آرمان ملي- وحيد استرون : مرتضي گودرزي يکي از اساتيد موسيقي خراسان است که در يک دهه گذشته سبک متفاوت او، مخاطبان زيادي را به دست آورده. تلفيق آوازهاي موسيقي ايراني با سبک دوتار شمال خراسان، او را تبديل به يک هنرمند متفاوت کرده است. البته ناگفته نماند پايهگذار تلفيق آواز ايراني با نواي دوتار خراسان شمالي در دهه 40 زنده ياد اسماعيل ستارزاده بود. مرتضي گودرزي متولد سال 1358 در قوچان است و از هفتسالگي نوازندگي دوتار را نزد سيد حسن قدرتي آغاز نمود بعدها خدمت اساتيدي همچون محمد يگانه، حاجحسين يگانه، اسماعيل ستارزاده، عباسقلي رنجبر و حاجقربان سليماني رسيد. درباره زندگي هنري اين نوازنده و مدرس ساز دوتار، «آرمان ملي» با او به گفتوگو نشسته است:
گفته بوديد که استاد اسماعيل ستارزاده در زندگي هنري شما تاثير بسياري داشته و شما تا آخرين روز زندگي اين هنرمند، کنارشان بوديد، چطور با زندهياد ستارزاده آشنا شديد؟
در اوايل دهه 70 مرحوم استاد اسماعيل ستارزاده براي ديدار فرزندش که در قوچان زندگي ميکرد به اين شهر آمد. من بهواسطه سنم او را نميشناختم ولي قديميهاي شهر را ميديدم که با شوق خاصي از او صحبت ميکردند. پدرم کارمند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي بود، به دنبال اين استاد موسيقي رفت و در ملاقاتي که با زندهياد استاد ستارزاده داشت، از او پرسيد که حالا چه کاري انجام ميدهد و وقتي پدرم و همکارشان آقاي حميد ضيايي که امروز رئيس اداره ارشاد قوچان است و در آن زمان مسئول واحد موسيقي اداره بود مطلع شدند که ايشان در کرج زندگي ميکند و اجازه فعاليت هنري ندارد، از ايشان خواستند که به قوچان بيايد و در اين شهر کار موسيقي انجام دهد، چند روز بعد استاد محمد يگانه هم از اين نظر استقبال نمود و استاد ستارزاده خيلي سريع پيشنهاد را پذيرفت و بلافاصله براي هميشه به قوچان کوچ کرد. من اين افتخار را داشتم تا آخرين روز عمرشان در کنارشان باشم. استاد ستارزاده بسيار روي من تاثير گذاشت.
ظاهرا بهواسطه دوستي استاد ستارزاده و حاجقربان سليماني، شما محضر حاجقربان را نيز درک کرديد، درست است؟
استاد اسماعيل ستارزاده يکي از ارزشمندترين نصيحتها را در آخرين روز عمرشان به من کردند و گفتند: من امروز و يا فردا از اين دنيا ميروم ولي شما از حاجقربان غافل نشو و به عليآباد برو و محضر ايشان را درک کن. حاجقربان و ستارزاده در کودکي و نوجواني در روستاي عليآباد همسايه بودند و شروع دورهاي که ستارزاده با دوتار آشنا شد همزمان با دورهاي بود که حاجقربان سليماني نيز کار خود را آغاز کرد. اين دو نفر با هم در مجالس شرکت ميکردند و بهواسطه سواد زندهياد ستارزاده، او از نوازندگي بخشيهاي قديم نتبرداري ميکرد و حاجقربان آنها را به ذهن ميسپرد و در خلوتشان هر چيزي را که به دست ميآوردند روي کاغذ پياده ميکردند و با هم مبادله داشتند. من بعد از درگذشت استاد ستارزاده به محضر حاجقربان رسيدم و جايگاه حاجقربان براي من بهواسطه سفارش استاد ستارزاده، بسيار رفيع شد و تا روزي که زنده بود در هر سفر به خراسان خدمت ايشان ميرسيدم و درس پس ميدادم.
اين روزها مشغول چه کاري هستيد؟
عمده وقت روزانهام را به شنيدن آثار موسيقي قدماي خراسان بزرگ ميگذرانم که شامل خراسان فرهنگي (بخشي از کشورهاي ايران، تاجيکستان، ازبکستان و افغانستان ميشود) است. با توجه به اينکه فعاليت صحنهاي داخل کشور ندارم از طريق ساخت «دوتار معاصر» و آموزش هنرجويان زندگي را ميگذرانم.
