در خصوص اخراج جان بولتون توسط دونالد ترامپ از سمت مشاور امنيت ملي ايالات متحده ميتوان گفت که او يکي از افرادي بود که در دشمني با ايران شهره بود. ترامپ کنار گذاشتن بولتون را با صراحت در توئيتهايش بيان کرده است. تحقيقا ميتوان گفت که هيچ يک از پروژههاي سياست خارجي آمريکا تاکنون موفق نبوده است. لذا اگر مسئول چنين روندي مشاور امنيت ملي آمريکا يعني بولتون بوده باشد بدون شک بايد يک اشکالي در آنجا وجود داشته باشد. چون وزارت خارجه ايالات متحده در برابر چنين روندي نسبت به مشاور امنيت ملي نقش درجه دوم را دارد. رژيم صهيونيستي، مساله طالبان و صلح در افغانستان، چين، روسيه، کره شمالي، اروپا، مساله بريتانيا در خروج از اتحاديه و... در هيچ يک از موارد ذيل آمريکاييها نميتوانند مدعي باشند که در طول دوره ترامپ سياست خارجي ايالات متحده دستاورد قابل قبولي داشته است. بنابراين بسياري از اعضاي کابينه هيچگاه با نظرات و تندرويهاي ترامپ موافق نبودهاند. لذا ترامپ در حال حاضر دست به سلسله فرافکنيهايي ميزند که تا بدين ترتيب نتايجي در انتخابات رياست جمهوري آمريکا داشته باشد. ترامپ هر چند سعي داشته با ژستهاي مخصوص به خود همه مسائل را در چارچوب کنترل تحت اختيارش بنامد، اما واقعيت آن است که تاکنون وي هيچ دستاورد ملموس و قابل ارائهاي در صحنه بينالمللي نداشته است. خارج کردن بولتون از کاخ سفيد به معناي فرافکني به منظور آن است تا مشکلات پيش آمده در سياست خارجي دولتش را به گردن مشاور امنيت ملي يعني جان بولتون بيندازد. در هر حال خروج بولتون تاثير آنچناني در سياست آمريکاييها نخواهد داشت. مساله آن است که آمريکاييها در نقاطي به دنبال تسليم کردن طرف مقابلشان بودند و اين مساله را در قبال اروپا، روسيه، چين و ونزوئلا مشاهده کردهايم و اين به معناي بازي صفر و صد است. اين بازي را بولتون تئوريزه و از آن دفاع کرد اما اين سياست نتيجه نداد. آمريکاييها ميبايستي در مذاکرات از خود انعطاف نشان دهند. از جمله مسائلي که ميتوان تحت عنوان انعطافهاي احتمالي درسياست خارجي آمريکا نام برد چين و روسيه است. با خروج بولتون از کاخ سفيد ميتوان گفت بيشتر کشورها خوشحال خواهند شد. در نظرسنجيهاي در داخل ايالات متحده، حتي با وجود وضعيت نسبتا ضعيف دموکراتها، دونالد ترامپ وضعيت خوبي ندارد. اين نکته را نيز بايد مد نظر داشت که طي هفته گذشته يکي از رسانههاي آمريکاييها خبر از اين داد که ترامپ تعادل روحي و روانياش را از دست داده است. اگر اين اتفاق بهوقوع پيوسته باشد، به معناي آن است که اتفاقات و روند تازهاي در ايالات متحده در جريان خواهد بود. در خصوص روابط ايران و آمريکا به نظر ميرسد که آمريکاييها به اين نتيجه رسيدهاند که سياست فشار حداکثري پاسخ نميدهد و چند ميانجي نيز در اين ميان مطرح است. به هر حال بهرغم آنکه ترامپ مطرح داشته که ما به ميانجيگري فرانسويها احتياج نداريم پيشبيني آنها اين است که ملاقات ميان دکتر روحاني و دونالد ترامپ در آمريکا امکانپذير است.