گفتني است با رشد شهرنشيني و همچنين اشتغال بهکار همزمان والدين شاهد کاهش تمايل به فرزندآوري در خانوادهها هستيم که ميتواند تاثير بسزايي در نوع عملکردها و کاربردهاي خانواده داشته باشد، بهگونهاي که بنا به گفته روانشناسان خانواده امروز اين بنيان مهم و تاثيرگذار ديگر از کاربرد و کارکرد سابق برخوردار نيست که اين مهم ميتواند پيامدهاي منفي بسياري را نيز به دنبال داشته باشد.
هشداري که بايد جدي گرفت
افزايش تمايل جوانان به زندگي مجردي ميتواند از مهمترين پيامدهاي منفي کاهش فرزندآوري در خانوادههاي ايراني باشد، چراکه بايد به خاطر داشت اين نوع زندگي ميتواند زمينهساز بروز آسيبهاي اجتماعي يا مشکلات روحي و رواني شديد در افراد شود.طبق تحقيقات صورتگرفته جواناني که به صورت مجردي زندگي ميکنند در مقايسه با ساير جوانان با مشکلات بيشتري مواجه هستند؛ بايد بهخاطر داشت که تربيت و نظارت صحيح والدين بر امور مهم فرزندان ميتواند مسير مطلوب را براي آنها ترسيم کند.
کاهش روابط خانوادگي
کاهش فرزندآوري در خانوادههاي ايراني خود ميتواند عاملي براي کاهش روابط ميان اعضاي خانواده و همچنين کاهش همبستگي ميان آنها باشد، بهگونهاي که بنا به گفته کارشناسان در گذشته خانواده از همدلي و همبستگي بيشتري برخوردار بود که اين مهم بهيقين ميتوانست باعث کاهش اختلافات خانوادگي يا مشکلات ميان اعضاي فاميل و مواردي از اين دست شود؛ اتفاقي که برکات زيادي را هم براي خانواده و هم براي جامعه در پي داشته است. از اينرو برخي روانشناسان ميگويند کمرنگشدن نقش و کارکرد خانواده خود عامل کاهش آستانه تحمل افراد و همچنين درگيري ميان اعضاي خانواده است.
افزايش احتمال ابتلا به افسردگي
بايد در نظر داشت که يکي ديگر از پيامدهاي منفي کمفرزندآوري در خانوادهها را ميتوان احتمال ابتلا به بسياري از بيماريهاي روحي و رواني مانند افسردگي دانست. از سوي ديگر بايد خاطرنشان کرد که تغيير سبک زندگي افراد و همچنين پيروي از الگوهاي نامناسب خود نقش بسزايي در کاهش فرزندآوري در جامعه دارد تا جايي که امروزه در بسياري خانوادهها تحت عناوين مختلفي مانند ادامه تحصيل، نداشتن زمان کافي يا مواردي از اين دست افراد از فرزندآوري سر باز ميزنند که اين خود بهيقين ميتواند آينده جامعه را تحتتاثير پيامدهاي منفي بسيار قرار دهد. هرچند در اين فرصت بايد متذکر شد که افزايش رفاهطلبي خود ميتواند نقش بسزايي در کاهش تمايل افراد به کمفرزندآوري يا نداشتن فرزند داشته باشد تا جايي که طبق تحقيقات ميداني صورت گرفته برخي از افرادي که تمايل به فرزندآوري ندارند مهمترين دليل خود را همين عامل عنوان کردهاند که اين خود ميتواند مبين باورهاي غلط رايج در جامعه باشد. انتظار ميرفت در سايه ارائه آموزشهاي صحيح قبل از ازدواج اين معضل نيز تا حد زيادي در جامعه کمرنگ شود تا شايد از اين طريق بتوان آينده بهتري را براي جامعه متصور شد، در غير اين صورت پيشبيني آينده امري بسيار سخت و پيچيده خواهد بود.
بحران سالمندي و افزايش کمفرزندآوري
همانگونه که ميدانيم به دليل کاهش چشمگير فرزندآوري در خانوادههاي ايراني در چندسال آينده با بحران سالمندي مواجه خواهيم شد؛ بحراني که بهيقين ميتواند تبعات و آثار منفي گستردهاي را با خود به همراه داشته باشد که شايد علت اصلي اين امر را در کاهش تمايل افراد به فرزندآوري بتوان جستوجو کرد. بنابراين کارشناسان معتقد هستند که مهمترين راهکار براي مقابله با بحران فرزندآوري و همچنين کاهش پيامدهاي منفي آن ايجاد انگيزه و تمايل براي فرزندآوري در خانوادهها است؛ اتفاقي که تا به امروز چندان در مورد آن برنامهريزي يا اقدامات کارشناسانه لازم انجام نشده است.
در نهايت...
انجام فرهنگسازيهاي لازم و همچنين ارائه آموزشهاي مناسب خود ميتواند تاثير بسزايي در افزايش تمايل افراد به فرزندآوري داشته باشد، چراکه اين تغيير سبک زندگي بيشتر بهعلت الگوهاي نامناسب در زندگي افراد و همچنين کاهش نقش و کارکرد خانواده صورت گرفته است. بايد ياد آور شد که ادامهداشتن اين روند خود ميتواند براي جامعه پيامدهاي منفي بسياري مانند کاهش حمايت و مسائلي از اين دست را به دنبال داشته باشد.