محرم که ميآيد برگزاري آيينهاي عزاداري با شور و اشتياق خاصي در سراسر سرزمين پهناور ايران با رنگين کماني از قوميتهاي مختلف آغاز ميشود و آن زمان اين رنگين کمان تنها يک رنگ دارد و آن رخت سياه محرم در عزاي سيد و سالار شهيدان است. از سال 61 قمري که واقعه عاشورا رقم ميخورد تا به امروز، 1379 سال مي گذرد، واقعهاي که بعد از گذشت چندين قرن، غبار زمان بر روي آن ننشسته و هنوز با اشتياق وصف ناپذيري در گوشه و کنار کشور و حتي روستاهاي دورافتاده نيز برگزار ميشود. در حقيقت محرم شهر و روستا نميشناسد، هر منطقه به ميزان ارادتي که به سرور و سالار شهيدان دارد، نسبت به برگزاري اين آيينهاي عزاداريشان همت ميگمارند، يکي با علمگرداني و ديگري با سينه زني. آيينهايي که به فراخور فرهنگ و شيوههاي مرسوم هر منطقه و استان متفاوت است. فرقي نميکند مردمان مناطق کرد نشيناند يا آذري زبان، بومي خوزستان هستند يا ساکن يزد، آنچه بر سر و صورت مينشيند غبار غمي جانگذار است که در سوگ اباعبدالله الحسين(ع) بر چهره مردمان مينشيند.مرور تاريخ حکايت از آن دارد که برگزاري آيينهايي چون نخل گرداني و حمل تابوتهاي تمثيلي شهداي کربلا در خيابانهاي شهر از گذشته تاکنون در مناطق مختلف کشور مرسوم بوده، گرچه ريشه اين آيين را بايد در دوران قاجاريه جستوجو کرد. آيينهايي که شکلهايي از معرفت شناسي يک قوم را نشان ميدهد و ريشه در اعتقادات عميق مذهبي مردم داشته و دارد که در زمان قاجار و پهلويي اول و با همه محدوديتها در برگزاري آيينهاي عزاداري دهه محرم، بازهم اين آيينها به شکل درست به ما رسيده است. خيلي دور از واقعيت نيست اگر بگوييم آيينهاي مذهبي نشانه حسن زيبايي شناسي مردم در اقصي نقاط ايران است. آييني که ميتواند در ماه محرم زمينه همدلي و وفاق ملي، پيوند و الفت اجتماعي را بين مردم ايجاد کند. از آنجا که آيين عزاداري محرم يک آيين گروهي و دسته جمعي است که امروز به يک سنت تبديل شده تا نسل به نسل در ميان مردم مناطق مختلف منتقل شود. از طرفي تنوع فرهنگها و عقايد در ايران باعث شده تا شاهد تعدد مراسم و آيينهايي باشيم که امروز از سوي جمع زيادي از گردشگران خارجي مورد استقبال قرار مي گيرد.نبايد فراموش کرد که علاوه بر جنبههاي مذهبي يک آيين، تقويت همگرايي وخردجمعي خرده فرهنگها يکي از کارکردهاي مهم آيينهاي عزاداري است.