معاون مشارکتهاي مردمي و اشتغال سازمان بهزيستي استان تهران گفت: در قانون جامع حمايت از معلولان مبحث سهميه سهدرصدي اشتغال وجود دارد، اما ارگانهاي دولتي و کارفرمايان از اجراي آن دريغ ميکنند.
ايلنا نوشت؛ مهشيد چوبکار (معاون مشارکتهاي مردمي و اشتغال سازمان بهزيستي استان تهران) به بيان اهميت فعاليتهاي حوزه اشتغال در ارتباط با مددجويان و خانوادههاي تحت پوشش سازمان بهزيستي پرداخت و گفت: تلاش مددکارهاي ما بررسي وضعيت خانوادگي مددجويان است و اينکه آنها چه سطحي از فن يا سواد را دارا هستند. از عمده فعاليتهاي مددکاران بررسي توان خوداشتغالي، سطح سواد يا مهارتهاي فني و حرفهاي مددجويان است که مورد بررسي قرار ميگيرد. پس از اين بررسيها، پرونده مددجويان به واحد کاريابي ارسال ميشود. واحد کاريابي هر معاونت تخصصي بهصورت جداگانه به پروندهها رسيدگي ميکند. اين مددجويان ميتوانند زنان سرپرست خانوار، فرزندان زنان سرپرست خانوار، افراد داراي معلوليت، يا بچههاي شبانهروزي ترخيص شده و بالاي هجده سال باشد، همچنين بستگان درجه اول مددجويان که نميتوانند به بازتواني برسند. براي اين گروهها با سنجش شرايط، توسط مددکاران پرونده آمادهسازي اشتغال تشکيل ميشود. معاون مشارکتهاي مردمي و اشتغال سازمان بهزيستي استان تهران گفت: اولين موضوع مهم براي ما آموزش مهارت کسبوکار و مهارتهاي زندگي است. براي اين منظور يک دوره کلاسهاي مهارتآموزي براي مددجويان گذاشته ميشود.
تشريح فرايند خوداشتغالي مددجويان
وي در تشريح فرايند خوداشتغالي مددجويان عنوان کرد: مددجويان به حوزه حرفهآموزي ارجاع داده ميشوند. پروندهها در حوزههاي مختلف بهزيستي از جمله حوزه اجتماعي(شامل زنان سرپرست خانوار بدسرپرست، فرزندان ترخيصي، امدادگيران و...) حوزه توانبخشي(تمام عزيزان معلول و قابل بازتواني) حوزه پيشگيري(افراد بهبوديافته و خانوادههاي درجه يک) مورد بررسي و تاييد قرار ميگيرد. در اين مرحله تخمين زده ميشود که آيا فرد توانايي دريافت وام و ايجاد اشتغال پايدار را دارد يا خير و بعد با کارفرماياني که ميتوانند به اين افراد کار بدهند مذاکره ميشود. چوبکار افزود: در مواردي هم خود مددجو امکان اشتغال ندارد، در اين موقع به خويشاوندان درجه يک مددجو مراجعه ميکنيم. بنابراين اگر مددجويي قادر به اشتغال نيست، بستر اشتغال را براي افراد نسبي و سببي يا مراقبان فرد، آماده ميکنيم.
تشريح وامهاي خوداشتغالي
مهشيد چوبکار در تشريح وامهاي خوداشتغالي گفت: تسهيلات وام اشتغالزايي در سال 98 به 50ميليون تومان رسيده است. همچنين کارفرمايان محترمي که دست ياري به سازمان بهزيستي ميدهند ميتوانند از تسهيلات خوبي بهرهمند گردند. کارفرمايان در صورت ارائه تعهد اشتغالزايي به مدت پنجسال ميتواند از تسهيلات بالاتري بهرهمند گردند.معاونت اشتغالزايي بهزيستي استان تهران در ارتباط با گروههاي هميار گفت: يکي از خدمات واحد اجتماعي بهزيستي تشکيل گروههاي هميار براي اشتغال زنان سرپرست خانوار است. گروههاي هميار با توانايي ايجاد شغل(براي چند نفر) از زنان سرپرست خانوار تشکيل ميشود. در واحد اشتغال براي اين گروهها بازارچههايي را تعبيه ميکند تا توانايي بهتري براي فروش محصولاتشان داشته باشند.
وظيفه سازمان بهزيستي در اشتغال
مهشيد چوبکار ضمن بيان اينکه نهادهاي مسئول با سازمان بهزيستي همکاري مستمري ندارند، اظهار کرد: اين تصور اشتباه است که سازمان بهزيستي ايجادکننده شغل است. واقعيت آن است که ما تسهيلگران شغل هستيم. ما با کارفرمايان محترم براي پرداخت تسهيلات اشتغالزايي رايزني ميکنيم. با مراکز فني حرفهاي رايزني ميکنيم و از آنها خواهش ميکنيم براي يادگيري به مددجويان ما خدمات ارزانتري را ارائه بدهند.چوبکار گفت: مددجويان سازمان بهزيستي بسيارند که با وجود تمام مشکلات و معلوليتها جزو افراد کارآمد جامعه هستند. شايد بتوان جامعه هدف سازمان را تقسيمبندي نمود يک گروه که اصلا امکان توانمندسازي براي آنان وجود ندارد. اينها افراد خاصي با مشکلات روحيرواني، معلوليتهاي حرکتي شديد يا سن بسيار بالا هستند. اينها بهوسيله هيچ کارفرمايي جذب نميشوند. دراينجا سازمان نسبت به اشتغال بستگان درجه يک اين مددجويان اقدام مينمايد. افرادي که دوست دارند سرکار بروند هم به دو دسته تقسيم ميشوند؛ يک گروه واقعا دنبال کار هستند، اما براي گروه دوم بارها و بارها خدمات اشتغالزايي ارائه داديم اما تاب نياوردند.
معضل موازيکاري سازمانها
چوبکار در رابطه با موازيکاريهاي سازمانهاي مختلف گفت: ما در باب مسئوليت اجتماعي که يکي از قوانين شوراي شهر است، اصرار داريم که از موازيکاري پرهيز کنيم. سازمان بهزيستي، اتاق بازرگاني، شهرداري، کميته امداد و صنعت و معدن يا هر سازمان مسئول ديگري يکسري توانمندي دارد. بايد يک سامانه جامع، حداقل در استان تهران ايجاد شود تا مددجويي که از بهزيستي وام ميگيرد، دوباره از کميته امداد وام نگيرد. ما خواستيم يک سامانه با درج کد ملي تشکيل شود تا معلوم شود که هر شخص چه خدماتي دريافت کرده است. بنابراين بهزيستي و هر سازمان ديگري توانمندي خود را به ميدان بياورد تا با همکاري و نظم اين مشکلات را حل کنيم. وي افزود: اگر اين ساماندهي و عدم فعاليتهاي موازي در سازمانها بهوجود بيايد، مسلما ما فرد نيازمند در کشور نخواهيم داشت، ولي امروز همه در مسير خودشان فعاليت ميکنند و جز تکرار بيثمر فعاليتي نميکنيم. با اين رويکرد فقراي جامعه و کودکان کارمان بيشتر ميشوند. اين موازيکاري نتيجه ديگري نميتواند داشته باشد. معاون مشارکتهاي مردمي و اشتغال سازمان بهزيستي استان تهران با تاکيد بر اينکه سازمان بهزيستي در بين مردم پذيرفته شده است، گفت: وقتي خط 123 و اورژانس اجتماعي در سازمان بهزيستي راهاندازي شد، هيچکس اين شماره را نميشناخت. امروز شرايطي را داريم که در آن زنان آسيبديده، دختران فرارکرده و حتي مردان آسيبديده بالاي 60سال به بهزيستي مراجعه ميکنند. وقتي سازمان بهزيستي به اين درجه رسيده که مردم او را ميپذيرند و براي مددخواهي به آن مراجعه ميکنند، چرا پتانسيل بيشتري نداشته باشم. چرا همياري ارگانهاي ديگر از جمله شهرداري با ما بيشتر نشود.
سطح تحصيلي دوسوم زنان سرپرست خانواده
چوبکار اظهارکرد: در بحث زنان سرپرست خانوار ما با جمعيت بالايي از زناني که از امکانات تحصيلي و فني برخوردار باشند روبهرو نيستيم. در پروندههاي تشکيلشده تا امروز در سازمان بهزيستي، شايد در تعداد اندکي زن باسواد وجود داشته باشند که به سازمان بهزيستي مراجعه نموده و جوياي کار هستند. اغلب افراد زناني با سطح سواد کم و توان فني پايين هستند که به سازمان مراجعه ميکنند، تقريبا ميتوان گفت دوسوم مراجعان ما زير ديپلم و افراد بيسواد هستند. وي افزود: افزايش آمار زنان سرپرست خانوار به مولفههاي مختلفي وابسته است. طلاق علتهاي مختلفي دارد اما هر زني که طلاق ميگيرد اگر معيشت مناسبي نداشته باشد به جامعه هدف بهزيستي اضافه ميشود. همچنين يک تصادف معمولي که موجب فوت يا معلوليت همسر شود يک خانواده را به جامعه هدف ما اضافه ميکند. فقر علت مهمي است اما نميتوانيم با اطمينان بگوييم که چرا اين خانواده يا فرد به زنان سرپرست خانواده اضافه شدهاند. خيلي از مواقع زنان سرپرست خانواده به ما مراجعه ميکنند که سن لازم براي کار را از دست دادهاند. ما شايد نتوانيم به اين زنان امدادرساني کنيم، اما به کودکان آنها ميتوان امداد رساند. اين بسته به سن کودک است که بالا يا زير 18سال باشد. ما مددجوياني داريم که تحصيلات عاليه دارند اما معلوليت مانع فعاليت آنها شده است. در قانون جامع معلولين مبحث سهميه سهدرصدي اشتغال وجود دارد اما ارگانهاي دولتي و کارفرمايان دريغ ميکنند. معاون مشارکتهاي مردمي سازمان بهزيستي استان تهران در ارتباط با اشتغال معلولين، بيان کرد: ما همچنين سهميه سهدرصد استخدام معلولين را داريم که سعي ميکنيم روي آن مانور بيشتري داشته باشيم. ديگر کارفرمايان ما افرادي را که يکسري خصايص خاص دارند بهکار نميگيرند. اگر مددجويان معلوليت کم، لکنت زبان، کمي تشنج حرکتي داشته باشند از سوي کارفرمايان مورد قبول قرار نميگيرند. چوبکار در ارتباط با تسهيلات سازمان بهزيستي براي کارفرماياني که سازمان را ياري ميکنند، گفت: کارفرماياني که به سازمان بهزيستي ميآيند و از تسهيلات ما برخوردار ميشوند بايد تعهد پنجسال اشتغال را براي مددجويان بدهند. اگر مددجو پنجسال به چرخه کار بازگردد، به احتمال خيلي بالا به توانمندي و خروج از چرخه حمايت سازمان بهزيستي دست مييابد. در سال گذشته ما نزديک به سههزار نفر اشتغالزايي داشتيم. اين اشتغالزايي يا بهوسيله وام و فرايند خوداشتغالي، يا بهصورت ايجاد اشتغال بهوسيله کارفرمايان محقق شد. از اين سههزار نفر در حدود 1300نفر تثبيتي کامل هستند، يعني شغل آنها پايدار است. وي افزود: سال گذشته ميزان تعهد اداره کل بهزيستي استان تهران1971 نفر بوده و اين آمار در سال جاري به 2800نفر رسيده است که از 2800نفر 800نفر ميبايست در روستاها اشتغالزايي شوند.