رابطه ايران و آمريکا پس از پيروزي انقلاب همواره با چالشها و فراز و فرودهاي فراواني مواجه بوده است. رهبر معظم انقلاب هم در پيامي واضح آب پاکي روي دست دولتمردان آمريکا ريخت و فرمود: «مذاکره با آمريکا ارزش پشيزي ندارد». فراموش نبايد کرد که ايران در دوره اصلاحات که در تداوم مکتب خلف صالح خويش هاشمي رفسنجاني فقيد بود از سوي رئيسجمهور آمريکا در محور شرارت قرار گرفت. در واقع آن ديوار بياعتمادي نه تنها کوتاه نشد بلکه برافراشتهتر شد. يک بررسي اجمالي نشان ميدهد که سياستهاي خصمانه آمريکا درباره موضوع هستهاي ايران سياست ثابت بوده است اما از موضوع عراق و حقوق بشر که رد شويم موضوع رياست جمهوري محمود احمدينژاد همزمان با عصر حکومت جمهوريخواهان راستگراي افراطي در واشنگتن بود. برخي تحليلگران و تئوريسينهاي ايران و جهان بر اين باورند که دوران رياست جمهوري احمدينژاد در افزايش تنش و تيرگي روابط ميان ايران و آمريکا و بلندتر شدن ديوار بياعتمادي مؤثر بوده است. پس از سخنراني وي در نيويورک در مجمع عمومي سالانه سازمان ملل متحد و داستان «وان دقيقه» و «هاله نور» هم تندروها و اصولگرايان بهبه و چهچه براي وي راه انداختند و در نهايت چند قطعنامه عليه ايران ماحصل آن رويداد در ديپلماسي منفعل و سياست خارجي بود که با عزل منوچهر متکي وزير خارجه وقت که در ماموريت سفر خارجه بود، به اوج رسيد. احمدينژاد در سخناني که البته واکنشهاي داخلي و خارجي را برانگيخت شعارهاي راديکالي را مطرح کرد که موضوع هولوکاست يکي از آن موارد بود. وي اکنون پشت پرده به همراه همتاي سابقش در شهرداري پايتخت، محمدباقر قاليباف با لباس نواصولگرايي ظهور مجدد نموده و در گعدههاي شبانه به هم راهکار ميدهند و نسخه ميپيچند و جوانان را به صحنه خواندهاند تا با اين سرمايه، خود را براي اسفند 98 به قصد بهارستان و در سال 1400 براي رياست جمهوري آماده کنند که دور و تسلسل باطل است و چنين خوابي تعبير نميشود، چرا که بهترين قضاوت را مردم خواهند کرد.