مصدق؛ نگين سياست ايران
حسين مکي يکي از ياران وفادار دکتر مصدق در نهضت مليشدن نفت بود، که بهواسطه همين دوستي و نزديکي، بعدها کتابي نوشت با عنوان «دکتر مصدق؛ نگين سياست ايران». اين کتاب بهتازگي توسط نشر بدرقه جاويدان پس از سالها بازنشر شده است.
مکي در سال 1328 به جبهه ملي پيوست و با سمت دبير آن حزب در مليشدن صنعت نفت فعاليت کرد. در دولت مصدق بهعنوان يکي از اعضاي هيات خلع يد، از شرکت سابق نفت برگزيده شد و براي تحقق اين امر عازم خوزستان شد و پس از سهماه مسئوليت امور عمراني خوزستان را بر عهده گرفت و در 1330 همه تابلوهاي شرکت نفت ايران و انگليس را پايين آورد و پيام تشکري از دکتر مصدق دريافت کرد. وي در همين هيات براي دستيابي به اهداف نهضت ملي به خارج از کشور رفت. او در شمار افرادي بود که تهديد به جلوگيري از صادرات نفت ايران کرد و به همين علت روزنامهها به او لقب «سرباز فداکار وطن» دادند.
مکي در دوره هفدهم مجلس شوراي ملي نيز بهعنوان نماينده اول از تهران انتخاب شد. بعد از واقعه 30 تير 1331 فاصله او از دکتر مصدق بيشتر شد و با آيتا... کاشاني و بقايي به همکاري پرداخت. با اين همه در شهريور 1331 بنا به دعوت بانک جهاني از سوي دکتر مصدق عازم آمريکا شد تا حمايت بانک جهاني را از موضع دولت ايران در مساله نفت به دست آورد.
در 16 فروردين 1332 به همراه قائم مقامالملک رفيع و عبداله معظمي جزو هيات هشت نفري از سوي مجلس مأمور شد تا از يکسو بين دکتر مصدق و شاه و از سوي ديگر ميان مصدق و آيتا... کاشاني آشتي برقرار کند. در همين زمان به پيشنهاد دکتر مصدق از سوي شاه نامزد وزارت دربار شد که مکي نپذيرفت.در روز اول شهريور 1332 مکي طي نامههايي خطاب به شاه و نخستوزير محاکمه دکتر مصدق را در دادرسي ارتش خلاف قانون دانست و متذکر شد مصدق بايد طبق قانون محاکمه وزراء تحت تعقيب قرار گيرد. در 25 شهريور ماه طبق تصويبنامه هيات وزيران به عضويت شورايعالي نفت انتخاب شد.
در سال 1334 به دنبال سوءقصد به حسين علاء، دادرسي ارتش، پرونده قتل رزمآرا را مورد رسيدگي قرار داد و عدهاي در حدود 22 نفر بازداشت شدند که از جمله بازداشتشدگان حسين مکي بود و مدت زندانياش قريب يکماه طول کشيد. او که در انتهاي دهه 30 از سياست فاصله گرفته بود و بيشتر به تحقيقات تاريخي ميپرداخت، به نوشتن کتاب روي آورد که يکي از مهمترين آثارش کتاب «دکتر مصدق؛ نگين سياست ايران» است که شامل نطقهاي تاريخي دکتر مصدق است.
حقوقبگيران انگليس در ايران
زندهياد اسماعيل رائين از محققان و مورخان بهنام بوشهري است که کتابهاي بسياري در زمينه تاريخ معاصر ايران نوشته است که يکي از شاخصترين آنها کتاب «حقوقبگيران انگليس در ايران» است. اين کتاب ابتدا در تيرماه سال 1347 به چاپ رسيد و پس از چهار دهه، از سوي نشر بدرقه جاويدان بازنشر شده است. اسماعيل رائين در اين کتاب به نقش بريتانيا در ايران و بهويژه ارتباط آن کشور با رجال سياسي ايران در دوره قاجار ميپردازد.
آنطور که رائين در مقدمه کتاب مينويسد قرن گذشته، دوران ناتواني مملکت ايران بوده است و مقدرات ايران در معرض زدوبندها و سازشهاي دو دولت قوي روس و انگليس قرار داشت. رقابتي پيگير که در محو و نابودکردن حقوق حاکميت ايران بر يکديگر سبقت ميجستند و جالبتر اينکه هرگاه منافع و مصالح بزرگتري ايجاب ميکرد، ميان آن دو سازشي عليه ميهن ما به عمل ميآمد و باز، روس و انگليس متفقا کلاه ايران را برميداشتند. در کشاکش اين ماجراهاي سياسي، کارنامه بسياري از زمامداران وقت ايران سياه است.
اين سياستمداران به قول رائين، کساني بودند که مستقيما آلت فعل سياست بيگانگان در ايران به شمار ميرفتند. اينان يا مستقيم از اجانب پول ميگرفتند و مستمري دريافت ميداشتند و يا اينکه به پشتيباني خارجي به مقامات عليه مملکتي ميرسيدند و در ازاي آن حقوق ملت ايران را در طبق اخلاص مينهادند و تسليم سفارتخانهها و مقامات خارجي ميکردند. در ميان اين دسته، ميرزا ابوالحسن خان شيرازي، ميراآقاخان نوري و برادرش ميراز فضلاله وزير نظام، اللهيار خان آصفالدوله، ميرزا مسعود گرمرودي، محمدحسن خان صدر اصفهاني و پسرش عبداله خان امينالدوله و ديگر جيرهخواران و حقوقبگيران را بايد نام برد که در اين کتاب به وضوح تمام از روي مدارک و اسناد متقن معرفي شدهاند.