بستن

کارآگاه‌های محلی بلوچ

کارآگاه‌های محلی بلوچ

آرمان- رها معيري: ‌ آنها استاد يکي از ناشناخته‌ترين مهارت‌هاي جهان هستند، حرفه‌اي منحصر به فرد که گاهي بهترين کارآگاهان دنيا در برابر آنها حرفي براي گفتن ندارند. اصطلاح بومي اين شغل ردزني است و معني آن مي‌شود کسي که از روي جاي پاي انسان‌ها يا حيوانات جنسيت، ويژگي‌ها و حتي هويت آن انسان يا حيوان را تشخيص مي‌دهند.

اين حرفه مختص به يک گروه است، آن هم بلوچ‌هاي سيستان و بلوچستان. حرفه‌اي که شايد خدادادي باشد و شايد هم استعدادي است که يک قوم خاص با آن سر و کار دارند. هر چند اين شغل با گذر زمان و پيشرفت تکنولوژي و حضور آسفالت‌ها در خياب آنها کم‌کم رنگ باخته است اما هنوز از اين افراد براي شناسايي محل اختفاي قاچاقچيان مواد که به بيابان ها و مناطق مرزي متواري شده‌اند و قصد دارند از کشور خارج شوند، به پليس کمک مي‌کنند.

ردزن‌ها، کارآگاهان بومي

رئيم صلاح زئي شهردار بمپور استان سيستان و بلوچستان در رابطه با اين شغل مي‌گويد: در گذشته از ردزن‌ها براي پيدا کردن سارقان يا افراد فراري کمک مي‌گرفتند، اما الان باتوجه به پيشرفت علم نقش آنها کمتر شده است. با اين حال مردم اين مناطق، وقتي دزدي به خانه‌شان مي‌زند، به ردزن‌ها مراجعه مي‌کنند و از آنها مي‌خواهند که متهم اصلي را پيدا کنند. ردزن‌ها نيز با‌ شناختي که از روي ردپاي اهالي دارند و همچنين از روي ردپايي که در صحنه جرم پيدا شده مي‌گويند که اين ردپا متعلق به چه کسي است. گاهي اوقات ردزن‌ها اصلا چهره فرد را نديده‌اند، اما ردپا را در ذهنشان دارند و با ديدن ردپا فردي را که شبيه آن ردپا است، تشخيص مي‌دهند که آيا اين ردپا متعلق به او است يا نه. آنها به اين ترتيب متهم را شناسايي مي‌کنند.

تعويض کفش، بي‌اثر در ردزني

جنگي بامري يکي از حرفه‌اي‌هاي اين کار است. هر جا دزدي مي‌شود يا قتلي صورت مي‌گيرد به در خانه او مي‌روند و از مرد ميانسال بلوچ براي رازگشايي پرونده‌ها کمک مي‌گيرند. مرد بازنشسته محيط زيست است اما هنوز در کار ردزني بازنشسته نشده است. اين مرد ميانسال مي‌گويد: از 15 سالگي کارم را با پليس آغاز کردم. اين کار موروثي است و همه مرا به‌عنوان ردزن مي‌شناسند. اولين باري که مي‌خواستم با پليس همکاري کنم، زياد به حرفم ايمان نداشتند. به آنها گفتم برويد هر تعداد سربازي را که مي‌خواهيد در يک مکان با کفش‌هاي برعکس مجبور به راه رفتن کنيد. آنها هم اين کار را کردند و من گفتم که هر ردپا مربوط به کدام سرباز است. مدت‌ها قبل سرقتي رخ داد و من از روي ردپا عامل اصلي اين سرقت را شناسايي کردم. زماني که به پاسگاه آورده شد، متهم مي‌گفت که اين کار را من انجام نداده‌ام و شاهد هم داشت که در زمان سرقت جاي ديگري بوده است. فرمانده پاسگاه به من گفت مطمئني که اين فرد دزد است؟ به او گفتم من کارم اين است، چرا مي‌توانم مطمئن نباشم؟ با شنيدن اين حرف مرا داخل اتاقي کرد و از دو مامور خواست که مراقب من باشند. بعد از آن کفش‌هاي متهم را عوض کرده و از متهم خواسته بود به همراه 6 نفر ديگر راه برود. قبل از اينکه مرا از اتاق بيرون بياورند، کفش‌هاي متهم را برگردانده بود. وقتي من از اتاق بيرون آمدم، به من گفت ردپاي متهم را پيدا کنم و من جواب دادم چرا کفش‌هايش را عوض کرديد؟ او چهارمين نفري بوده که در اين جمع راه رفته است. با حرف‌هاي من مرد جوان اعتراف کرد و جاي اموال مسروقه را نيز گفت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی