفت که دويست و پنجاه‌هزار پوند و سيصد‌ميليون تومان.

مشابه اين داستان براي پسر همين همسايه ما افتاد که وقت کنکور زماني که جواب‌ها آمد، مادرش روزنامه را آورد تا رتبه شاخ شمشادش را بخوانيم، ما هم با اشتياق خوانديم دو‌هزار و چهارصد و بيست‌وشش، بعد ديديم يک هشت هم اضافه آمد و چون فکر نمي‌کرديم اين پسر باهوش کمتر از اين بشود گفتيم شايد رتبه‌اش را به ريال نوشته‌اند، بعد معلوم شد که نه، ايشان رتبه‌اش بيست و چهار‌هزار بوده است.

القصه که ما هرچقدر به ريال و تومان هم حساب کرديم نفهميديم اين پول چگونه جمع شده! راستش ما تعجب هم کرديم که آخر واقعا آن‌قدر پول نقد هم در مملکت وجود دارد؟

ما که همه‌اش اخبار بدهکاري و ‌هزار جور بده بستان و داستان‌هاي هشت گرو نُه و هفت گرو هشت مي‌شنويم و اصلا به ذهن کوچک‌مان نمي‌رسد که يک همسايه معمولي و ساده هم مي‌تواند اين مقدار پول هم داشته باشد و ما خبر نداريم، و آيا آن دزد بي‌‌‌وجدان هم با ديدن ارز به فکر تبديل آن به دلار در وهله اول و سفر به کانادا در وهله دوم نمي‌افتد؟ من کار ندارم، يکي بايد اين وسط برود کانادا.

البته مي‌دانيد که، گاهي به انسان ارث هم مي‌رسد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی