مديريتها آنچنان درگير انواع چالشهاي اجتماعي و ملي در عرصههاي روابط خارجه، اقتصادي، سياسي و... هستند که توان يا بعضا ارادهاي براي توجه يا پرداختن به بنياديترين موضوع سياسي ندارند. اينکه اخلاق سياسي بهطور بيسابقهاي تضعيف شده است. بيشک تمام فعل و انفعالات مديريت سياسي در طول تاريخ جوامع بشري بر وجود يک نظام اخلاقي استوار بوده است. اينکه سياست ورزان و صاحب منصبان برجستهترين الگوهاي اخلاقي يک جامعه هستند. بزرگترين و پرهزينهترين دغدغه صاحبان قدرت تامين و حفظ امنيت است. اما برخي مديران در طرحها، اقدامات، راهکارها و راهبردهاي امنيتي جايي براي اخلاق سياسي در نظر نميگيرند. شايد سادهترين تبيين اخلاق، تشخيص خوب و بد باشد. به عبارتي اخلاق يک امر ذهني معطوف به تشخيص امور پيرامون است. تشخيص اينکه چه رفتاري براي بقاي انسان مناسب، نامناسب، ضروري يا غيرضروري است، کارکرد اخلاق است. اخلاق پذيرش و پايبندبودن به يکسري اصول و ارزشهاي جمعي است. حکمراني بدون پايبندي به يک نظام اخلاقي غيرممکن است. بياخلاقي سياسي موجب بياخلاقي اجتماعي و در نتيجه فروپاشي جامعه خواهد شد. چه نهاد يا قدرتي توانايي تامين امنيت در يک جامعه بياخلاق را دارد؟ صاحب منصبان سياسي، دفاعي و... که صادقانه دلسوز ميهن و نظام هستند، بايد بياخلاقي در سطوح مختلف مديريت کلان را مخوفترين تهديد امنيتي تلقي کنند. بياخلاقي سياسي دشمني به مراتب ويران کنندهتر از آمريکا، رژيم صهيونيستي و ديگر دشمنان کشور و نظام است. بياخلاقي سياسي آشکارترين شکل نفوذ که مقام معظم رهبري بارها بر آن تاکيد و در مورد آن هشدار دادهاند، است. فساد اداري، بينظميهاي مالي توسط برخي صاحب منصبان، منفعتطلبي بيمارگونه و غيراجتماعي، عملکرد فراقانوني و... در سطوح گوناگون مديريت کلان سياسي، مصداق بارز بياخلاقي سياسي است. تامين و حفظ امنيت ملي بدون پايبندي به اخلاق سياسي يک توهم و رويا بيش نيست. مخوفترين دشمن يک جامعه که توانايي ويران کردن شالودههاي زيست مدني را دارد، تضعيف اخلاق اجتماعي است. با وجود تضعيف شديد اخلاقي اجتماعي، تلاش براي حل و فصل انواع چالشهاي اجتماعي و ملي در عرصههاي روابط خارجه، اقتصادي، معيشتي، آموزشي، فرهنگي و... حاکي از درک ضعيف از مدنيت، عدم صداقت يا فقدان اراده است. بنابر شواهد عيني کارگزاران و دلسوزان امنيت ملي درک کاربردي و شفافي از رابطه علت و معلولي اخلاق سياسي و امنيت ملي ندارند. بدين معني که اخلاق سياسي علت و امنيت ملي معلول است. تنها و مشروعترين هدف تمامي انديشهها، راهکارها، طرح و اهداف امنيتي بايد پايبند کردن مديريت کلان به رعايت اخلاق سياسي باشد. چگونه يک فرد سيگاري ميتواند اعضاي خانواده را قانع کند سيگار بد است؟ منافع ملي تنها هدف امنيت ملي است. منافع ملي تبلور و برآيند درک ضرورت و پايبندي به يک نظام اخلاق اجتماعي است. اخلاق بنياد زيست اجتماعي يا به عبارتي برجستهترين مشخصه انسانيت است. اخلاق بزرگ و پيچيدهترين دستاورد خرد است. عملکرد برخي مسئولان و متنفذين بينام و نشان بهطور بيسابقهاي تضعيفکننده اخلاق اجتماعي است. دلسوزان صادق نظام بايد توجه داشته باشند که حکمراني پايدار، کارآمد و کم هزينه بر بياخلاقان و قانون گريزان امري ناممکن است. بياخلاقي سياسي نه تنها تضعيفکننده اخلاق اجتماعي و در نتيجه نظم اجتماعي است بلکه به استناد شواهد فراوان، بياخلاقي سياسي که منشأ بياخلاقي اجتماعي است، موجب تخريب انسانيت نيز ميشود. بنابراين، بزرگترين دغدغه وطن دوستان در هر جايگاه سياسي و مديريتي است تا فارغ از جناح بازيهاي بيخردانه و دشمن شاد کن به فکر چارهانديشي پيرامون تضعيف بيسابقه اخلاق سياسي باشند.