علي تاجرنيا مطرح کرد
مخدوش شدن مرزهاي هويتي اصلاحات به اسم مصلحت انديشي
آرمان ملي: جريان اصلاحطلبي سالهاست که دچار بحران هويت شده و عملا مانيفست مشخصي براي اداره امور کشور با توجه به شرايط روز ندارد. اين موضوع بارها از سوي کارشناسان هشدار داده شده و بسياري از اين کارشناسان معتقدند که عدم برنامهريزي صحيح براي بازسازي هويت جريان اصلاحات، در آينده ميتواند اين جريان را نابود کند. صادق زيباکلام، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در اين باره مينويسد: «بيهويتي جريان اصلاحات را نه ميتوانيم بر گردن اصولگرايان بيفکنيم، نه روحاني، نه شوراي نگهبان و نه نظارت استصوابي. ما هنوز نتوانستهايم يک شعار استراتژيک براي اصلاحطلبي که بهصورت شناسنامه و هويت آن درآمده باشد، ايجاد نماييم». تا امروز اما گوش شنوايي براي اين تذکرات وجود نداشته شرايط به سان گذشته ادامه دارد. علي تاجرنيا، فعال سياسي اصلاحطلب و عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ششم در اين باره به «ايرنا» گفت: از زماني که جريان اصلاحطلبي محدود به احزاب و جريانهاي سياسي شد، بخشي از اين جبهه بيشتر بهدنبال حضور در قدرت به هر شکل هستند. بر همين اساس چهرههايي در حد دبيران کل برخي از احزاب هم در مجلس عملکردي ندارند و صدايي از آنها به گوش نميرسد و بحث و حرف جديدي ندارند. ميان افکار عمومي تصور بر اين است که اصلاحطلبي به نوعي بهانهاي براي به قدرت رسيدن برخي افراد است و اين افراد ناخالصيهاي جريان اصلاحطلب را افزايش ميدهند. او تصريح کرد: رويکرد اصلاحات، ضديت با فساد، تلاش در جهت تعميق دموکراسي و حقوق بشر با تکيه بر خواست و راي مردم است و جامعه احساس ميکند که اين آرمانها در سالهاي گذشته کمرنگ شده و شماري از چهرههاي حرفهاي سياسي، با عنوان اصلاحطلبي با رويکرد باقي ماندن در عرصه قدرت در پي تهي کردن اصلاحات از محتواي خود هستند. با توجه به اين شرايط اصلاحات نيازمند بازتعريف در همه حوزه هاست تا به نوعي ناخالصيها حذف شود. تاجرنيا ادامه داد: به اسم سياست ورزي و مصلحت انديشي مرزهاي هويتي جريانهاي اصلاحطلبي از سوي بخشهايي از اين مجموعه کاملا مخدوش ميشود که نمونه آن را در آخرين انتخابات مجلس ديديم که اسم ليست اميد و اصلاحطلبي، عدهاي در مجلس حضور پيدا کردند که عملکرد آنها به هيچعنوان همراهي و هدف را دنبال نميکرد.
*تغيير اشخاص نتيجهاي ندارد
اين فعال سياسي خاطرنشان کرد: بدون شک در موضوع اصلاح رويه اصلاحطلبي تنها با تغيير اشخاص نميتوان نتيجه گرفت و نيازمند بازنگري در خط مشيها و رفتارها هستيم اما نميتوان تاثير حضور اشخاص را هم انکار کرد. در همين مجلس فعلي افرادي مانند محمود صادقي يا پروانه سلحشوري هستند که شايد جزو چهرههاي شاخص اصلاحطلبي نبودند اما اکنون کاملا اثرگذار هستند. از طرف ديگر هم مشاهده ميشود چهرههايي هستند که بسيار هم مدعي بودهاند اما در عمل نتوانستند همان حداقلهاي هواداران اصلاحطلبي را هم تامين کنند. وي با تاکيد بر اينکه در بازسازي جريان اصلاحات هم بايد روشها اصلاح شود و هم آدمهاي متناسب با اين روشها انتخاب شوند؛ افزود: افرادي که همه تلاش خود را معطوف به حضور در قدرت ميکنند نميتوانند اصلاحي را سازماندهي کنند. تاجرنيا درباره ايدههايي مانند پارلمان اصلاحات در روند بازسازي اصلاحات گفت که مهم اين نيست ساختار چه نامي داشته باشد بلکه مهم اين است که مورد تاييد اکثر اصلاحطلبان باشد و نقش احزاب در آن برجستهتر از نقش احزاب و چهرهها باشد. ترکيب فعلي شوراي عالي سياستگذاري به اسم چهرههاي ملي، سبب شده است که از افزوده شدن ظرفيت جديدي به اين مجموعه جلوگيري شود و تغييرات صورت گرفته در ظاهر باشد. او در پايان گفت موضوعاتي مانند پارلمان اصلاحات در صورتي ميتواند اثرگذار باشد که به فراگير شدن اين جريان و مقبوليت بيشتر آن کمک کند.