آرمان ملي- مرتضي رفيعي: خبرگزاري رويترز به نقل از مقامات جبل الطارق اعلام کرد «مدت زمان حکم موجود براي توقيف نفتکش ايراني گريس-1 شامگاه شنبه پايان مييابد. بنابراين آنها در تلاش براي پايان تنشها با تهران از زمان توقيف نفتکش گريس-1 هستند.» برخي از کارشناسان اين اقدام را در چارچوب عقب نشيني لندن قلمداد کردهاند. براي بررسي اين موضوع «آرمانملي» گفت وگوي کوتاهي را با سيدهادي برهاني استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه خبرگزاري رويترز به نقل از مقامات جبل الطارق اعلام کرد مدت زمان حکم موجود براي توقيف نفتکش ايراني گريســ1 شامگاه شنبه پايان مييابد. لذا آنها در تلاش براي پايان تنشها با تهران هستند. آيا ميتوان اين خبر را نشانهاي از عقب نشيني لندن از مواضع قبلياش قلمداد کرد؟
به نظر ميرسد بريتانيا واقعيتها را تا حدودي درک کرده است. بنابراين لندن به دنبال آن است تا با برداشتن گامهايي، اشتباهاتش را در مورد ايران جبران کند. به نظر ميرسد که تهران بايد به اين حرکت روبهجلو لندن پاسخ مثبت دهد. در حال حاضر بهترين حالت براي سياست خارجي ايران اين است که دشمنان اصلياش يعني ترامپ و نتانياهو در انزواي کامل قرار گيرند. جدا کردن لندن از محور واشنگتن-تلآويو موجب انزواي ترامپ و نتانياهو ميشود. بهطور سنتي بريتانيا روابط ويژهاي با آمريکا داشته و در سياستهاي خاورميانهاي با آمريکا نزديک است. اما واقعيت امر آن است که اصطلاحا آنقدر آش ترامپ شور بوده که حتي بريتانيا نيز در همراهي با واشنگتن ترديد دارد. بنابراين فرصت بسيار مناسبي براي تهران است که اين اجازه را ندهد تا نزديکي ميان لندن- واشنگتن شکل گيرد. لذا راه آن اين است که اگر لندن گامهاي مثبتي را در جهت بهبود مناسبات با تهران بر ميدارد ايران متقابلا گامهاي مثبتي برداشته و بريتانيا را از کنار ترامپ و نتانياهو دور کند. همچنين به نظر ميرسد در تحليلها نگاه به بريتانياي قرن 19 با بريتانياي فعلي نگاه دقيقي نيست. بايد بدانيم که خورشيد در مستعمرات بريتانيا غروب کرده است. لذا اين انگلستان با انگلستان قرن 19 تفاوتهاي زيادي دارد. همچنين در انگلستان رقابتها و نظرات مختلفي در رابطه با موضوعات گوناگون وجود دارد. در حال حاضر رهبري حزب کارگر بر عهده جرمي کوربين بوده که مواضعش با ساير سياستمداران انگليسي نسبت به ايران متفاوت است. بوريس جانسون نخست وزير فعلي بريتانيا و حزب محافظه کار مرتبا کوربين را متهم ميکند که از ايران پول گرفته و از سياستهاي ايران حمايت ميکند. بايد دقت داشته باشيم يکي از دو رهبر حزب اصلي در بريتانيا که شانس نخست وزيري نيز دارد اگر چنين فردي نخست وزير شود تحول بزرگي ميتواند در مناسبات تهران- لندن ايجاد کند. در حال حاضر رژيم صهيونيستي و لابيهاي افراطي صهيونيستي به شدت ناراحت و نگران هستند که مبادا کوربين نخست وزير شود. بنابراين آنها به دنبال آنند تا به هر شکل ممکن وي را تخريب کنند. بهگونهاي که بهصورت هر روزه در پي آنند تا چهره وي را نزد افکار عمومي بريتانيا تا جايي که ميتوانند تخريب کنند. بنابراين بايد بدانيم که انگلستان فقط به جانسون ختم نميشود. بلکه انگلستان جرمي کوربين هم دارد. لذا به نظر ميرسد که بايد يک نگاه واقعبينانه داشته باشيم و متناسب با آن به تحولاتي که در انگلستان وجود دارد واکنش نشان دهيم و بر اساس منافع ملي خودمان گام برداريم.
با توجه به آنکه جان بولتون، در لندن اعلام کرد که «گفتوگو با مقامات انگليسي در خصوص مسأله ايران، چين و شرکت هواوي بهتر است به تعويق افتد.» اين موضع مشاور امنيت ملي آمريکا حائز چه نکاتي است؟
اظهاراتي که بولتون بعد از سفر به لندن مطرح داشته نشان ميدهد که سفرش به لندن با شکست بسيار سنگيني مواجه گرديده است. آنچنان که از شواهد و قرائن بر ميآيد بولتون نتوانسته لندن را با خود همراه کند. بنابراين وي نتوانست به هيچ يک از اهداف اعلامي خود بهويژه در مورد ايران دست يابد.
با توجه به آنکه طي روزهاي گذشته خبرهايي مبني بر حضور رژيم صهيونيستي در ائتلاف دريايي در خليج فارس منتشر شد. مشخصا تلآويو از حضور در منطقه چه اهدافي را دنبال ميکند؟
حضور رژيم صهيونيستي در ائتلاف ادعايي ايالات متحده بدبينيها نسبت به ماهيت اين ائتلاف را افزايش داده است. به عبارت ديگر رژيمي که نامشروع و دشمن منطقه بوده و همچنين کشورها و ملتهاي منطقه آن را به رسميت نميشناسند. اينکه اين رژيم در پي آن باشد تا از طريق چنين ائتلافهايي وارد خليج فارسي شود که هيچگاه کشورهاي منطقه حاضر نبودند تا اين رژيم را در منطقه ببينند خود موجب رسوايي براي چنين ائتلافي است. از سوي ديگر اين مساله بيانگر آن است که چون چنين ائتلافي مورد استقبال قرار نگرفته با وارد کردن رژيمهاي ورشکسته همچون رژيم صهيونيستي آن هم با تنفس مصنوعي نميتواند دوام بياورد. اما موضع ايران در قبال چنين ائتلافي کاملا روشن است. ايران نه تنها تحمل نخواهد کرد بلکه اجازه نخواهد داد هيچ دشمن خارجي به آبهاي سرزمينياش نزديک شود. همچنين همگان بايد بدانند که هيچ گونه ائتلافي که در آن رژيم صهيونيستي حاضر باشد هيچ جايگاهي در خليج فارس و درياي عمان ندارد. ايران چنين حضوري را به هيچ عنوان تحمل نخواهد کرد.
با توجه به سفر دکتر ظريف به دوحه و ديدار ايشان با امير قطر، تا چه ميزان ميتواند به گسترش مناسبات ميان تهران-دوحه و حفظ ثبات و امنيت در خليج فارس کمک کند؟
ايران کشوري غير عرب در منطقه خاورميانه در دريايي از کشورهاي عربي قرار دارد. به گونهاي که اکثريت کشورهاي منطقه جمعيت سني دارد. بنابراين ايران بايد بتواند با کشورهاي منطقه در تعامل باشد. برخي از کشورهاي منطقه با ايران روابط بسيار نزديکي دارند از جمله اين کشورها ميتوان قطر را نام برد. چنين کشورهايي از ابتداي انقلاب ايران در سال 1357 نظر مثبتي به ايران داشتهاند هر چند ممکن است اين روابط طي ساليان متمادي دچار نوساناتي بوده باشد. اما در مجموع اين روابط مثبت استمرار داشته است. بنابراين هم ايران و کشورهاي منطقه ميبايستي به ترميم و استحکام روابط در منطقه کمک کنند. از اين رو سفر وزير خارجه کشورمان به قطر به منظور گسترش مناسبات گامي مثبت تلقي ميشود.