آرمان ملي: از زمان آغاز به کار مجلس دهم انتقادات نسبت به نمايندگان آغاز شده و بسياري از سياستمداران هر دو جناح عملکرد مجلسيان را نامطلوب توصيف ميکنند. برخي فساد را علت اصلي ناکارآمدي ميدانند، برخي ديگر معتقدند که نمايندگان از قدرت کافي براي اداره امور مجلس برخوردار نيستند و برخي ديگر ائتلاف ضعيف ميان اصلاحطلبان و اعتدالگرايان را عامل اين وضعيت ميدانند. بهزاد نبوي که از پيش از انتخابات تاکنون بر لزوم ائتلاف و همراهي اصلاحطلبان با اصولگرايان ميانهرو و معتدل تاکيد کرده است درباره تغييرات اخير بهوجود آمده در مجلس -از حذف مطهري از کرسي نايب رئيسي تا جايگزين شدن ذوالنوري بهجاي فلاحتپيشه در کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي- که برخي به نوعي آن را از عملکرد ضعيف محمدرضا عارف ميدانند، ميگويد دليل موفق نبودن ائتلاف اين دو جريان نه بهخاطر عدم اقتدار آقاي عارف بلکه به اين دليل است که ديدگاههايي شبيه به آنچه نبوي به آن معتقد است در مجلس وجود ندارد، نه در آقاي عارف و نه در ديگران. «انصافنيوز» نوشت؛ بهزاد نبوي در اين باره گفت: تنها در اين دوره است که موضوع ارزيابي عملکرد نمايندگان مطرح شده و در دورههاي قبل، از اين صحبتها نبوده است. ما فکر ميکنيم يأس و نارضايتي مردم ناشي از عملکردهاي خُردِ عمر يا زيد است. تصور ما اين است که عملکردهاي خُردِ تک تک نمايندگان فراکسيون اميد و يا حتي دولت آقاي روحاني عامل ياس و نارضايتي مردم است؛ اين تفکر به مردم نشاني غلط ميدهد؛ وقتي ميگوييم «بياييم اينها را ارزيابي کنيم که از يک سوراخ دوبار گزيده نشويم»، مردم فکر ميکنند که مثلا 30 نماينده تهران ميتوانستند فيلي هوا کنند که همه مشکلات کشور از بين برود و نکردند؛ به رغم اينکه معتقدم هم دولت و هم مجلس، بهطور طبيعي ضعفهايي دارند، اما بايد به اين نکته دقت کرد که شرايط فعلي کشور و فعل و انفعالاتي که رخ ميدهد به شکلي است که اولا قويترين دولتها و مجلسها هم از عهده اين مشکلات بهسادگي برنميآيند، ثانيا بسياري از اين مشکلات محصول و معلول عملکرد اينها نيست؛ کسان ديگري کارهايي ميکنند که اينها مجبورند پيامدهايشان را تحمل کنند. وي افزود: اين حرفي که برخي دوستان مبني بر ارزيابي عملکرد نمايندگان ميزنند باعث ميشود که مردم فکر کنند تمام مشکلات کشور ناشي از عملکرد نمايندگان فراکسيون اميد و يا کل مجلس بوده و يا ناشي از عملکرد دولت بوده؛ در صورتي که مشکلات بزرگتر از اين حرفهاست.
