سرانجام وزير پيشنهادي آموزشوپرورش مشخص شد و برخلاف تمامي پيشبينيها، سيدجواد حسيني سرپرست فعلي آموزشوپرورش به مجلس معرفي نشد تا مشخص شود انتخاب وزير نه در راستاي حل مشکلات اين حوزه، بلکه متاثر از گرايشهاي جناحي و حزبي دولتمردان بوده است. تا اينجاي کار آموزشوپرورش با سه وزير و يک سرپرست بيثباتترين وزارتخانه روحاني بوده است، که اين خود نشان از کمتوجهي به خانواده بزرگ فرهنگيان دارد. اگر کمي با تعمق و دقت به نحوه برخورد دولت با مشکلات و کاستيهاي وزارتخانه پرمخاطب آموزشوپرورش نگاهي موشکافانه بيندازيم، ميبينيم که طي سالهاي گذشته و بهخصوص ماههاي اخير، نهتنها اقدام عملي در بهبود اوضاع آموزشوپرورش و فرهنگيان و دانشآموزان صورت نگرفته که چهبسا دولت اهتمامي براي حل مشکلات اين حوزه ندارد. معرفي محسن حاجيميرزايي بهعنوان وزير پيشنهادي آموزشوپرورش نشان داد که دولت دوازدهم عملا در شناخت مشکلات و معايب بزرگترين نهاد اجرايي کشور ناتوان است و آموزشوپرورش بهرغم تمامي کمبودها و مشکلات، جزو اولويتهاي دولت روحاني نبوده و نيست. نهاد آموزشوپرورش با بيش از 13ميليون دانشآموز و قريب به يکميليون نيروي انساني نيازمند فردي کارآزموده و آگاه به مسائل آموزشوپرورش ميباشد. به نظر ميرسد در اين شرايط معرفي محسن حاجيميرزايي بيشتر در راستاي کسب رضايت طيفهاي مختلف سياسي اتفاق افتاده است تا درک دغدغههاي فرهنگيان! و مهمتر اينکه با توجه به شرايط سياسي حاکم بر مجلس، بعيد است که او بتواند از سد بهارستان عبور کند که اگر چنين اتفاقي نيز بيفتد، نميتوان انتظار معجزه داشت. کلام پاياني: بدونترديد عدم آشنايي وزير پيشنهادي با مشکلات زيرساختي و ماهيتي اين حوزه و نداشتن پيشينه در آموزشوپرورش گرهي از مشکلات آموزشوپرورش بازنميکند. حال سوال اساسي اين است که «آيا وزير پيشنهادي ميتواند آغازگر تحول در اين وزارتخانه باشد؟ آيا با مشکلات اساسي آموزشوپرورش و مهمتر نگرانيهاي حدود يکميليون فرهنگي و 13ميليون دانشآموز و خانوادههايي که مستقيما تحتتاثير تغيير و تحولات اين حوزه قرار ميگيرند آشناست و قادر است بر مشکلات لاينحل وزارت آموزشوپرورش فايق آيد يا انتخابش آغاز دور تسسلي خواهد بود که در نهايت جز ياس و نااميدي حاصلي ندارد؟