مرگ دختر فوتبالدوست يا «دختر آبي» يا هر لقب ديگري که البته «سحر خداياري» جوان و شيفته تماشاي مسابقات فوتبال را به آغوش خانواده بازنميگرداند و مرهمي براي خانواده داغديده نميشود، کام همه را تلخ کرده و در فضاي حزن و اندوه عاشورا عمق افزونتري هم پيدا کرده است. سکوت صداوسيما و منتشرنشدن روزنامهها در ايام تعطيل هم مانع نشر خبر نشد. به اين بهانه چند نکته ديگر هم گفتني است: 1. هر دانشجوي سال اول حقوق و حتي هر که اندک اطلاعات عمومي غيرحقوقي هم داشته باشد ميداند در تعريف جرم گفته ميشود «فعل يا ترک فعلي است که قانون براي آن مجازات، معين کرده باشد.» قانون، براي فعل شبيهسازي به پسران به قصد ورود به ورزشگاه آيا مجازات ششماه زندان تعريف کرده است؟ کدام ماده و کدام قانون؟ (البته گويا يک چهره رسانهاي نزديک به قوه قضائيه ادعاي ششماه زندان را رد کرده و اتهام دختر را درگيري با پليس دانسته ولي در فضاي مجازي که بهخاطر ازدسترفتن مرجعيت رسانههاي داخلي تاثيرگذار شدهاند، اين بحث غالب شد اما بر اين اساس هم ميتوان گفت آيا براي هر اتفاقي بايد پرونده تشکيل داد؟) 2. اينکه تا خوني نريزد احساساتي جنبانده نميشود و موضع نميگيرند هم از دردهاي جامعه ماست. کما اينکه در بسياري از بزرگراهها پل عابر پياده نصب نميشود مگر آنکه يکي دو نفر زير ماشين رفته باشند! تا اتفاقي نيفتد انگار کسي به فکر نميافتد! اگر کمي بررسي کنيد درمييابيد مهمترين انگيزه و دليل نصب پل عابرروي خيلي از بزرگراهها و آزادراهها اين بوده که پيرمرد يا پيرزن يا حتي جواني حين عبور تصادف کرده و مرده و بعد به صرافت نصب پل افتادند. در اين فقره حتما بايد اين اتفاق ميافتاد که فکري شود؟ تازه اگر فکري شود! 3. بارها نوشتهايم که تماشاي فوتبال فقط تماشاست نه انجام ورزش مختلط. اين همه حساسيت که نه ريشه در شرع دارد و نه در قانون بهخاطر اختلاط اين دو مفهوم و تصور اختلاط در عالم واقع و انگاره «همورزي» است. حال آنکه قرار نيست دختر و پسر با هم ورزش کنند، بلکه قرار است تماشا کنند. بله، تماشا، تماشا، تماشا. شايد اگر اين کلمه را هزاربار تکرار کنيم سوءتفاهم اختلاط ورزشي هم رخت بربندد. 4. برخي ميگويند حضور دختران و زنان در ورزشگاه اصلا چه ضرورتي دارد؟ با اين منطق اما خود فوتبال که ميتواند مصداقِ اتَمّ لهو و لعب باشد چه ضرورتي دارد؟ اينکه يک مشت آدم گنده دنبال توپ بدوند و تلويزيون هم دوساعت تمام آن را پخش کند، چه ضرورتي دارد؟ نکته اما اين است. بحث بر سر ضرورت نيست. بحث اقتضائات دنياي مدرن و تغيير علايق و سلايق و سبک زندگي است که اگر به رسميت شناخته نشود خود را تحميل ميکند وگرنه با اين منطق نهتنها تماشاي فوتبال (تماشا، تماشا، تماشا و نه ورزش مختلط با پسران) ضرورت ندارد که تحصيل آنان پس از بلوغ هم ضرورت ندارد. 