شما مبدع ساز دوتار معاصر هستيد، عمده تفاوت اين ساز با دوتارهاي ديگر چيست؟
ما چهارنوع ساز دوتار در استانهاي خراسان شمالي و جنوبي، گلستان و مازندران داريم که اين دوتارها از لحاظ فواصل صوتي، پردهبندي و اندازه با يکديگر متفاوت هستند. تا پيش از ساخت دوتار معاصر، اگر کسي ميخواست دوتار هر کدام از اين مناطق را بنوازد، بايد حتما ساز مخصوص به آن استان را تهيه ميکرد. من از 15سال پيش که به فستيوالهاي خارجي راه پيدا کردم، بايد در برخي از ورکشاپها موسيقي فراتر از شمال خراسان را اجرا ميکردم و ناچار بودم چند دوتار را با خودم ببرم که با توجه به مشکلات سفر به خارج از کشور، حمل چند ساز بسيار دشوار بود. پس به اين فکر افتادم دوتاري را بسازم که بتوان با آن موسيقي محلي اين چهار منطقه را اجرا کرد. دوتار معاصر داراي 17 پرده است و قابليت اين را دارد که در همه مناطق نوازندگان بتوانند با اين ساز موسيقيشان را اجرا کنند. ما ظرفيت ساز دوتار را بالا برديم، ولي الگوي اين ساز همان دوتار خراسان است.
دوتار معاصر را بهنام خودتان ثبت کردهايد؟
چندسال پيش براي ثبت اين ساز اقدام کرديم، ولي از آنجايي که هيچ قانون محکمي براي مالکيت فکري در کشور وجود ندارد، از ثبت اين ساز منصرف شدم. مثلا براي قانون کپيرايت، هنوز نتوانستيم عاملي بازدارنده جهت جلوگيري از اين اتفاق داشته باشيم. خود مسئولان اداره ثبت اثر نيز به ما گفتند که بيدليل هزينه ميکنيد، چون هيچ فايدهاي ندارد. اما از طريق رسانهها و کليپهايي که در فضاي مجازي منتشر کرديم، حالا مشخص است که اولين سازنده دوتار معاصر من هستم.
چرا کنسرت برگزار نميکنيد، با توجه به اينکه آلبومها و آثار شما مخاطب زيادي دارد؟
در 15-10 سال اخير شاهد افزايش اقبال عمومي نسبت به موسيقي پاپ در شرايطي هستيم که بسياري از اين آثار به لحاظ محتوايي، شنيدن آن براي امثال من کار دشواري است. ذائقه مردم به سمت اين موسيقي کشيده شده؛ البته اين ايراد از طرف مردم نيست و برخي مسئولان فرهنگي با ترويج اين موسيقي در رسانه صداوسيما و مجوز دادن به کنسرتها سعي دارند ذائقه مردم را تغيير دهند. چندسال پيش يک مجموعه فرهنگي از من خواست که کنسرتي را برگزار کنيم و من گفتم که اخذ مجوز به هنرمند ارتباطي ندارد، چرا بايد تعهد بدهم که مردم در سالن کنسرت سروصدا نکنند يا حرکت خطايي از کسي سر نزد. اصلا ميخواهم آثارم را بداهه اجرا کنم، چرا بايد شعر را به آنها ارائه دهم تا تائيد شود. مرتضي گودرزي يا مورد اعتماد مسئولان فرهنگي و مردم هست يا نيست. چرا در برنامههاي زنده تلويزيوني و راديويي من را دعوت ميکنند، اين امر نشان ميدهد اعتماد به هنرمندان وجود دارد، اما چرا اين اعتماد روي صحنه نيست؟
اما در کشورهاي ديگر کنسرت برگزار ميکنيد.
بله، هم در اروپا و هم در کشور تاجيکستان به همراه دولتمند خالاف بارها کنسرت برگزار کردهام. در کشور تاجيکستان دولت از برگزاري کنسرت توسط هنرمندانش استقبال و حمايت ميکند، آنها سالن را به رايگان در اختيار هنرمندان قرار ميدهند و با تبليغات گسترده تلويزيون و راديويي کنسرتشان را معرفي ميکنند، ولي هنرمند ايراني از اين امکانات برخوردار نيست، در تاجيکستان چند نوبت از طرف خانواده رئيسجمهور محترم اين کشور دعوت شدهام و در جمع خانوادگي ايشان مهمان شدهام، احترام بسيار و لطف و محبتشان را ديدهام اما در ايرانِ خودمان هرگز چنين تجربهاي نداشتم. مشکل ما مديريت فرهنگي است که باعث شده نااميد شويم. وقتي سرگذشت پيشکسوتان موسيقي نواحي و حتي موسيقي اصيل را ميبينم، اين نااميدي دوچندان ميشود. حال اساتيد و پيشکسوتان موسيقي نواحي بد است، چون حمايت نميشوند. استاد محمد يگانه از هنرمندان موسيقي خراسان ميگويد: از ما حمايت نميکنيد، خب نکنيد، ديگر چرا چوب لاي چرخمان ميگذاريد. استاد محمد يگانه در محل زندگياش نميتواند برنامههاي درآمدزا داشته باشد. جالب اينجاست که موسيقي خراسان جزو موسيقيهاي فاخر کشور است و آن را بهعنوان ميراث معنوي بشر در يونسکو ثبت کردهايم و به رخ دنيا هم ميکشانيم، اما هنرمند خراساني اجازه اجراي برنامه در مشهد را ندارد. از طرفي ديگر همين هنرمندان در اعياد در تلويزيون اجراي برنامه دارند. يعني بايد يک مناسبت وجود داشته باشد تا مسئولان از هنرمندان دعوت کنند برنامهشان را اجرا نمايند.