ادامه از صفحه اول/ تحريم اسرائيل و به ويژه تحريم ورزشي آن مختص ايران نيست. ورزشکاران بسياري در سراسر جهان در اعتراض به ظلم و اشغالگري اسرائيل از مسابقه با رقباي اسرائيلي خودداري ميکنند. اين ورزشکاران عمدتا از کشورهاي اسلامي و عربي هستند اما جنبش تحريم اسرائيل طرفداران بسياري حتي در کشورهاي اروپايي و آمريکايي دارد. اين سياست روشي غيرخشن براي فشار بر سياستهاي ظالمانه اسرائيل و حمايت از حقوق مظلومان فلسطيني است.
اين سياست درست، بايد به درستي اجرا شود. متاسفانه به دليل اجراي نادرست، اين سياست در معرض نارضايتي و فرسودگي قرار گرفته است. اين فرسودگي در دراز مدت به تعطيلي اين سياست و تسليم در برابر طرفهاي غربي خواهد انجاميد. براي اجراي درست اين سياست چند عامل نقش مهمي بازي ميکنند. اولين عامل توجه به ورزشکار و انتخاب آزاد وي براي همراهي با اين سياست است. اين امر از طريق احترام به ورزشکار و ارائه بستههاي تشويقي مناسب قابل پيگيري است. ثانيا موفقيت سياست تحريم ورزشي اسرائيل در گرو گرهخوردن اين سياست به تلاشهاي بينالمللي موجود در اين زمينه است. پيگيري يکجانبه اين سياست بيش از آنکه موجب تحريم ورزشي اسرائيل شود به تحريم ورزشي ايران منجر خواهد شد. امکان و ظرفيت همراهي و هماهنگي کشورها و طرفهاي بينالمللي متعددي با اين سياست وجود دارد. براي اين کار به نگاهي مثبت و ديپلماسي ورزشي فعالي نياز است که قابليت کار کردن و همکاري با طرفهاي بينالمللي مختلف را داشته باشد. ظاهرا هيچ تلاش جدي براي استفاده از ظرفيتهاي موجود صورت نگرفته است. طرفهاي غربي و فدراسيونهاي ورزشي بينالمللي ميتوانند بر يک يا دو کشور به بهانه تحريم ورزشي اسرائيل فشار وارد آورند اما قادر نيستند آن را به تعداد قابل توجهي از کشورها، حتي به 10کشور، تحميل کنند.
نويسنده پيشتر (سال 1396) طي مقالهاي (با عنوان تحريم ورزشي اسرائيل: سياست ايراني و فرصتهاي جهاني) ضمن برشمردن اساس ملي، اسلامي و انساني سياست تحريم ورزشي اسرائيل، متذکر شده بود: اين واقعه تلخ نه اولين چالش سياست تحريم ورزشي اسرائيل است و نه آخرين آن خواهد بود. سابقه اين مساله نشان ميدهد چالشهاي مربوطه روزبهروز ابعاد بزرگتري در ورزش کشور مييابد. از سوي ديگر فشارهاي بينالمللي و غربي براي درهم شکستن سياست ورزشي کشورمان بهطور فزايندهاي در حال افزايش است. ادامه اين روند آينده سياست اصولي تحريم ورزشي اسرائيل را با ابهامات جدي روبهرو ميسازد. انفعال در برابر اين تحولات به منزله قبول شکست در برابر فشارهاي ظالمانه و فريبکارانه بينالمللي است. در مقابل اتخاذ موضعي فعال در برابر اين موضوع که به ظرفيتهاي بزرگ ملي، اسلامي و بينالمللي آن نظر داشته باشد ميتواند افق اين سياست را روشن نمايد. باشد که در جشن سقوط نژادپرستي صهيونيستي (همپيمان قديمي نژادپرستي ناکام آپارتايد) نقش ملت ايران بهعنوان ملتي پيشگام در تحريم اسرائيل و شکستن ظلم اشغال در منطقه مورد ستايش آزادگان جهان قرار گيرد.