5. سازوکار دموکراتيک اين است که چنانچه خواستي در جامعه مطرح ميشود در مجلس جوانب گوناگون و شامل دغدغهها و نگرانيهاي مرتبط را به بررسي بگذارند و به قانون تبديل کنند و دستگاههاي مجري هم اجرا کنند. اين روند اما در ايران مختل شده و جاي اين پرسش هست که اگر پارلمان نميتواند براي اين موضوع قانون تصويب کند به چه درد ميخورد؟ براي چي ميتواند؟ در مجلس دوم وقتي لايحه ماليات در مجلس بررسي ميشد مرحوم آذريقمي گفت خلاف شرع است و ما در اسلام ماليات نداريم. رئيس وقت مجلس اما گفت فتواي امام است و آذريقمي هم پاسخ داد اين هم فتواي من است و در ادامه هاشميرفسنجاني به اعتراضات او اعتنا نکرد و به بحث گذاشت، چراکه بدون ماليات نميتوان کشور را اداره کرد. حال ميتوان پرسيد مگر مالياتي که ميگيرند، يا موسيقياي که در صداوسيما پخش ميشود يا بهرهاي که بانکها ميگيرند يا سودي که بانکها ميپردازند يا حق رأي زنان در شرع سابقه دارد که عدهاي تمام هم و غم خود را گذاشته و دنبال انطباق تماشاي مسابقه در ورزشگاه با شرع هستند؟ در خانه فوتبال را از تلويزيونهاي بزرگ ببينند اشکال ندارد ولي اگر در ورزشگاه از فاصله دوکيلومتري ببينند اشکال دارد؟ 6. اتفاقا آنچه در شرع ريشه و سابقه ندارد حکم زندان است. حکم زندان امري مدرن است آن هم با توجيه آسيب واردنشدن به اعضاي بدن ابداع شده است. بخشي از مشکلات به وجود آمده چه در بحث کارگران هفتتپه و چه اين قصه بهخاطر حکم زندان در هر پرونده است و انگار راهحل ديگر يا مجازات ديگر يا حکم برائت متصور نيست. اما واقعا آيا يگانه راه استقرار عدالت، صدور حکم زندان است؟ از زندان نوشتن در چهلمين سالگرد درگذشت آيتا... طالقاني که بخشي از عمر خود را در زندان سپري کرد تلخ است، زيرا او اصرار داشت زندانها حتيالامکان برچيده شود (البته اگر درست باشد که از اساس بحث زندان در ميان نبوده و سوءتفاهم شده از موضوع زندانزدايي بايد استقبال کرد و از اينکه چرا زودتر توضيح داده نشد، انتقاد). 7. در خانوادهها رسم است که اگر مشکلات مهمتر به وجود آمد به امور ديگر کمتر گير ميدهند. پدري که بيکار شده دنبال گوشت در قيمه نميگردد، چون خودش نخريده، نتوانسته و بچهها هم سربهسر او نميگذارند. همه همکاري ميکنند تا شرايط بهتر شود. وقتي ترامپ و نتانياهو از بيرون تهديد ميکنند يا لاف گزاف ميزنند و سالومه منوتو هر کاهي را کوه ميکند و قيمت لبنيات هر روز بالاتر ميرود و خريد خانه براي خيليها رويا شده و از دوهفته ديگر بايد صداي گوشخراش ناظم مدرسه بغلدستي را هم تحمل کني که حرفهاي تکراري پارسال و پيرار سال را ميخواهد به خورد امساليها بدهد و قسعليهذا، کمي کمتر اگر سربهسر مردم بگذاريم جاي دوري نميرود و البته هيچيک از اين حرفها براي خانواده سحر خداياري دختر نميشود. بايد دختري در آن سنوسال چه تکقطبي و چه دوقطبي، چه سالم و چه مبتلا به هر بيماري واقعي يا ادعايي و چه عاشق فوتبال و چه بيزار از فوتبال بايد داشته باشي تا عمق اين درد را درک کني.