فرشاد مومني:
5 کانون فساد ايران که هيچ انگيزهاي براي مبارزه با آن وجود ندارد
تنبيه دانه درشتها لازم هست اما کافي نيست
استاد دانشگاه علامه طباطبايي دلارهاي نفتي و غيرنفتي، اعتبارات بانکي و بانکهاي خصوصي، گمرک و مناقصههاي دولتي را 5 کانون اصلي فساد در ايران دانست که انگيزهاي براي مبارزه با آن وجود ندارد. به نوشته جماران؛ فرشاد مؤمني گفت: زماني که ما به ذخيره دانايي موجود در جهان در اين زمينه نگاه ميکنيم با همان رويکرد فرا رشتهاي يا بين رشتهاي گفته ميشود فساد يک نشانه است و بنابراين از آن نشانه بايد براي فهم هر چه عميقتر اين مساله دلالتهايي پيدا کنيم. از جنبه سياسي گفته ميشود گسترش و تعميق فساد نشانه بحران مشروعيت است. در تمام مطالعههايي که تاکنون از اين زاويه در دنيا صورت گرفته و بخشهاي قابل توجهي از آن به زبان فارسي در دسترس هست گفته ميشود هر چه مشروعيت نظامهاي سياسي افزايش پيدا ميکند فساد کاهش پيدا ميکند. سپس پرسيده ميشود مشروعيت از چه تبعيت ميکند؟ پاسخ اين است که تزلزل مشروعيت از دل بحران مشارکت بيرون درميآيد. زماني که فرصتهاي سياسي ناياب ميشود و با بحران مشارکت روبهرو ميشويم از اينکه بتوان به شيوه مشروع افراد و گروهها بهدنبال اهدافشان حرکت کنند احساس سرخوردگي پيش ميآيد، بنابراين به سمت شيوههاي نامشروع ميروند. اين صاحب نظر در حوزه توسعه گفت: از جنبه اجتماعي گفته ميشود فساد نشانه بحران اعتماد است. با توجه به اينکه به اعتبار جدّي شدن بحثهاي مربوط به سرمايه اجتماعي کارهاي بسيار ارزندهاي در اين زمينه صورت گرفته است، اگر بخواهيم مساله فساد را بهصورت بنيادين حل و فصل کنيم بايد عناصر کليدي تشديدکننده بحران بياعتمادي را زير ذرهبين قرار دهيم.
توزيع غيرشفاف دلارهاي نفتي بزرگترين کانون رانت است
وي گفت: کساني که فکر ميکنند کشف و شهود کردند و ميگويند به سراغ دانه درشتها برويد بايد توجه کنند که براي مواجهه با فساد گسترده و فراگير تنبيه دانه درشتها لازم هست اما به هيچوجه کافي نيست. در اينجا گفته ميشود راهحل از نظر رويهاي اين است که مبارزه فساد بايد مبتني بر برنامه باشد و مهمترين خصلت آن برنامه اينکه پيش گيرنده باشد. ابتدا بستر نهادي از موارد بروز فسادهاي مکرر و گسترده جلوگيري کند سپس با قاطعيت و فراگير موارد اندکي که فساد ارتکاب ميشود را برخورد کند. راه نجات از اين مسير ميگذرد. وي افزود: توزيع غيرشفاف و غيربرنامهاي دلارهاي نفتي طي پنجاهسال گذشته بزرگترين کانون رانت و فساد در ايران بوده است. مؤلفه بعدي که به سالهاي اخير مربوط ميشود دلارهاي غيرنفتي است که براي خود ماجراهايي دارد انشاءا... در زمان مناسب درباره ابعاد عدم شفافيتهايي که در ماجراي دلارهاي غيرنفتي وجود دارد بحث ميکنيم. در اين زمينه مهمترين و تکاندهندهترين عدم شفافيت که مايه شگفتي هست اين است که چگونه نظام تصميمگيري ما اداي برنامهريزي را در ميآورند ولي به اين موضوع توجه نميکنند که تقريباً تمام مطالعاتي که در چهلساله گذشته در اين زمينه درباره صادرات غيرنفتي شده ميگويد بالغ بر 95درصد اقلام صادرات غيرنفتي ما بهگونهاي هستند که هزينه ارزي صرف شده براي توليد از درآمد ارزي حاصل از صدور بيشتر است. ما خودمان را فريب ميدهيم که اسم آن را صادرات غيرنفتي ميگذاريم بلکه ما بهطور عملي درآمدهاي نفتي را به نحو ديگري دسته بندي ميکنيم و به کساني برميگردانيم که به ما عايدي دلاري نفتي دادند. مهمترين کانون عدم شفافيت در اين زمينه است و بايد يک اراده ملّي وجود داشته باشد تا بدانيم با خودمان چه کار ميکنيم. وي افزود: يک رکن بسيار مهم و حياتي ديگر اين ماجرا عدم شفافيت در نحوه تخصيص اعتبارات بانکي هست. مؤمني گفت: ماجراي فساد با بحران دانش روبهرو نيست؛ در مجموع ذخيره دانايي موجود در کشور براي غلبه بر بحران فساد کفايت ميکند. مساله ديگر به منافع بخشيهاي از ساختار قدرت برميگردد. شايد براي شما جالب باشد در دورهاي يک آقايي رئيسجمهور شد که جامعه ايران را به آينده اميدوار کرده بود من در صحبت عمومي به ايشان عرض کردم ايران تاب کارهاي راديکال را ندارد بنابراين من به شما نميگويم مناسبات رانتي را قطع کنيد بلکه آن را شفاف کنيد. به ايشان تضمين داده بودم فقط در اثر شفافيت بيش از 50درصد تمايلات رانت جويانه در ايران فروکش خواهد کرد بهدليل اينکه در ايران مانند همه جاي دنيا رانت جويان گرامي خيلي خوش سليقه هستند. به شرطي حاضر هستند افتخار دهند و رانت جويي کنند که برملا نشود. وي گفت: در دولت آقاي روحاني زماني که بحران فاجعه آميز جهشهاي پيدر پي نرخ ارز اتفاق افتاد يک فشار موجب شد تصوير کوچکي از نحوه تخصيص دلارهاي نفتي داده شود. من متعجبم چه کسي ضرر ميکند اگر انتشار دادهها استمرار پيدا کند؟ اگر در مورد بعضي از کليديترين آنها الزام قانوني وجود دارد چرا نهادهاي نظارتي به توقف انتشار دادهها اعتراض نميکنند؟ از اينجا پاي جامعه مدني باز ميشود؛ بدين معنا که جامعه مدني هم بايد به اين نبوغ فکري رسيده باشد که استمرار مناسبات مبتني بر فساد همه را آلوده خواهد کرد. وي گفت: اگر ما درباره نفع جمعي فکر نميکنيم بايد درباره آبرو و حيثيت خودمان فکر کنيم و اينکه مناسبات مبتني بر فساد مستمر چگونه از طريق فقرزايي و تشديد عقب ماندگيها حيثيت و عزت همه ما را تحت تاثير قرار ميدهد. اين هم مسالهاي بسيار حياتي و مهم هست و واقعاً بايد کمک گرفت از همه دستگاههايي که در حيطه انديشه ورزي کار ميکنند تا يک زور اجتماعي عليه مافياي رسانهاي ايجاد کنند تا حساسيت بايستهاي ايجاد شود. متاسفانه از جنبه فرهنگي درکي که از مساله اخلاق و فرهنگ در نظام تصميمگيري ما وجود دارد به طرز غيرمتعارفي درک غيرکارشناسي است. بايد بدانيم که فرصتهاي ايجاد شده براي فساد چه چيزهايي هستند.