بستن

حساسیت مشعشع توریستی

حساسیت مشعشع توریستی
قدسيه رضوانیان عضو هيأت علمي دانشگاه مازندران

چندي پيش يک تور گردشگري درون خانوادگي به گيلان ترتيب داديم. گرچه هر لحظه‌اي از هر جايي از طبيعت گيلان، سرشارت مي‌کند حتي اگر بدون هيچ نقطه بارانداز خاصي راه افتاده باشي اما، مقاصد اصلي سفر ما ارتفاعات جاده اسالم به خلخال و ماسال و قلعه رودخان بود. هم‌آوايي جنگل و کوه و دريا، چشم نوازي دشت و دمن و جلگه و رود، اسب‌ها و گاوها و گوسفندان رها و خوشگذران مدام شترهاي خشکيده و چروکيده سيستان و بلوچستان و فلات مركزي را از مقابل چشمانم عبور مي‌داد که در خلنگزار بهار پوزه بر زمين مي‌ساييدند. اين اتفاق سبز اما، فرصتي است به باريکي کناره خزر براي ايران عزيز. فرصتي رو به زوال. و زوالي شتابناک آغشته به انواع آلودگي؛ نه فقط از آن قصه پر غصه قلع و قمع جنگل‌ها و قتل درختان و کاشتن آهن و سيمان و برافراشتن برج‌ها و ويلاها به مدد رانت و انحصار و اختلاس و آز و طمع و پشتگرمي و دهن کجي و .... حتي بر قله جنگل‌ها - براي به رخ کشيدن و به چشم کشيدن ته رذالت- ، بل از فقدان توان و دانش مديريتي، دست‌کم در قصه دستشويي، که معلوم نيست کدام شير پاک خورده‌اي چند سالي است از وجه تسميه به ضد پيشنهاد داده نامش را بگذارند سرويس «بهداشتي»! نمونه را اگر گذارتان به پارک جنگلي هوش رباي گيسوم افتاد که شايد زيباترين طاق نصرتي است که درختان بسته‌اند تا شما را به درياي روح نواز خزر برسانند و در انتهايش 10 هزار تومان هم مي‌دهيد تا ماشينتان را پارک کنيد براي يک ساعتي، يحتمل که نياز افتد که سري بزنيد به سرويس «بهداشتي» مذکور. بي‌اغراق بگويم که به‌رغم اينکه سالهاست فريادها از اين سراويس ميان راهي به آسمان است اما در برابر اين نمونه گيسومي، سوء‌تفاهم است! اگر مي‌شد انتهايي براي آلودگي، تصور کرد، حتما نمونه تمام عيارش بود. براي اينکه نگوييد يک نمونه که دليل نمي‌شود و چيزي را ثابت نمي‌کند، اگر گذارتان به فومن زيبا هم افتاد احتمالا و البته يقينا، دقايقي با همسفرانتان در پارک شهرداري در خيابان مرکزي و محوري فومن قراري گذاشتيد و باز هم خودتان که نه ولي اگر بچه‌تان به سرويس«بهداشتي» گذرتان بدهد، به ارج، ‌منزلت، کرامت، حق و حقوق مردم نزد مسئولان پي مي‌بريد و در مي‌يابيد که چقدر دانش و حساسيت توريستي ما مشعشع است. همه گذرندگان به اين نقطه دلگشا هم پيف پيف کنان چند بد و بيراه نثار بي‌فرهنگي مردم مي‌کنند و در مي‌گذرند. من هم تاسف مي‌خورم که چطور آن خاطرات سبز با اين واقعيت‌هاي زرد، رنگ مي‌بازد و تئوري پنجره شکسته را مرور مي‌کنم!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی