بستن

تمرکز و تداوم

تمرکز و تداوم
سایه اقتصادی‌نیا پژوهشگر

آشنايي من با خانم دکتر روح‌انگيز کراچي و فعاليت‌هاي ارزنده ايشان در عرصه پژوهش‌هاي ادبي آغازي ناخوش و ادامه‌اي بس نيکو و خوش دارد. در سال 1387، در مجله «جهان کتاب» (شماره 228) مقاله‌اي چاپ کرده بودم با عنوان «پژوهش در شعر زنان، توقف در تاريکي». در اين مقاله چند کتاب پژوهشي را که همگي درباره شعر زنان در ايران تحرير شده بود در کنار هم آورده و از راه مقايسه آنها نشان داده بودم پژوهش در شعر زنان پيشرفت و عمق چشمگيري نداشته و اغلب اين آثار رونويسي‌هايي از روي هم است يا دست بالا، جُنگ‌هايي از شعر زنان به ضميمه زندگينامه آنان و کلياتي درباره شعرشان. از آثار خانم کراچي نام نبرده بودم.

يک روز تلفنم در فرهنگستان زبان و ادب فارسي به صدا درآمد. گوشي را که برداشتم، صداي خانمي را شنيدم که با عصبانيت به من تذکر مي‌داد نوشته‌ام ناقص و معيوب است و پژوهش‌هايي در اين زمينه را، لابد مغرضانه و عامدانه، ناديده انگاشته‌ام. از ترس و تعجب ماتم برده بود! همه‌جور نقدي ديده بودم، جز اينکه يک نفر مستقيما به من تلفن کند و معايب کارم را يک‌به‌يک برشمارد. بعد از اينکه با آرامش و ادب و قسم و آيه ايشان را مجاب کردم که هيچ قصد و غرضي در کارم نبوده و اگر نقصي هست، در نوشته‌هاي بعدي جبران خواهد شد، نام ايشان را پرسيدم. ايشان هم که ديگر آرام شده بودند گفتند: من روح‌انگيز کراچي هستم.

امروز که اين يادداشت را مي‌نويسم، بيش از ده‌سال از آن تماس تلفني مي‌گذرد و آن ترديد اوليه ميان ما به پيوندي عاطفي ميان دو همکار قلمي بدل شده است. ما همديگر را نديده‌ايم، اما بيش از ده‌سال است که يکديگر را از راه نوشته‌هاي ادبي مي‌شناسيم و دنبال مي‌کنيم و، گاه که از مقالات و نوشته‌هاي آن ديگري سر ذوق مي‌آييم، به قول اخوان «شکر پراشکي» نثار هم مي‌کنيم.

تمرکز و تداوم؛ اين دو لغت کليدواژه‌هايي‌اند که کارنامه حرفه‌اي روح‌انگيز کراچي با آن تعريف مي‌شود. کراچي از سال‌هاي دهه شصت خورشيدي، متمرکز و متداوم، در موضوع شعر زنان کار کرده است. بعضي پژوهش‌هاي او رنگ شرح و تفسيرهاي محتوامحور و بعضي رنگ تاريخي دارند و، به گمان من، پژوهش‌هاي دسته دوم در نوع خود دشوارتر و، به همين دليل، کمياب‌تر و ارزشمندترند. بالاخص اثر متأخر او، «تاريخ شعر زنان»، که به‌‌نوعي عصاره و ثمره سال‌ها تحقيق او در زمينه شعر زنان است، ارزشي کم‌نظير دارد.

به‌جز کار پژوهشي، او شاعر است. دو دفتر از اشعارش را پيش‌تر نشر داده بود و به‌تازگي انتشارات مرواريد گزيده‌اي از آنها، گزيده‌اي از اشعار پراکنده قديم و منتخبي از اشعار چاپ‌نشده جديد را يکجا در قالب کتابي مجموع و منتشر کرده است. پيوند بين موضوع کار تحقيقاتي او و اشعارش با مرور اين کتاب واضح به چشم مي‌آيد: درونمايه بسياري از اشعار رنج زنان است و شکايت از سرکوبي تاريخي. شاعر در شعرش مردسالاري را محکوم مي‌کند و صداي دادخواهي سر مي‌دهد. او در شعر محکمه مي‌چيند: شکيبا و آرام شاکي را مي‌نشاند، قفل بر دهان متهم مي‌زند و قاضي تاريخ را، که از عدالت بويي نبرده است، از مسند خويش ساقط مي‌کند تا در دادگاه شعر دادي بجويد. قطعه شماره 28 از دفتر «سکوت اين سوي خط‌هاي درهم» يکي از بهترين نمونه‌هاي شعر زنورانه اوست:

تقسيم بر پنج / حلقه‌اي به انگشتم

گردنبندي به گردنم / دستبندي به دستم

زنجيري به پام / حلقه‌اي به گوشم

حلقه به گوشم... آقا! / آقا! اگر اجازه بفرمايي

مخدره‌ پرده‌نشيني / مستوره‌ کمينه‌خاتوني

از بي‌بي‌يان اقراني / اناثي از مادينگان

نسائي از جنس امراه / يا بانويي ز بانوان حرم

ملک يمين شمايند اين کمينه‌گان...

قالب اصلي نيمايي است و درونمايه اصلي تنهايي. اشعاري در قالب سپيد با درونمايه‌هاي ديگري هم در اين دفتر يافت مي‌شوند اما واضح است که روح شاعر به شعر نيمايي ميل مي‌کند. استفاده گاه‌گاه از قافيه زينت‌بخش بعضي از قطعات است و مخصوصا در قطعات کوتاه خوش نشسته است:

بي‌آنکه با شما باشم / شمايانم...!

سرگشته...

ميان زمين و آسمانم.

يا:

جهان در سلولم به سکوت مي‌رسد

زبان آويخته

بر گذرگاه جهنم

زنم.

راوي شعرها، که اغلب با ضمير اول‌شخص مفرد به زبان مي‌آيد، از گمشدگي و تنهايي در رنج است. جهان او جهان تاريک و ترسناک سايه‌ها است و اشک‌هاي پنهاني. بغضي بر سرتاسر اشعار سايه دارد و «ابرها، همچو انبوه عزاداران، لحظه باريدن را گويي منتظرند.»

اينک که اولين تماس تلفني او را به ياد مي‌آورم، پيش خود فکر مي‌کنم او حق داشت. در تاريخي که حذف تنها سرنوشت ناگزير صداي تو بوده است، ساقه‌هاي ترديد مي‌رويند. اين را روح‌انگيز کراچي، که عمرش را پي صداهاي گمشده و خاک‌خورده تاريخ شعر زنان صرف کرده، خوب مي‌داند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی