امسال همزمان با فصل نقل و انتقالات، بمب خبري فوتبال ايران جايي بيرون از فضاي باشگاهها و در حوزه رسانهاي ترکيد؛ آنجا که خبر رسيد مزدک ميرزايي از صداوسيما جدا شده و ضمن مهاجرت به انگلستان، همکاري با شبکه ماهوارهاي «ايران اينترنشنال» را بر عهده گرفته است؛ شبکهاي فارسيزبان که بودجهاش مستقيما از عربستان سعودي تامين ميشود. با اين وجود گويا صداوسيما هنوز باورش نشده با وجود تداوم بهرهمندياش از انحصار قانوني در داخل کشور، در حال حاضر رقباي جدي ماهوارهاي و اينترنتي دارد و مثل گذشته نميتواند نسبت به خواست و سليقه مخاطبانش بياعتنا باشد. نکته دوم، حوزه ورزش با جذابيتهاي سرشار درونياش از معدود عرصههايي بود که برنامهسازان، مجريان و گزارشگران بعضا توانمند و مستعد توانستند به آن راه بيابند و هميشه حداقل پرچم اين بخش را در صداوسيما بالا نگه دارند. با اين وجود تغييرات مديريتي اخير در سازمان، نقاط قوت همين حوزه را هم از بين برده است. تنها به همين يک نکته توجه کنيد که طي کمتر از يکسال گذشته، سه چهره محبوب و تواناي ورزش تلويزيون شديدا به حاشيه رانده شدهاند؛ عادل فردوسيپور بهدلايل نامشخص خانهنشين شده، مزدک ميرزايي بعد از محدودشدن فضاي کارش مهاجرت کرده و محمدحسين ميثاقي هم به وجهالمناقشه جنگ مديران شبکه سه با برنامه نود تبديل شده است. او جوان بااستعدادي بود که لابهلاي دعواهاي اخير سوخت و تحت فشار شديد افکار عمومي قرار گرفت. جالب توجه آنکه اخبار و گزارشها نشان ميدهد يکي ديگر از مجريان ورزشي مطرح سيما نيز به خارج از کشور مهاجرت کرده است. همشهري نوشت؛ سهشنبهشب در يک تلويزيون آنور آبي صدايي آشنا روي يک مستند نظر مخاطبان ايراني اين کانال را بهخود جلب کرد. صدا، تعديلشده همان صدايي بود که عادت داشتيم روي گزارشهاي فوتبال از اين گزارشگر بشنويم. او براي نريشن اين مستند ديگر نيازي به هيجاندادن به گزارش خود نداشت و از روي متني آمادهشده ميخواند. روز چهارشنبه تلاش زيادي براي تماس با اين مجري و گزارشگر کرديم اما فايدهاي نداشت. گمان ما بر اين بود که او هم مثل مزدک براي همکاري با يک رسانه بيگانه از ايران خارج شده است. چيزي که ظن ما را قويتر ميکرد مواضعش پس از مهاجرت همتاي گزارشگرش به انگليس بود. شايد او با آن مواضع ميخواسته پيش از رفتن، خودش را تطهير و جدايياش را توجيه کند. همه نشانهها حکايت از آن دارد که گزارشگر مورد اشاره به خارج مهاجرت کرده است. چند وقت پيش و قبل از شنيدن صدايش از کانال مورد نظر شايعه شده بود که همسر و فرزندش از ايران خارج شدهاند. او تماسهايش را جواب نميداد و بعد از چندبار زنگخوردن، تماس روي پيغامگير ميرفت و عجيب اينجا بود که صداي ضبط شده پيغامگير او به زبان عربي بود. اين را هم در نظر بگيريد که دفتر اين کانال ماهوارهاي در يکي از کشورهاي همسايه جنوبي ايران در حاشيه خليجفارس است. چندي پيش هم خبري درباره بازداشت دونفر به اتهام همکاري با اين شبکه منتشر شده بود. اين دو تن، متهم به تشکيل تيمي براي دوبله محصولات شبکه مزبور شدند. به اين ترتيب بهنظر ميرسد همکاري با اين شبکه تلويزيوني منع قانوني دارد. وقتي تماسهاي تلفني روز چهارشنبه با اين گزارشگر به نتيجه نرسيد، سعي کرديم از طريق واتساپ با او تماس بگيريم. تماس که پاسخ داده نشد؛ پس فايلي صوتي برايش در همان اپليکيشن گذاشتيم که او آن را seen کرد اما باز هم جواب نداد. اين گزارشگر سرشناس چند هفته قبل پيامکي به يکي از همکارانش فرستاد که مشخص بود از آن دسته پيامکهايي است که براي چند نفر ديگر هم فوروارد کرده است. محتواي پيام اين بود که او دنبال آرشيو برخي مجلات و نشريات ناياب قديمي ميگشت. اگر يادتان باشد، اتهامي که به مزدک ميرزايي ميزدند اين بود که او بخشي از آرشيو ورزشي صداوسيما را با خود به انگليس برده است. حالا همه اين شواهد را کنار هم بگذاريد؛ پخش صداي يک گزارشگر يا صدايي شبيه او از يک شبکه ماهوارهاي خارجي، فرستادن همسر و فرزند به خارج در فاصله چندماه قبل از اين اتفاق، پيغامگير عربي روي گوشي موبايل، حمايت از مهاجرت مزدک ميرزايي و پيوستن او به يک شبکه ماهوارهاي خارجنشين معاند، درخواست از دوستان مطبوعاتي براي پيداکردن آرشيو نشريات قديمي کمياب و ناياب و... شما بوديد شک نميکرديد؟