صنعت خودرو در ايران از يک مضيقه بزرگ در رنج است و هر مديرعاملي که وارد اين بنگاه بزرگ خودروسازي شود، دچار سرنوشت مشابه بقيه مديران عامل خواهد شد و آن مشکل بزرگ اين است که به نام حمايت از خودروي ملي، اجازه نميدهند خودروسازان ايراني وارد يک رقابت واقعي با خودروسازان جهاني شوند. حمايت از خودرو ملي منجر به اين شده است که حداقل در سه- چهار دهه گذشته، نهتنها کيفيت خودرو ملي متناسب با خودروهاي خارجي ارتقا پيدا کند، بلکه هزينه يا قيمت توليد هم سير صعودي داشته باشد. ممکن است گفته شود که به دليل اعمال تحريمها، چنين اتفاقي براي خودروسازان ايراني افتاده است، ولي چه قبل و چه بعد از تحريم و چه آن هنگام که قيمت خودرو بالا بود و چه زماني که اقتصاد ايران رشد منفي را تجربه کرد يا خريد پايين بود، همواره خودروسازان دچار مشکل بودهاند. يا ممکن است اين استدلال مطرح شود که چون قطعه وارد نميشود، خودروسازان دچار مشکل شدهاند. پاسخ اين است که به ادعاي برخي از طرفداران خودروسازان داخلي، بخش عمده قطعات خودرو در داخل ايران ساخته ميشود و اگر چنين است، پس افزايش يا کاهش قيمت دلار يا تحريمهاي يکجانبه آمريکا نبايد تاثير شگرف و قابل توجهي بر توليد بگذارد. اما امروز ما ميدانيم که بخشي از خودروهاي توليد شده وارد بازار نميشوند، آنهم به دليل برخي عيبهايي که بخشي از قطعات خودرو دارند. بنابراين، به نظر ميرسد از روش آزمون و خطا در اين مسير استفاده کردهايم، باتوجه به اينکه دانشگاههاي ما به علم روز دست پيدا کردهاند، وقت آن رسيده که از دستاوردهاي آنها و واحدهاي تحقيقاتي استفاده بهينه ببريم تا خودروسازان وارد بازار رقابتي شوند. نتيجه ورود به بازار رقابتي اين است که هم کيفيت خودرو ايراني ارتقا پيدا ميکند و هم اينکه قيمت آن متناسب با قيمت جهاني ميشود. نميتوان هم ايرانيها را مکلف کرد که خودرو ايراني به قيمت بالا بخرند و هم اينکه از آنها انتظار داشته باشيم قيمت سوخت را واقعي پرداخت کنند. اگر قرار است قيمت سوخت واقعي باشد، به مصرفکننده ايراني بايد اين حق را بدهيم که خودرويي انتخاب کند که مصرف آن پايينتر باشد؛ نه اينکه مصرف بنزين آن مشابه مصرف خودروهاي خارجي باشد. همچنين درباره اينکه برخي گفتهاند در سوابق علمي و مديريتي رئيس جديد ايران خودرو، سمت مرتبط به صنعت خودرو وجود ندارد، بايد تاکيد کنم که هرچقدر شرکتها يا بنگاههاي اقتصادي بزرگتر ميشوند، مديريتها مهماند نه تخصص در محصول توليدي بنگاه. گرچه تخصص حتما ميتواند کمککننده مدير باشد، اما آنچه که ما امروز در ايران خودرو شاهد هستيم صرفا اين نيست که چه کسي داراي اطلاعات در حوزه خودرو است. مهم اين است که ايران خودرو داراي مشکلات ساختاري است؛ يعني بايد به اين سوال بزرگ پاسخ داده شود که چرا در شرايطي که صف تقاضا ميتواند به تعداد شهروندان ايراني باشد، عرضه هميشه دچار مشکل بوده است؟ دوم اينکه، چرا کيفيت خودرو ايراني پايين اما قيمت و مصرف آن بالاست؟ يعني سوالات و جوابها در اين حوزه مشخص است، کسي بايد اين جوابها را عملياتي کند. اگر آقاي عليآبادي که مسئوليت بنگاههاي بزرگ اقتصادي را در کارنامه خود دارد، بتواند به اين سوالات پاسخ دهد، در آينده ميتواند منشا تحولات در صنعت خودروسازي ايران باشد.