بسياري از پدر و مادرها، روياهاي محققنشده خود را در آينده فرزندانشان جستوجو ميکنند. خيليها هم معتقدند که چشمانداز زندگي بزرگسالي فرزندانشان را بايد از دوران کودکي برايشان ترسيم کرد. به همين دليل است که بسياري از والدين، شغل آينده فرزندان خود را تعيين و به نوعي به او ابلاغ ميکنند! به اين ترتيب سالهاي کودکي و نوجواني در روياي شغلي سپري ميشود که هيچ دورنماي مشخصي براي رسيدن به آن وجود نداشته و اساسا هيچ تضميني هم وجود ندارد.در واقع پدر و مادرها رويايي را در ذهن فرزندانشان ميکارند که به احتمال قوي محقق نميشود که اگر قرار بود محقق شود، بهجز اندکي، همه بزرگسالان امروز که همان کودکان ديروزند يا پزشک بودند يا مهندس، يا خلبان يا وکيل! برنا نوشت؛ واقعيت اين است که تعيين شغل آينده فرد در کودکي، در واقع يک «تله ذهني» ايجاد ميکند و فرد در آن ميماند. در واقع القائات بزرگترها درباره شغل و رشته تحصيلي فرزندان، خط مشي ذهني او را تشکيل ميدهند و يک گره رواني را در مغز او ايجاد ميکند تا فرد نتواند در خصوص رشته يا شغل، جهت درست را انتخاب کند و در صورت نرسيدن به شغل مورد علاقه خانواده خود نيز تا ابد بار يک عذاب وجدان ناشناخته و حتي يک عدم رضايتمندي از شغل کنوني خود را به دوش بکشد. در اين راستا با يک روانشناس کودک گفتوگو کرديم که در ادامه ميخوانيد:
والدين بهتنهايي مقصر نيستند
نسرين اميري، روانشناس کودک، با بيان اينکه در اين مورد نبايد والدين را به تنهايي مقصر بدانيم چراکه اين موضوع يک مساله اجتماعي است، گفت: قهرمانسازي دنياي امروز را احاطه کرده است و دولتهاي بسياري به موضوع قهرمانپروري اهميت ميدهند. وي ادامه داد: برخي مسائل مانند هر کشوري ريشه در سنت و فرهنگ ما دارد بهعنوان مثال از گذشته طبيب در ميان مردم جايگاه قابل احترام و خاصي داشته است. اميري با اشاره به اينکه بياييم اين ضعف را تنها متوجه والدين ندانيم، افزود: نيازمند ديدي عميقتر و جامعتر در سطح اجتماع هستيم. البته نقش والدين بهعنوان افرادي که در کودکي همين موضوع برايشان اتفاق افتاده و در بزرگسالي نمود پياده کرده غيرقابل انکار است. اين روانشناس با بيان اينکه دو مورد اساسي در ايجاد حس عذاب وجدان نقش دارد گفت: پس ميتوانيم نتيجهگيري کنيم که از طرفي والدين مشکلات دوران کودکي خود را به فرزندانشان منتقل ميکنند و دوم اجتماع که علاقه به قهرمانپروري دارد.
نارضايتي، ويژگي دنياي صنعتي
وي ادامه داد: واقعيت اين است که اين دو عامل در کنار هم کودکان را ميرنجاند، چراکه در دنياي امروز يادمان رفته رضايتمندي را با آن چيزي که خودمان هستيم به دست آوريم. اميري با بيان اينکه يکي از ويژگيهاي دنياي صنعتي عدم رضايتمندي است، افزود: به لحاظ روانشناسي هيچ رضايتمندي مطلقي وجود ندارد بلکه افراد ميتوانند بهتر باشند. به اين ترتيب به نظر ميرسد عملا نبود رضايتمندي نوعي گرداب است که ما را در خود ميکشاند و ته ندارد. اين روانشناس کودک عنوان کرد: به اين ترتيب همواره نارضايتي پيروز ميدان است و اين موضوع زمينه افسردگي را براي بشر فراهم کرده و کودکان ذيل اين مجموعه قرار دارند. وي توضيح داد: هماکنون بيماري استرس و اضطراب در حال رشد است و علت آن نيز عدم رضايت در زمان حال است. بنابراين توصيه ما به خانوادهها اين است که به فرزند خود اين پيام را بدهيد که ما بيقيد و شرط دوستت داريم. اميري ادامه داد: چراکه دوستداشتن با قيد شرط هماني است که ميگوييم اگر درست خوب باشد، دوستت دارم، اگر نمره 20 بگيري دوستت دارم، اگر بچه خوبي باشي دوستت دارم و غيره. اما اگر بيقيد و شرط بچه خود را دوست داشته باشيم بايد بگوييم من تا زماني که کار بد ميکني، آن کار بد تو را دوست ندارم، اين نمره بد تو را دوست ندارم اما خود تو را دوست دارم. به اين ترتيب با پذيرش، کودک ميتواند رضايتمندي را کسب کند. اين روانشناس کودک در پايان خاطرنشان کرد: از طرف ديگر در مورد آينده شغلي کودکان اتفاق ديگري که در حال رخدادن است اين بوده که ما به هيچ عنوان نميتوانيم بفهميم که 20سال ديگر دنيا به کدام سمت ميرود، همانگونه که ما در 20سال گذشته تصور نميکرديم تکنولوژي به قدري پيشرفت کند که دو فرد در دو نقطه از جهان امکان مکالمه تصويري با هم را داشته باشند. به احتمال زياد سالهاي آينده پيشرفت علم بهگونهاي خواهد بود که در ذهن ما جاي نميگيرد. بنابراين اين موضوع باعث ميشود والدين با ذهن بازتري فکر کنند و اجازه دهند کودک در حال حاضر از زندگي بدون استرس خود لذت ببرد و مسيرش را به تدريج زمان پيدا کنند.