ديروز خبري فوري بر روي رسانههاي جهان به نقل از رسانههاي عرب زبان خاورميانه نشست مبني بر حمله 10پهپاد انصارا... يمن به پالايشگاههاي نفتي بقيق و خريص در شرق عربستان که بازتاب زيادي داشت؛ که به گفته يمني ها «توازن بازدارنده شماره2» نام داشت و اين عمليات يکي از بزرگترين عملياتهاي نيروهاي يمني در عمق خاک عربستان سعودي بود که در اين خصوص محمد بن سلمان که چارهاي جز تسليم و استيصال نداشت به وزير دفاع خود مأموريتي ويژه براي خواباندن غائله ايجاد شده داد و وزير دفاع هم معاون خويش را به ديدار رئيسجمهور مستعفي يمنيها در رياض فرستاد و از وي راه چاره و مصالحه با طرف يمني خواست که هنوز از اين ديدار در لفافه و پشت پرده چيزي در اختيار رسانهها قرار نگرفته است. با حمله پهپادي انصارا... يمن به عمق خاک عربستان و به مراکز نفتي اين کشور، اتحاديه عرب را که پس از بهار عربي در انفعال و انزوا قرار داده در شوک عجيبي فرو برد. اتحاديه عرب پس از اين استراتژي راهبردي يمن شايد از خواب بيدار شود و طرحي نو درانديشد. جنگهاي جهاني اول و دوم زمينهساز به وجود آمدن سازمانها و نهادهايي بودند که هرکدام به نوعي تلاش نمودند تا به برقراري صلح و آرامش در منطقه حساس و استراتژيک خاورميانه کمک نمايند. بارزترين سازمان بينالمللي از اين دست که در محدوده جغرافيايي مشرق اروپا در سرتاسر خاورميانه گسترده شد و اکنون تمامي کشورهاي عرب را «به استثناي سوريه» دربر ميگيرد، اتحاديه عرب است. از جمله اهداف اين اتحاديه تقويت روابط ميان کشورهاي عربي و گسترش همکاريها در حوزههاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي است. در واقع اتحاديه عرب نخستين سازمان بينالمللي است که بين کشورهاي عربي اسلامي و در سال1945 به ابتکار مصر تأسيس گرديد. در حال حاضر اتحاديه عرب مشهورترين سازمان بينالمللي خاورميانه است که 22کشور عضو در اين اتحاديه جمعيتي حدود 320 ميليون نفر داشته و همچنين ميانگين توليد ناخالص داخلي آنها 7/890 دلار براي هر فرد که از هر کشور به کشور ديگر متفاوت است، دارند. در بعد جغرافيايي کرانه غربي آن رو به اقيانوس اطلس دارد و در شمال نيز به درياي مديترانه منتهي ميشود. در شرق هم، مجاور خليج فارس و درياي عمان، درياي عرب و اقيانوس است. در يک بررسي اجمالي و شماي کلي ميتوان گفت که در هفت دهه سپري شده از تأسيس اتحاديه عرب، تصميمات و رويکردهاي نه چندان مؤثر و کارآمد اين نهاد تابعي از توازن قدرت و رقابت اعضا و سمتگيريهاي کشورهايي به نسبت قدرتمند عضو آن بوده است. در کنار چالشها و رقابتهاي تاريخي، منطقهاي و سياسي ميان کشورهاي عضو اتحاديه، مسائلي همچون پراکندگي جغرافيايي، سطح متفاوت توسعه يافتگي اقتصادي و سياسي، سمت گيرهاي متفاوت به سوي دو اردوگاه در دوران جنگ سرد و فقدان دموکراسي و ضعف جامعه مدني در خود کشورهاي عربي از دلايل عمده ناکاميهاي اتحاديه عرب به شمار ميروند. منشور تأسيس اتحاديه عرب که هرگونه موضع گيري درباره روندهاي داخلي کشورهاي عضو را قدغن کرده و نحوه دشوار تصميم گيري و اجراي تصميمها در اين اتحاديه نيز ديگر از دلايل عدم موفقيت آن تلقي ميشوند. هرچند بحث پيرامون يک ساختار منسجم براي اتحاديه عرب، چگونگي تعامل کشورهاي عربي و بررسي راهکارهاي کمک به ملت فلسطين مهمترين بخش برنامه کاري سران عرب در اتحاديه بوده است، اما تا کنون گام عملي مهمي که اين اتحاديه توانسته باشد در ارائه راه حلب براي اين مسائل بردارد مشاهده نشده که مثال ملموس و بارز آن نيز منفعل بودن اين اتحاديه در قبال بهار عربي و خيزشهاي جهان عرب و جهت گيريها و مواضع پارادوکس آن در ادامه اين سبک و سياق اتحاديه است.