جلسه اول رسيدگي به اتهامات هشت متهم داير بر اخلال در نظام ارزي و پولي کشور از طريق قاچاق عمده ارز به صورت شبکهاي و سازمانيافته در حد کلان به رياست قاضي موحد برگزار شد. نماينده دادستان به ذکر کيفرخواست پرداخت و گفت: سابقا در پرونده در مورد متهمان عبدالرضا کاظمي و حسين حاجيپور کيفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال و حکم قطعي صادر شد. وي در ادامه اسامي و اتهامات متهمان را شرح داد. نماينده دادستان ادامه داد: بررسيهاي انجامشده و گزارشات ارسالي از مراجع ذيربط و اظهارات عبدالرضا کاظمياني و ديگر متهمين و اسناد به دست آمده از فعاليت متهمين در فضاي مجازي و تحقيقات صورت گرفته از اين افراد، نشاندهنده اين است که متهمين همگي از اهالي منطقه ماکوي آذربايجان غربي بوده و نسبت فاميلي داشتهاند. وي گفت: اين افراد با حمايت حسين حاجيپور که در خارج بود، اقدام به قاچاق عمده ارز بين کشور ترکيه و استان آذربايجان ميکردند که نتايج آن اين ميشود که 250هزار يورو از ترکيه وارد کشور شده است. بعد از آن محل رفتوآمد حسين حاجيپور شناسايي شد و پالتهاي خالي دلار کشفشد که نشان ميداد مقدار بيشتري دلار وارد شده و در بين متهمين توزيع گرديده است. نماينده دادستان افزود: متهمين از جمله عبدالرضا کاظمياني اعتراف کردهاند که حسين حاجيپور و عوامل او به کار قاچاق سازمانيافته ارز مشغول بودهاند و ارزها را به عبدالرضا کاظمياني تحويل ميدادند و سپس بين دلالان و صرافان غيرمجاز اين ارزها توسط متهم کاظمياني توزيع ميشد. وي بيان کرد: متهم حسين حاجيپور و عوامل او پالتهاي يورو و دلار را از ترکيه تحويل و وارد کشور ميکردند و به صرافيها و دلالهاي غيرمجاز ميدادند و کاظمياني در مقابل دلارهايي که ميگرفته، افراد را به شخصي به نام ايوب استاد کريمي معروف به آتاکان معرفي و شبکه حسين حاجيپور معادل ارز را از ايوب استاد کريمي دريافت ميکردند. در ادامه اين جلسه قاضي از متهم راژان حاجيپور خواست در جايگاه قرار گيرد و ضمن تفهيم اتهام به وي از او خواست دفاعيات خود را انجام دهد.
محصل هستم
متهم در دفاع از خود افزود: بنده محصل هستم و اين اتهامات را قبول ندارم. ابتدا پدرم را دستگير کردند و بعد از چندماه عموي بنده آقاي حسن حاجيپور به من گفت که به دنبال من هم هستند که به همراه عمويم به آگاهي رفتم تا علت را جويا شوم، اما به من دستبند زدند و من را دستگير کردند. قاضي در ادامه از متهم پرسيد: در زمان دستگيري آقاي کاظمياني، 250هزار يورو از شما کشف شد. درباره اين موضوع چه توضيحي داريد؟ متهم پاسخ داد: اين اتهام را قبول ندارم من در حال درسخواندن هستم و از اين موضوعات اطلاعي ندارم. در ادامه قاضي از متهم پرسيد: چرا بعد از آنکه آقاي کاظمياني دستگير شد شما فرار کرديد؟ متهم پاسخ داد: بنده فرار نکردم و فقط براي تفريح به مدت يکماه به همراه خانوادهام به استانبول رفتم. قاضي بعد از اظهارات متهم به وي گفت: با توجه به محتويات پرونده اتهام معاونت وي به مشارکت در اخلال در نظام ارزي و پولي کشور تصحيح و تقليل پيدا ميکند در همين زمينه شما و وکيلتان در جلسه بعد آماده دفاع باشيد. در ادامه قاضي از امير موسايي خواست در جايگاه قرار گيرد و بعد از تفهيم اتهام به وي از او خواست توضيحات خود را ارائه دهد. متهم در دفاع از خود گفت: بنده در شهرستان بازرگان صرافي دارم و قبل از آن در بازار آزاد به کار صادرات چاي مشغول بودم بنده اصلا در کار قاچاق ارز نبودم و اتهام وارده را قبول ندارم. متهم گفت: من 5 الي 6 ماه بيشتر با آقاي کاظمياني همکاري نداشتم تنها حدود 4ميليون حواله خريداري کردم. چيزي حدود 20 الي 25ميليون تومان در مدت 5 الي 6 ماه سود بردم. قاضي به وي کنايهاي زد و گفت: به نظر ميرسد بيشتر اين رقم هزينه کرايه ماشين شما از تهران تا شهرستان بازرگان باشد، زيرا اصلا رقم معقولي نيست. در ادامه قاضي به متهم گفت: قبول داريد اين کار شما مطابق با مقررات نبوده است؟ چگونه ميخواهيد آن را جبران کنيد؟ متهم پاسخ داد: من حاضرم در حضور دادگاه توبه کنم که ديگر کار خلاف قانوني انجام ندهم. قاضي در اين هنگام خطاب به ولي حاجيپور گفت: خود را معرفي کنيد. متهم حاجيپور گفت: من 48ساله هستم و کارمند. سابقه کيفري دارم آن هم به دليل اينکه در سال 79 اتباع بيگانه را مسافرکشي ميکردم. متهم مدعي شد: من راننده شرکت بودم و ارزي که در ترکيه ميگرفتم به آقاي کاظميان پرداخت ميکردم. قاضي موحد خطاب به متهم نوروز سکان دستگيري گفت: خود را معرفي کنيد. متهم دستگيري گفت: اهل ماکو هستم و صرافي دارم از سال 90 و تحصيلاتم ديپلم است. سابقه کيفري ندارم. او ادامه داد: من در منطقه محروم زندگي ميکنم اگر صرافي نداشتم بايد کولبري ميکردم از سال 90 که در مرز بازرگان صرافي داشتم چند مشتري داشتم و در سيستم بانک مرکزي همه فعاليتم ثبت شده است. متهم گفت: من کارگزار نداشتم. پس از اين اظهارات قاضي موحد ختم جلسه را اعلام کرد.