بستن

آمريكا، بازي توقيف نفتكش را باخت

آمريكا، 
بازي توقيف نفتكش را باخت

آرمان ملي- مرتضي رفيعي: خبر رفع توقيف نفتکش ايراني بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي جهان داشت. در اين خصوص گمانه‌زني‌هاي بسياري مطرح شد و به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفت‌وگوي کوتاهي را با محمدجواد جمالي نوبندگاني نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد:

با توجه به اعلام خبر رفع توقيف نفتکش ايراني توسط دولت جبل‌الطارق، چه مجموعه عواملي سبب آزادي ابرنفتکش گريس1 شد؟

بايد اين نکته را مد نظر داشته باشيم که در مساله توقيف نفتکش ايراني يک پرسش اساسي مطرح بوده آن است که عامل توقيف نفتکش ايراني چه بود؟ به نظر مي‌رسد اين اقدام لندن در سايه کاهش تعهدات برجامي ايران با هماهنگي واشنگتن صورت گرفت. به گونه‌اي که بلافاصله پس از توقيف نفتکش ايراني جان بولتون احساس شادماني کرده و آن را هديه‌اي از جانب لندن به واشنگتن قلمداد کرد. بنابراين دليل توقيف کشتي ايراني بهانه‌اي غيرقانوني بيش نبود. همچنين چندين دليل را مي‌توان براي آزادي اين کشتي برشمرد. از جمله اينکه هيچ ادله قانوني محکمه‌پسندي براي ادامه توقيف اين نفتکش وجود نداشت. به گونه‌اي که براساس حقوق بين‌الملل حق با ايران بود. دوم آنکه بنا به نظر بسياري از کارشناسان و حقوقدانان اروپايي بهانه بريتانيا در توقيف نفتکش ايراني که حامل نفت به ادعاي آنها به مقصد سوريه بوده بر فرض درست بودن، ايران عضو اتحاديه اروپا نبوده که شامل چنين تحريمي شود. بنابراين اين موضوعات در کنار تحرکات ديپلماتيک (از جمله سفارتمان در لندن) و همچنين اقدامات امنيتي توسط نيروهاي دفاعي ايران در منطقه خليج فارس باعث رفع توقيف نفتکش ايراني و تحرکات لندن در راستاي کاهش تنش در منطقه بود.

با توجه به آنکه ترامپ در جمع هوادارانش در منچستر مدعي شده «ايران به علت فشار تحريم‌ها، مي‌خواهد به توافق هسته‌اي جديدي برسد»، رئيس‌جمهور آمريکا از طرح چنين ادعايي چه اهدافي را دنبال مي‌کند؟

به نظر مي‌رسد ترامپ و تيم مشاورانش از يک انسجام عملي در سياست خارجي ايالات متحده برخوردار نيستند. بنابراين مي‌توان از چنين رويکردي تحت عنوان يک آنارشي (بي‌نظمي) در سياست خارجي آمريکا نام برد. ترامپ پس از آن تهديدها و شروطي که توسط وي و مشاورانش مطرح شد. همچنين پس از فشارهاي همه‌جانبه کاخ سفيد بر عليه مردم ايران، آمريکايي‌ها در حال حاضر منزوي‌تر از گذشته در صحنه بين‌المللي هستند. به گونه‌اي که حتي در زمينه آزادي نفتکش ايراني به دنبال سنگ‌اندازي بودند اما اقدامات غير قانوني آنها راه به جايي نبرد. بنابراين ترامپ با چنين شکست‌هايي که در عرصه‌هاي سياسي و نظامي با آنها دست به گريبان شده به بلوف‌زني و دروغگويي رو آورده است. همچنان که کاخ سفيد مدعي شد يک پهپاد ايراني را منهدم کرده‌اند اما آنها حتي نتوانستند يک تصوير در اثبات چنين ادعايي منتشر کند. بنابراين چنين ادعاهايي از سوي رئيس‌جمهور آمريکا بسيار سخيف است. تهران رسما اعلام کرده که حصول هرگونه توافق با فردي همچون ترامپ ناشدني است. همگان مي‌دانند که حتي حلقه‌هاي مشاوران نزديک ترامپ مدت زمان زيادي نمي‌توانند با توجه به رويه عملکرد چنين رئيس‌جمهوري دوام بياورند. به گونه‌اي که 4 وزير دفاع، همچنين وزراي خارجه، سخنگوي کاخ سفيد و مسئولان ديگري نيز در حدود دو سال به سرعت تغيير کردند.

با توجه به آنکه دکتر ظريف در تازه‌ترين توئيت خود با اشاره به مقاله فارين پاليسي بار ديگر تاکيد کرد که «تروريسم اقتصادي آمريکا، مستقيما توليدکنندگان دارو را هدف قرار مي‌دهد.» مشخصا کاخ سفيد از تحت فشار قرار دادن مردم ايران چه اهدافي را دنبال مي‌کند؟

به نظر مي‌رسد آمريکايي‌ها چون نان شعارهاي آزادي‌خواهانه و حقوق بشري را خورده‌اند، براساس همين شعارها بسياري از کشورهاي غير همسو با خودشان را تحت فشار قرار داده و مي‌دهند. بنابراين در حال حاضر نيز نمي‌خواهند از اين ابزار دست بکشند. آمريکايي‌ها از نظر اخلاق پزشکي يکي از بدنام‌ترين کشورها هستند. به گونه‌اي که بسياري از داروهاي خودشان را روي انسان‌هاي فقير در کشورهاي ضعيفي همچون آمريکاي مرکزي و آفريقا آزمايش مي‌کنند. آمريکا حتي در سيل اخير در ايران به طور رسمي ايراني‌هاي خارج از کشور را از کمک دارويي منع کرد. بنابراين داروهايي که براي بيماران خاص تامين مي‌شد گرچه ممکن است تعداد اين بيماران نسبت به ساير بيماران کمتر باشند اما حوزه تاثيرگذاري اين داروها روي خانواده‌هاي اين بيماران با هدف جنگ رواني صورت مي‌گيرد. تروريسم اقتصادي دارويي يک جنايت بر عليه بشريت است. البته کشورمان نشان داده که مي‌تواند از تهديدها فرصت بسازد. بنابراين اميدواريم دانشمندان کشورمان بتوانند در زمينه دارويي نيز تلاش خودشان را مضاعف و وابستگي کشور را کمتر کنند. آمريکايي‌ها مي‌دانند که ستون پايه‌هاي نظام سياسي ايران بر مبناي راي و حمايت مردم استوار شده است. بنابراين آنها در پي آنند تا آنچنان مردم ايران را تحت فشار تحريم اقتصادي قرار دهند که دست از حمايت از حاکميت بردارند. اما جالب اينجاست که خود آمريکايي‌ها عامل اصلي فشار اقتصادي و سياسي بر مردم ايران هستند. شبکه رسانه‌اي عظيمي در آمريکا و اروپا به منظور جنگ رواني و تاثير گذاري روي مردم ايران مشغول به کارند تا بدين وسيله بتوانند ميان صفوف مردم و مسئولان کشور انشقاق و چند دستگي ايجاد کنند. اما مردم کشورمان نشان داده‌اند عوامل اصلي بروز چنين مسائلي را به خوبي و درستي مي‌شناسند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی