آرمان ملي- مرتضي رفيعي: دکتر ظريف در بدو ورود به سوئد گفت: «پس از استکهلم عازم اسلو خواهم شد تا با مقامات نروژ گفتوگو کنم و در روز جمعه نيز در سفر به پاريس با وزير خارجه و رئيسجمهور فرانسه ملاقات خواهم کرد. تروريسم اقتصادي آمريکا بر من بياثر بوده است و حالا در اروپا مشغول رايزني هستم.» به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با قاسم محبعلي مديرکل اسبق خاورميانه و شمال آفريقاي وزارت امورخارجه انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه دکتر ظريف در استکهلم اعلام کرد «روز جمعه و در ادامه سفرهاي اروپايي در پاريس با رئيسجمهور و وزير خارجه فرانسه ديدار ميکنم.» هدف وزير خارجه کشورمان از سفر به پاريس چيست؟ همچنين آيا فرانسه ميتواند به عنوان ميانجي به کاهش تنش ميان تهران-واشنگتن کمک کند؟
به نظر ميرسد فرانسويها و بهطور کل اروپاييها در درجه نخست به دنبال حفظ توافق هستهاي هستند. بنابراين اروپاييها به دنبال آنند تا ميان ايران و آمريکا به نوعي مصالحهاي صورت گيرد تا در سايه آن هم برجام حفظ شود و هم تهديدات احتمالي وقوع جنگ بر طرف گردد. به نظر ميرسد فرانسويها به دنبال آنند تا چنين ترتيباتي را تا قبل از برقراري اجلاس سران 7 کشور صنعتي در پاريس که در دهه اول شهريور برگزار ميشود فراهم نمايند. به گونهاي که کشورهاي صنعتي در آن حضور خواهند داشت. لذا اگر فرانسويها بتوانند به نوعي نظر تهران-واشنگتن را جلب نمايند ممکن است زمينههاي ايجاد يک چارچوب با حضور کشورهاي اروپايي حاضر در برجام و ايران و آمريکا مستقيم و يا غير مستقيم برقرار کنند. لذا بعد از آن چارچوبي براي ادامه مذاکرات فراهم ميشود. تا بدين وسيله آمريکاييها تحريمها را کاهش داده و متقابلا ايران گامهاي بيشتري در خروج از برجام برندارد.
با توجه به آنکه پادشاه بحرين اعلام کرد «در مأموريت دريايي بينالمللي که آمريکا با هدف برقراري امنيت دريانوردي در منطقه خليج فارس قرار است تشکيل دهد، شرکت خواهد کرد.» منامه از حضور در چنين ائتلافي چه اهدافي را دنبال ميکند؟
بحرين جزو اولين کشورهايي است که علاقهمند بوده تا مورد حمايت واشنگتن قرار گيرد. همچنين اين کشور کوچک به عنوان لنگرگاه کشتيهاي قدرتهاي فرامنطقهاي ميتواند در اختيار آنها پايگاه قرار دهد. اما خود بحرين تاثير چنداني در چنين ائتلاف ادعايي ندارد. ميدانيم که اين ائتلاف متشکل از خود آمريکا بوده و کشورهاي ديگر حداکثر به عنوان وجهه بينالمللي دادن به چنين ائتلاف ادعايي حاضر ميباشند، اما از نظر نظامي نه تنها حضور بحرين بلکه حضور ساير کشورها تاثير آنچناني در چنين ائتلافي نخواهد داشت.
با توجه به آنکه ترامپ مدعي شد که «تهران خواهان گفتوگو با واشنگتن است، اما به دليل غرور ايراني، نميداند چطور بايد مذاکره را آغاز کند.» رئيسجمهور آمريکا از طرح چنين ادعاهايي چه اهدافي را دنبال ميکند؟
دفتر حافظ منافع آمريکا (سوئيس) در تهران و دفتر حافظ منافع ايران (پاکستان) در آمريکا فعال هستند و کانالها رسمي در صورت آغاز اين موضوع وجود دارد، اما ترامپ به دنبال آن است تا از چنين مواضعي به منظور استفاده در بازيهاي تبليغاتي بهرهبرداري نمايد. ترامپ دنبال آن است تا فضاي امکان مذاکره به هر صورت ممکن را باز نگه دارد.
حضور کشورهاي فرامنطقهاي در منطقه خليج فارس با چه اهداف احتمالي صورت ميگيرد؟ همچنين اين حضور چه نتايج و پيامدهايي بر امنيت منطقه خواهد داشت؟
مشکل امنيت در خليج فارس فقدان موازنه قواست. به دليل آنکه در منطقه خليج فارس کشورهاي بزرگي همچون ايران حضور دارند و از سوي ديگر کشورهاي ديگري نيز همچون عربستان و عراق نيز حضور دارند. همچنين کشورهاي کوچک (ميکرواستيتهايي) در اين منطقه هستند که اين کشورها (بحرين، قطر، کويت و...) قادر نيستند امنيت خودشان را تامين کنند و دنبال ايجاد اتحاد با کشورهاي فرامنطقهاي براي حفظ امنيت و موازنه قوا هستند. مگر آنکه يک جايگزين منطقهاي وجود داشته باشد تا ضمن آنکه موازنه قوا را برقرار مينمايد اعتماد کشورهاي کوچکتر را به همسايگان بزرگتر خود جلب نمايد. واقعيت آن است که در دنياي سياست هر جا که خلأ قدرت بهوجود آيد قدرت بزرگتر شروع به پيشروي ميکند. اين تجربه تاريخي روابط بينالملل است. بنابراين با قرارداد و توافقات صورت نميگيرد. بلکه در روي زمين ميبايستي توازن قوا صورت گيرد. توافقات و قراردادها هيچگاه قادر نبودهاند که چنين شرايطي را فراهم نمايند. خليج فارس به دليل آنکه هم آبراه بينالمللي بوده و هم اينکه منطقه عبور انرژي است بهصورت طبيعي مورد توجه قدرتهاي بزرگ قرار دارد. بنابراين يک اجماعي ميان توافق منطقهاي و بينالمللي لازم بوده تا امنيت منطقه خليج فارس تامين شود. لذا به دليل عدم موازنه قوا و اينکه قدرتهاي بزرگ در منافع کشورهاي منطقهاي ذينفع هستند چنين مسالهاي عملي نيست. در عين حال قدرتهاي بزرگ بدون توافق با قدرتهاي منطقهاي همچون ايران، عراق، عربستان و... قادر به تامين امنيت منطقه نيستند و ميبايستي يک توافقي در سطح منطقه با قدرتهاي بينالمللي تحت نظر سازمان ملل متحد همانگونه که در بند 8 قطعنامه 598 به آن اشاره شده است يک فرآيند دو طرفه (منطقهاي-بينالمللي) ايجاد شود تا بدين وسيله امنيت خليجفارس تامين گردد، تا بدين وسيله هم کشورهاي خليج فارس احساس امنيت و رضايت کنند و هم قدرتهاي بزرگ نگراني نداشته باشند که بر اثر يک تحول ممکن است منافع آنها با خطر جدي مواجه گردد. بنابراين بدين وسيله قدرتهاي بزرگ وارد رقابت با يکديگر در حضور در منطقه ميشوند.