بستن

روز سینما و سینمای ضدآرمان!

روز سینما و سینمای ضدآرمان!
شهرام شهیدی

خدا را شکر برابري بين تمامي اصناف و مشاغل رعايت شده و هر چيزي روزي دارد؛ مثل روز صنايع‌دستي، روز جهانگردي، روز طبيعت، روز مهندس، روز پزشک. امروز هم روز ملي سينماست.

در اصل هر چيز رو به انقراضي را معمولا ملي مي‌کنند، مثل باغ ملي، خودروي ملي - که اين روزها با اوضاعي که کارخانه‎هايش دارند واقعا دارد منقرض مي‌شود - يا بانک ملي (مي‌بينيد ما پول نمي‌گيريم براي کارخانه، بانک يا سازماني تبليغ کنيم، بلکه از روش نوين‌تري استفاده مي‌کنيم. برايشان ضدتبليغ مي‌کنيم بعدا خودشان از روي اجبار مي‌آيند به ما پول مي‌دهند که ديگر ضد تبليغ نکنيم.) اصلا چرا راه دور برويم؟ همين کتابخانه ملي! ديديد؟ هر چيزي که يا در حال انقراض است يا دارد تمام مي‌شود فوري ملي مي‌کنند. الان مثلا خانه صادق هدايت و نيما يوشيج هم ملي است. جنگل‌هاي ما هم که گر و گر در آتش مي‌سوزد و تبديل به زمين جهت زمين‌خواري مي‌شود، همه ملي است. نفت ما هم ملي است اما جرات نداريم بگوييم کي ملي‌اش کرد. چرا؟ چون حرف سياسي نبايد بزنيم. تا حرف سياسي بزنيم سردبير و معاونش و مديرمسئول و ارشاد و گشت ارشاد و والدين و همسايه و ادمين گروه تلگرام و مديرپروژه و همه و همه گوشمان را مي‌گيرند که حرف سياسي قدغن. بنابراين براي اينکه عدالت را رعايت کرده باشيم چون نمي‌توانيم بگوييم نفت را چه کسي ملي کرد پس سينما را هم نمي‌گوييم چه کسي و چه زماني در ايران ملي کرد. اما در عوض مي‎توانيم ويژگي‌هاي سينماي ملي را برايتان بشماريم و بگوييم سينماي ملي چيست.

سينماي ملي بايد هميشه آماده تغيير کاربري باشد مثل باغ ملي. آماده براي بکوب‌وبساز و بفروش و حالش را ببر.

سينماي ملي بايد بفروش باشد. آمدم خودروي ملي را مثال بزنم ديدم آنکه روي دست سازندگانش باد کرده. سينماي ملي نبايد روي دست کسي باد کند.

سينماي ملي بايد شعاري نباشد. مراجعه کنيد به بخش «سينماي ملي بايد دولتي نباشد.»

سينماي ملي بايد فاقد زرق و برق باشد. بي‌جشنواره ، بي‌جايزه، بي‌در، بي‌ديوار.

سينماي ملي بايد مدرن باشد. يعني فيلم بلند ساخته شود، فيلم کوتاه پخش شود.

سينماي ملي بايد صبور باشد. يعني در سال 1390 ساخته و در سال 1398 پخش شود.

سينماي ملي بايد مستقل باشد. مثل... آلزايمر اجازه نمي‌دهد يادم بيايد چي مستقل بود که مثال بزنم.

سينماي ملي بايد به‌روز باشد. مثل اينستاگرام.

سينماي ملي بايد عملگرا باشد. يعني اگر فيلمي مطابق سينماي ملي ما نبود در عمل و خيلي فوري از پرده سينما بيايد پايين. اگر با زبان خوش نيامد، کشيده شود پايين.

سينماي ملي بايد بازگشت سرمايه داشته باشد. مثل مسکن. حالا درسته الان رکود داره اما بالاخره که درست مي‌شه.

سينماي ملي بايد تخمه داشته باشد اما چيپس و ساندويچ نه. به‌خاطر غربي بودنشان بايد جلوي عرضه‎شان گرفته شود.

سينماي ملي بايد به‌جاي يوز ايراني، عکسش برود روي پيراهن تيم‌ملي فوتبال. يوز ايراني که منقرض شد رفت پي کارش. سينماي ملي هم برود روي پيراهن تيم‌ملي منقرض خواهد شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی