در خصوص انتقاداتي که به اميرحسين فتحي ميشود، معتقدم نزديکي بيش از حد فتحي به مسعود سلطانيفر وزير ورزش و جوانان باعث شده که او در استقلال موفق نباشد. به نظرم فتحي اصلا تفکر ندارد. او زماني رئيس کميته قضائي فدراسيون فوتبال در زمان رياست داريوش مصطفوي بود و تحتنظر مديريت مصطفوي، دستورات وي را اجرا ميکرد. الان نيز دستورات سلطانيفر را به روي چشم قرار ميدهد و در استقلال موفق نيست. سلطانيفر رنگ قرمز را دوست دارد و به استقلال توجهي ندارد. من معتقدم اگر اتفاقاتي غير از اين بود، توجهاتي که به باشگاه استقلال ميشد، همانند توجهات به باشگاه پرسپوليس بود. فتحي نيز زير نظر سلطانيفر کار ميکند و رابطه جالبي با بازيکنان و ديگر اعضاي اين باشگاه ندارد. بهنظر من او استقلالي و دلسوز اين باشگاه نيست. وي از قديمالايام علاقهاش به باشگاه پرسپوليس بود. براي همين هم مديرعاملي باشگاه استقلال به او سپرده شده است. اين روزها بحث جدايي استراماچوني از باشگاه استقلال مطرح است چراکه خواستههاي وي بهعنوان سرمربي اجرايي نميشود. براي فتحي و سلطانيفر تفاوتي نميکند چه فردي سرمربي استقلال باشد. آنها ميخواهند پول کمتري پرداخت کنند و اين موضوع قطعا به سود باشگاه استقلال نيست. من به استقلال اميدوارم. بازيکنان باغيرتي هستند و در هياتمديره باشگاه استقلال فردي بهنام ميرشاد ماجدي وجود دارد که يک استقلالي است و ميتواند به داد باشگاه برسد. او ميتواند با دلايلي که دارد، افرادي چون فتحي را محکوم کند. عيار تيم فوتبال استقلال در هفته چهارم و پنجم مشخص ميشود و البته من اميدوارم پيش از آنکه رقابتهاي ليگ برگزار شود، بدهيهاي باشگاهها پرداخت شود. اگر باشگاه استقلال بهدرستي هدايت شود، تيم فوتبال اين باشگاه ميتواند بار ديگر نتايج فوقالعادهاي را کسب کند. باشگاهي مانند استقلال نياز دارد تا بودجه مالياش مشخص شود. بايد شرايطي حاصل کنند تا هواداران بتوانند ضمن حمايت از باشگاه استقلال، صاحب سهام باشگاه شوند. امتيازهايي چون حق بليتفروشي، تبليغات دور زمين، حق پخش تلويزيوني و غيره بايد به باشگاه داده شود تا بدهيها به طلبکاران داده شود و بهنظرم سازمان ليگ اگر بتواند در ابتداي فصل 50 درصد قرارداد بازيکنان و مربيان را بهعنوان سپرده از باشگاهها بگيرد، در فصل آينده ميزان طلبکاران کاهش پيدا ميکند.