آمريکا پايگاههاي بسيار زيادي در سطح منطقه خاورميانه بهطور اخص در منطقه خليج فارس دارد. بنابراين آمريکا بهصورت دائمي به دنبال تجهيز و نوسازي اين پايگاهها است. به هرحال ايالات متحده در قطر، امارات، بحرين و عربستان پايگاه دارد. آمريکاييها تحرکات نظامي گستردهاي بهصورت دائمي در منطقه انجام ميدهند. اما اينکه بخواهيم اين تجميع تجهيزات در منطقه را به عنوان مقدمهاي براي يک اقدام نظامي تلقي کنيم در حال حاضر دلايلي مبني بر آغاز يک ماجراجويي نظامي توسط ايالات متحده بعيد به نظر ميرسد. اما اين نکته را نيز بايد مدنظر داشته باشيم که ترامپ فرد غيرقابل پيش بيني است. بنابراين تصميماتي آني برخلاف موازين سياسي در داخل کاخ سفيد ممکن است، اتخاذ کند. اما در حال حاضر هيچگونه نشانهاي مبني بر آغاز هرگونه آتش بازي احتمالي از سوي آمريکا وجود ندارد. در خصوص برگزاري نشست ضدايراني در بحرين با هدف اعلامي تامين امنيت خليج فارس ميتوان گفت که متاسفانه بحرين در حال حاضر جزيره اشغالي عربستان سعودي است. بهگونهاي که اين کشور هيچگونه ارادهاي از خود ندارد. همچنين به دليل آنکه عربستان به دنبال آن است تا از برخي تبعات برخي از اجلاسها مصون بماند، چنين اجلاسهايي را در منامه (همانند اجلاس معامله قرن) برگزار ميکند. تهران طي ماههاي گذشته صراحتا پيشنهاد پيمان عدم تعرض را مطرح کرده تا بدين وسيله با مشارکت جمعي با حضور ساير کشورهاي خليجفارس امنيت و صلح پايدار در منطقه برقرار گردد. همچنين آمريکاييها در ائتلاف سازي در منطقه که با دست رد آلمان و ژاپن مواجه گرديد ناموفق بودند. بنابراين در حال حاضر به دنبال آنند تا برگزاري چنين اجلاسي در منامه که با تفرق کشورهاي عربي خليجفارس همراه است بهگونهاي اين کشورها را که بيش از يک سال است که نتوانستهاند گردهم جمع شوند، جمع کند. حال در چنين وضعيت شکنندهاي آمريکا چگونه ميتواند يک وفاق امنيتي ايجاد کند. امنيت واقعي زماني پديد ميآيد که بدون در نظر گرفتن دخالتهاي خارجي، خود کشورهاي منطقه در کنار يکديگر با ايجاد تفاهم و گفتوگو به يک راه حل مشترک و همگاني برسند. امنيت نه فروشي و نه خريداري شونده است. امنيت يک همکاري دسته جمعي است که ميتواند توسط شرکاي منطقهاي ايجاد شود. امنيت قابل خريد و فروش نيست. قطريها از مدتها قبل با توجه به درک واقعيات منطقه نسبت به اصلاح روابط خودشان با ايران اقدام کردند. با ائتلافي که سعوديها بر عليه قطريها ايجاد کردند، نزديکي هرچه بيشتر مناسبات ايران و قطر را فراهم نمودند. در حال حاضر روابط دو کشور در سطح بسيار بالايي برقرار است. همچنين پيشبيني ميشود اين روابط در آينده نيز مستحکمتر خواهد شد چون بر اساس منطق همسايگي اين روابط تنظيم شده است. برخي از کشورهاي منطقه تلاش کردند تا با انواع هزينهها و توطئههاي سنگيني که پرداخت کردهاند متوسل به اين مساله شدند تا بلکه بتوانند به اين وسيله براي خودشان امنيت بخرند. اما با گذشت زمان تا حدودي برخي از اين کشورها متوجه شدند که امنيت خريدني نيست. بنابراين اين کشورها در برابر واقعيات منطقه تسليم شدند. به نظر ميرسد امارات اين پيام را دريافت کرده است. از زماني که پهپاد آمريکايي (که مبدا حرکت آن از پايگاه الظفره امارات بود) توسط نيروهاي دفاعي ايران ساقط شد. ايران پيام بسيار محکمي به اماراتيها داد تا بدين وسيله آنها منافع ملي واقعي خودشان را انتخاب کنند. بنابراين آنها گزينه مناسب را انتخاب کردند. بهعلاوه آنکه هم عربستان و هم امارات متوجه شدند که آمريکا پشتيبان خوب و مطمئني براي اين کشورها نيست. بهگونهاي که در مواقع حساس اين احتمال وجود دارد تا آنها را رها کند. لذا امارات زودتر از عربستان رويه واقعگرايي را در سياست خارجي خود اتخاذ کرده است. به نظر ميرسد عربستان نيز با توجه به شکستهاي بسيار سنگيني که در ميادين مختلف متحمل شده اين کشور نيز تسليم واقعيات شود.