درخصوص ادعاي تازه برايان هوک، نماينده ويژه آمريکا در امور ايران مبني بر اينکه «خسارتهايي که در اثر تحريمهاي آمريکا به ايران وارد شده است تقريبا به 50ميليارد دلار ميرسد. بنابراين انتظار داريم تحريمها ايران را به ميز مذاکرات بازگرداند»، بايد گفت آمريکاييها دنبال استفاده ابزاري از تحريم براي اعمال نظرات سياسي خودشان هستند. به عبارت ديگر اين ادعاي برايان هوک نشان از نيت آمريکاييها عليه ايران دارد. آمريکاييها در پي فشار مردمي و انتقال آن به حکومت هستند و بدين ترتيب مردم تحريک شده و عليه حکومت به حرکت درآيند. از سوي ديگر کاخ سفيد به دنبال استفاده از ابزار تحريم بوده تا بهوسيله آن در ديپلماسي يا مذاکرات از موضع بالا نظراتشان را تحميل کنند. اين نوع ديپلماسي با توجه به موقعيت منطقهاي و برگهاي برندهاي که ايران دارد پاسخگو نيست. آنها شرايط را در وضعيت بحراني کنوني نگه ميدارند. البته اينگونه مواضع بهعنوان کسب وجه براي آمريکا بوده تا بدين وسيله خود را طالب ديپلماسي و مذاکره نشان دهند. لذا آنها به دنبال آنند تا اينگونه وانمود نمايند که اين ايران است که به ديپلماسي پاسخ منفي ميدهد، اما آمريکا خواهان مذاکره است! آمريکاييها با استفاده از چنين ادعاهايي به دنبال کسب وجهه بينالمللي هستند. ميتوان گفت آنها حتي به قيمت تجزيه ايران دنبال فروپاشي حکومت هستند. ميدانيم که ايران راههايي براي کمکردن اثر تحريمها دارد. طبيعي است که در دنياي کنوني ايران که کشوري وابسته به نفت است، تحريمها تاثير زيادي دارد، اما ايران با استفاده از روشهايي همچون تقويت توليدات داخلي از جمله استفاده از ظرفيت 15همسايه و نگهداشتن ظرفيتهاي همپيماناش در برجام و استفاده از ظرفيتهاي آنها از جمله روسيه، چين و اروپا ميتواند تاثير تحريمها را بر زندگي مردم کم کند. طبيعي است که تحريمها در هر صورت در درازمدت بر روند الگوي توسعه کشور تاثير منفي خواهد گذاشت. ما هرچه بتوانيم منابع خودمان را به سمت سازندگي زيرساختهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و عمراني کشور هدايت کنيم، ميتوانيم در آينده نزديکتر براي رفاه مردم کشور برنامهريزي کنيم. از سوي ديگر در خصوص نقش اروپاييها در کاهش تاثيرات تحريمهاي آمريکاييها ميتوان گفت ايران به ظرفيت طرف اروپايي در مقابل آمريکاييها آگاه است. همچنين ايران در خصوص سلطه هژمونيک اقتصاد آمريکا نهتنها بر قاره اروپا بلکه بر اقتصاد جهان واقف است، اما در عين حال اروپا به اقتضاي خود و براي احترام به امضاي خود در برجام و اينکه اگر خواهان تداوم و يا حفظ ساختار برجام است ميبايستي يک سلسله اقدامات اجرايي که در آخرين مدل آن اينستکس تعريف شده به منظور آنکه نشان دهد که اروپا اقدامات اجرايي براي تعاملات مالي و تجاري براي منتفعکردن مردم ايران از برجام را در دستور کار خود دارد. اين اراده سياسي بايد دور از جريانهاي رسانهاي- تبليغاتي به يک طرح عملياتي ميان ايران و اروپا برسد. قسمتي از مشکلاتي که ايران هنوز نتوانسته از برجام استفاده عملياتي مالي- تجاري ببرد تا حدودي هرچند اندک به سازوکارهاي تعاملي بانکي خودمان با بانکهاي بينالمللي بازميگردد. بايد تلاش وافري داشته باشيم تا خودمان را به سطح استاندارهاي بينالمللي برسانيم.