در مجالس قبلي هم معاملهگر داشتهايم
نايب رئيس مجلس ششم با بيان تجربه خود از مشاهده فساد برخي نمايندگان اظهار کرد: در مجلسهاي قبلي هم معاملهگر داشتهايم. نمايندهاي در يکي از مجالس قبلي، دهها بار وزير صنايع و معادن را با سوال به مجلس کشاند و عمده سوالاتش هم راجع به شرکت ايران خودرو بود. مديرعامل شرکت ايران خودرو در آن مقطع با من آشنا بود، يکبار که در اين آمد و شدهاي وزير به مجلس همراه او آمده بود، پرسيدم که «فلان نماينده با تو چه مشکلي دارد که روزي يک سوال از وزير در مورد ايران خودرو ميکند؟» گفت: «خدا شاهد است که تا بهحال بيش از 164 نفر را براي استخدام به من معرفي کرده و من نميتوانم اين تعداد را استخدام کنم، مشکلش اين است!» وي افزود: فکر نکنيد اين مجلس، اولين مجلسي است که در آن رانتخواري و از اين دست مسائل اتفاق ميافتد؛ متاسفانه در مجالس قبلي هم داشتيم؛ البته در آن حد گستردهاي هم که حرفش را ميزنند، نه در اين مجلس داريم و نه در مجالس قبلي داشتيم. نبوي اضافه کرد: يکي از اين افراد که بعضا در VOA صحبت ميکند خيلي زود در مجلس راههاي رانتخواري و… را ياد گرفت، جزو اصلاحطلبان هم بود. اما کل مجلس که اين نيست. تا وقتي در کشور ما دموکراسي نهادينه نشود، احزاب نيرومند واقعي ايجاد نشوند، وضع چنين است؛ درحال حاضر شايد چند صد حزب داريم که خيلي از آنها فقط خود شخص است و شايد اقوام نزديکش! حزب فقط يک سکوي پرش و يک وسيله است براي اينکه بتواند مقام و امکاناتي در اختيار بگيرد. او راه رسيدن به توسعه و مجلس خوب را استمرار روند دموکراسي خواهي خواند و تصريح کرد: شما بايد 100 سال دموکراسي مستمر را پشت سر بگذاريد تا احزاب قابل قبولي ايجاد شوند و در سايه اين احزاب نامزدهايي که فقط به دنبال منافع ملي هستند به مجلس بروند. بسياري از نمايندهها و حتي سياسيهايمان دنبال منافع ملي نيستند؛ برايشان رسيدن به پست و مقام ارجحيت دارد و اينکه چه بهروز ملت و کشور ميآيد اهميتي ندارد؛ به اين دليل که ما هنوز تجربه دموکراسي و تحزبمان کم است. بنابراين بايد زمان بگذرد تا بتوانيم اين روند را طي کنيم. به شرط اينکه دموکراسي تداوم داشته باشد، اگر چهار روز بستند و خفه کردند و بعد دوباره باز کردند، اين دوباره از صفر شروع کردن است و براي رسيدن به آن مرحلهاي که اشاره کردم تداوم دموکراسي لازم است.
نياز به حضور در انتخابات
بهزاد نبوي خطاب به اصلاحطلبان ميگويد: تقاضاي من اين است که حضور در انتخابات را با راي مردم پيوند نزنند. يعني وقتي احساس ميکنند که مردم پاي صندوق نميآيند و ما راي نميآوريم براي عدم شرکت در انتخابات به عذر و بهانه متوسل نشوند. اين دو به هم ربطي ندارند، يعني چه راي بياوريم و چه راي نياوريم براساس مشي اصلاحطلبانه اگر موانع پيش گفته وجود نداشته باشد ما مجبوريم و لازم است در انتخابات شرکت کنيم. او تأکيد کرد: راهبرد هميشگي اصلاحطلبان بايد حضور پاي صندوق راي و شرکت در انتخابات باشد؛ مگر اينکه بهطور کلي سياستورزي ناممکن شود. فرض کنيد تمام اصلاحطلبان را بازداشت کنند -نه مثل 88 که برخي را بازداشت کردند و برخي آزاد بودند- يا اينکه همه گروههاي اصلاحطلب را منحله و غيرقانوني اعلام کنند -بازهم نه مثل 88 که بخشي از آنها امکان فعاليت داشتند- و بالاخره اينکه اختناقي وجود داشته باشد که شما جرأت نکنيد ليست بدهيد. فقط در چنين شرايطي است که ما ناچار به عدم شرکت در انتخابات هستيم.