عضو هيات علمي مرکز تحقيقات سالمندي با بيان اينکه بيشتر سالمندان رضايتمندي متوسطي از کيفيت زندگي خود گزارش کردهاند، گفت: اين رضايتمندي مهم است، اما فاکتورهاي مرتبط با آن و عواملي که در اين موضوع دخيل هستند از اهميت بيشتري برخوردارند.
تسنيم نوشت؛ يداله ابوالفتحي ممتاز، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي وتوانبخشي، در آغاز هفته سالمند، شعار امسال اين روز را «فرصتهاي برابر براي تمام سنين» عنوان کرد و سپس به برخي مهمترين دغدغهها و نيازهاي اين قشر از جامعه، بر اساس مطالعات انجام شده در مرکز تحقيقات سالمندي اين دانشگاه پرداخت. وي به مروري بر کيفيت زندگي و ميزان رضايتمندي سالمندان ايراني پرداخت و گفت: بر اساس مطالعات انجام شده، ميزان رضايت از زندگي در بين سالمندان در حد متوسط است. عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي در همين زمينه سه دغدغه سالمندان را دارابودن مسکن متناسب با دوران سالمندي، حداقل مقرري براي گذران يک زندگي آبرومندانه و نياز به مراقبت عنوان کرد و توضيح داد: منظور از مسکن متناسب با سالمند، منزلي داراي نور کافي، هواي مناسب و نيز با شرايط فيزيکي است که در آن احتمال سقوط سالمند از پله يا بلندي وجود نداشته باشد. ممتاز افزود: در بسياري از کشورهاي پيشرفته اين برنامهريزي وجود دارد که فرد زماني که به سالمندي رسيد، يک مستمري همگاني دريافت کند. اين موضوع بهويژه براي کساني که مشاغل آزاد دارند و از پوشش بيمهاي برخوردار نيستند، اميدبخش است. وي در رابطه با نياز سالمندان به مراقبت خاطرنشان کرد: همه افراد جامعه نياز به بهرهمندي از خدمات سلامت دارند، اما نياز سالمند به تحت مراقبت بودن، بيشتر و مهمتر است. همانطور که خدمات بهداشتي-درماني براي افراد تحت پوشش بيمه رايگان است، سالمند هم نياز به بيمه مراقبت دارد. عضو هيات علمي مرکز تحقيقات سالمندي تاکيد کرد: ممکن است سالمند نيازي به بيمارستان نداشته باشد، اما نياز به مراقبت در آسايشگاه سالمندان به مدت طولاني داشته باشد. سالمند بايد بتواند از خدمات بيمه در آسايشگاه استفاده کند که متاسفانه در کشور ما چنين خدمتي به سالمندان ارائه نميشود. ممتاز ديگر عوامل موثر در ميزان رضايت سالمندان از کيفيت زندگي خود را ويژگيهاي خانوادگي افراد، سطح تحصيلات، وضعيت اقتصادي، تعداد بيماريهاي فرد، نقش حمايتي خانوادهها و دوستان برشمرد که هر يک ميتواند منجر به کمتر يا بيشتر شدن ميزان رضايت از زندگي در سالمندان شود.
نياز سالمندان به مستمري همگاني
وي در بخش ديگري از صحبتهاي خود با تقسيم زندگي به چهار دوره اصلي، تشريح کرد: مرحله اول زندگي که عموما به دو دهه ابتدايي آن اطلاق ميشود، يادگيري جهت آمادهشدن براي زندگي مستقل است. عضو هيات علمي مرکز تحقيقات سالمندي ادامه داد: اين در حالي است که مرحله دوم زندگي (دهه سوم و چهارم) به کارکردن اختصاص پيدا ميکند و دوره سوم نيز دوره استفادهکردن است که معمولا با دوره بازنشستگي همزمان ميشود. متاسفانه چه افرادي که داراي دغدغههاي مالي هستند و چه آنهايي که دغدغه مالي ندارند، به درستي از اين دوره استفاده نميکنند. مرحله آخر زندگي، دوره وابستهشدن و دوران انتهايي زندگي است. ممتاز در پاسخ به اينکه آيا حضور مستمر برخي سالمندان در پارکها نشان از بيکاري آنها دارد و يک آسيب تلقي ميشود يا خير، توضيح داد: بر اساس توضيحات بالا سالمنداني که شما به آنها اشاره کرديد، در مرحله استفاده يا مرحله سوم زندگي خود هستند؛ اگر جامعه نتواند جايگاه و منزلتي براي سالمندان فراهم کند که بتوانند از زندگيشان استفاده کنند، اين نه مشکل سالمندان بلکه يک آسيب است. وي تاکيد کرد: نگاه سالمندان به دوران سالمندي، در مقايسه با نگاه جامعه به سالمندي، کاملا مثبت است. سالمند از زندگياش لذت ميبرد و سالمندي به معني ناتواني نيست، بلکه دورهاي از زندگي است که آدمها وقت بيشتري دارند. اگر نگاه جامعه به سالمندان عوض شود، آنها هيچنيازي به ترحم ندارند.عضو هيات علمي مرکز تحقيقات سالمندي با بيان اينکه بخش عمدهاي از لذت سالمندان از زندگي اين است که با همقطارانشان وقت بگذرانند، تصريح کرد: سالمندان در رسيدن به سالمندي ترس از درد يا مرگ ندارند، بلکه چگونگي گذران دوران سالمندي براي آنها مهم است و اينکه بتوانند حداقل مبلغ براي يک زندگي با کرامت را داشته باشند. ممتاز اضافه کرد: روز سالمند اين نيست که به خانه سالمندان برويم و اشک بريزيم و اين ديدگاه هم درست نيست که آنهايي که سر از خانه سالمندان درآوردهاند عاقبت به خير نشدهاند يا فرزندان ناصالح داشتهاند. بنابراين نيازي به ترحم نيست بلکه نياز هست با برنامهريزي درست، ارائه کيفيت خدمات افزايش يابد.
ضرورت فرصتهاي برابر براي همه سنين
وي با تاکيد بر آنکه نيازهاي دوره سالمندي مانند نيازهاي ديگر دورههاي زندگي است اما چگونگي برآوردهشدن آنها متفاوت است، گفت: همه افراد جامعه نياز به مسکن يا سرپناه دارند، اما آيا در ساخت اين مسکن شاخصهاي مختص سالمندان رعايت شده است؟ سالمندان هم مانند ساير اقشار نياز به بهرهمندي از خدمات حملونقل عمومي دارند؛ اما آيا اتوبوسي مخصوص افراد سالمند وجود دارد که بهعنوان مثال بتوانند با ويلچر داخل اتوبوس شوند؟ عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي يکي از نکات مهم در حوزه سالمندي را ضرورت مشارکت سالمندان در اداره امور جامعه دانست و با اشاره به شعار روز سالمند سال گذشته، آيندهاي بهتر با مشارکت سالمندان، اظهار کرد: يکي از اهداف براي رسيدن به توسعه پايدار اين است که همه افراد يا گروههاي سني در جامعه بتوانند در اداره کشور يا فرآيندها مشارکت داشته باشند. ممتاز افزود: بهعنوان مثال سالمندان ميتوانند در نگهداري پارکي که هر روز در آن وقت ميگذرانند، مشارکت کنند و فعاليتهاي روزمره براي آنها در نظر گرفته شود. اينکه بتوانيم از تجارب سالمندان استفاده کنيم و نظرات مشورتي از آنها بخواهيم به سالمندان احساس خودکارآمدي ميدهد. وي گفت: شعار امسال روز جهاني سالمند «فرصتهاي برابر براي تمام سنين» است و منظور از آن اين است که فرصتها را براي تمام گروههاي سني قرار دهيم؛ اگر بخواهيم در آينده سالمندان رضايتمندي داشته باشيم، بايد عدالت و برابري را بين افراد و درون افراد برقرار کنيم. عضو هيات علمي مرکز تحقيقات سالمندي در پاسخ به اينکه کدام يک از دستگاههاي اجرايي ميتواند نياز سالمندان به مستمري همگاني را برطرف کند، به وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعي اشاره کرد و گفت: اين وزارتخانه و بيمهها ميتوانند چنين خدماتي ارائه دهند.ممتاز در همين زمينه پيشنهاد کرد «طرح شهيد رجايي» (طرحي که در راستاي حمايت از سالمندان روستايي اجرا شده بود) توسعه پيدا کند و براي همه سالمندان کشور اجرا شده و آنها را از خدمات بيمه سلامت و بيمه مراقبت بهرهمند کند. وي در پايان يادآور شد: افراد ميتوانند چند نوع مستمري (از جمله مستمري بازنشستگي و مستمري همگاني) دريافت کنند. بسياري از افراد جامعه بعد از سالمندي نميتوانند کاري انجام دهند و هيچارگاني آنها را پوشش نميدهد که اينها نيازمندان واقعي هستند.