در بحثي که ميان آيتا... محمد يزدي و آيتا... آملي لاريجاني در گرفته و پاسخهايي که در اين ميان رد و بدل شده، تعابير و ادبياتي که نسبت به آقايلاريجاني به کار بردند به هيچ وجه مطابق بااخلاق اسلامي نيست. رعايت اخلاق در يک بحث از ضروريات است. به کار بردن تعابيري چون «پولها را از ارث پدرت آوردي» شايسته گفتار يک روحاني نيست. اين گفتار در برابر يک مسئولي به کار برده شده که در همان تراز ايشان بوده و روزگاري مسئوليت دستگاه قضائي کشور را بر عهده داشته است. اين مسائل اخلاقي در مورد نوشتار آقاي صادق لاريجاني نيز صادق است. برخي مسئولان در کشور سنشان بيشتر از آقاي يزدي است و نميتوان به کسي صرفا به دليل اين که سنش بالاست بي اخلاقي کرد. در موارد ديگري که در نامه آقاي آملي لاريجاني مطرح شده ميتوان به بحث به چالش کشيدن سواد ديني آقاي يزدي اشاره کرد. اگر آقاي لاريجاني در اين خصوص هم واقعا بناي بيان يک حقيقت را دارند، بايد بيايند و اثبات کنند کجا و چگونه اشتباهي در مکتوبات آقاي يزدي سر زده. اين طرز سخن گفتن دقيق و صحيح نيست. در مورد عملکرد آقاييزدي، آيتا...هاشمي شاهرودي ميگفت من يک ويرانه را تحويل گرفته بودم و در مورد عملکرد آقاي لاريجاني نيز شاهد هستيم چه اتفاقاتي پس از رفتن ايشان در حال رخ دادن است. در صورتي که واقعا خواستار روشن شدن ادعاهاي مطرح شده در دو نامه اخير هستيم، نياز است که نهادي بيطرف و مسئول مانند مجلس که حق دارد بر جميع امور اداره کشور نظارت داشته باشد و تحقيق و تفحص کند، دخالت کرده و به بررسي بپردازد. اين کاملا بجا خواهد بود که مجلس شوراي اسلامي بر مجموعه اعمال و رفتار رؤساي پيشين دستگاه قضا در دوره رياست مطالعهاي داشته باشد و گزارش آن را ارائه دهد تا دادگاه صالحه نظر نهايي را صادر کند. اين که بدون بررسي و بدون حکم قضائي يکديگر را متهم کنيم صحيح نيست. مسئولان ما بايد در کلام و نوشتار خود رعايت مسائل شرعي و عرفي که برازنده يک روحاني است را داشته باشند و از هجمه به يکديگر بپرهيزند.